یک هفته بسیج ملی، مبارزه با فاجعه مواد مخدر در افغانستان

۲۰ سرطان ۱۳۹۶ هشدار

افغانستان؛ یک کشور محاط به خشکه، درگیر جنگ‌های طولانی داخلی و جنگ با تروریزم، تنها کشوری در جهان است که مواد مخدر تولید شده آن، در اکثر نقاط جهان در گردش است. کشوری که بیشترین و بزرگ‌ترین قاچاقبران نیز میل کار و فعالیت در آن را دارند، خیلی از افراد سیاسی نیز متهم به دست داشتن در این تجارت پر سود اند.

در نزدیک به دو دهه‌، کشت و تولید تریاک در افغانستان رشد سر سام‌آوری داشته است. هیچ استراتیژی و هیچ پلانی تا حالا در کم شدن این پدیده تباه کننده کارساز نبوده است. هر چند هر از گاهی از سوی دولت و نهادهای همکار دولت در این زمینه، برنامه‌‌های تبلیغاتی روی‌دست گرفته می‌شود.

اکنون بر اساس آمارها، در افغانستان سه و نیم میلیون نفر معتاد به مواد مخدر اند. در میان آنان، زنان و کودکان نیز به فراوانی یافت می‌شوند. زنان و کودکانی که بهای معتاد بودن پدر و یا یک عضو خانواده‌شان را می‌پردازند. این جمعیت بزرگی از افراد معتاد، مشکلات مبارزه با این پدیده را برای حکومت افغانستان بیشتر از پیش سخت ساخته است.

کمپاین بسیج ملی برای مبارزه با مواد مخدر

حکومت جدید افغانستان که پس از سقوط رژیم طالبان شکل گرفت، برای مبارزه با کشت و تولید مواد مخدر، یک وزارت را در چوکات کابینه افغانستان ایجاد کرد. این وزارت وظیفه دارد که برای کاهش و نابودی کشت و قاچاق تریاک برنامه بریزد و در همکاری با نهادهای دیگری اجرایی، جلو گسترش این پدیده را بگیرد.

سالانه ده‌ها و شاید هم صدها میلیون دالر از این آدرس به مصرف می‌رسد، اما نتیجه هنوز صفر است. نه تنها که صفر، تازه همه ساله گزارش ها نشان می‌دهد که کشت و قاچاق تریاک چند درصد افزایش داشته است. بهانه هم گسترش نا امنی است، موضوعی که خیلی از کارشناسان امنیت، یک بخشی از گسترش نا امنی را، گسترش تولید همین تریاک می‌دانند.

وزارت مبارزه با مواد مخدر، یک کمپاین یک هفته‌ای را زیر نام هفته بسیج ملی به منظور مبارزه با مواد مخدر راه اندازی کرده است. هدف از این برنامه، رسیدن به یک راه حل برای مبارزه موثر در این بخش است. آرزوی که فقط احتمالا در همین یک هفته میان یک جمعی جدی گرفته می‌شود و اگر هم به یک راه حل توافق شود، تنها در روی کاغذ باقی خواهند ماند. زیرا دولت افغانستان درد سرهای جدی‌تر به قول خود شان اکنون دارند و مواد مخدر گزینه بعدتر است.

این ناتوانی‌ها را شما همه روزه در کابل می‌توانید راحت درک کنید. وقتی سری بزنید به مناطقی که معتادان مواد مخدر در آن جمع اند و اگر جرات و یا حوصله صحبت با آن‌ها را نیز داشته باشد. روز گذشته چند جوان در پل سوخته در غرب شهر کابل، شعارهای ضد مواد مخدر می‌دادند و معتادان را به ترک آن فرا می‌خواندند. این کار بخشی از همان کمپاین یک هفته‌ای وزارت مبارزه با مواد مخدر است.

این شعارها برای معتادانی که دیگر هیچ گوشی برای شنیدن ندارند، چیزی تازه‌ای نیست. پل سوخته شناخته شده‌ترین محل برای معتادان مواد مخدر است. محلی که همه روزه چند جسد از آن بیرون می‌شود و شب روز هزاران نفر در آن مواد مخدر دود می‌کنند.

بازارهای فروش باید مسدود شوند

“تا دست‌رسی به مواد آسان باشد، دست یافتن به مواد مخدر سخت نشود و سکتورهای مختلف با هم، هم‌کاری نکنند، نه تعداد بسترهای بیشتر فایده می‌کند و نه تعداد معتادان کم می‌شود. زیرا هر وقت آنان خوب شدند، به مارکیت دوباره رجوع می‌کنند و بسیار آسان به مواد دست‌رسی پیدا می‌کنند. هم مواد مخدر ارزان است و هم مواد مخدر به دست‌رس مردم قرار دارد تا زمانی که با این پدیده مبارزه نکنیم، صادقانه باید بگویم که تداوی هیچ نتیجه نمی‌دهد.”

این حرف‌های فیروزالدین فیروز، وزیر صحت عامه است که یک بخشی از مسوولیت این نهاد نیز است تا در قسمت مبارزه با مواد مخدر هم‌گام دیگر نهادها به پیش برود. شاید مسوولیت این نهاد سنگین‌تر است. چون با جمعیت بیش از ده درصدی افغانستان رو به‌رو است که باید اعتیاد را ترک کنند.

در حالی که مبارزه با مواد مخدر بارها از سوی نهادهای بیرونی و داخلی به حکومت افغانستان گوش زد شده است، اما حکومت هم‌چنان درگیر بازی‌های سیاسی و جنگ با هراس افگنان است. گویا مبارزه با عتیاد اصلا در برنامه‌های نخستین این حکومت قرار ندارد.

این وسط هر از گاهی وزیر مبارزه با مواد مخدر، به عنوان مسوول درجه یک در این بخش، مورد انتقاد است و از سوی مجلس نیز استجواب و یا استیضاح می‌گردد. وزیر مبارزه با مواد مخدر، زمستان گذشته، اعتیاد در افغانستان را سونامی خاموش خواند و اعتراف کرد که در مبارزه با مواد‌مخدر کم‌کاری صورت گرفته است.

این در حالی است که در سال‌های گذشته، به هر میزانی که پول بیشتر در این بخش به مصرف رسیده است، به همان پیمانه شمار معتادان به مواد مخدر نیز افزایش یافته است. تازه ولایت شمالی بلخ، که یکی از مثال‌های والی مقتدر آن، پاک بودن این ولایت از وجود مواد مخدر بوده است، بر اساس گزارش‌ها درصدی بالای زمین‌هایش امسال تریاک کشته شده‌اند.

در کابل و دیگر ولایات، دسترسی به مواد مخدر به اندازه‌ای آسان است که هر شهروند هر چیزی دیگری را بخواهد از فروشگاهی به دست بیاورد. کودکان، جوانان، پیر مردان و حتا زنانی را در شهر کابل می‌توان یافت، که بدون دغدغه روزانه مواد مخدر می‌فروشند و هیچ ترسی هم از پولیس و نیروهای امنیتی ندارند.

در صحبت با یک مواد فروش در غرب کابل از او پرسیدم، همه شما را می‌شناسند که مواد می‌فروشید، چطور پولیس از این قصه خبر نیست؟ به من نگاهی کرد و پرسید: “تو باور داری که پولیس خبر نیست؟” حرفی که تکان دهنده بود و سپس ادامه دارد، برای تک تک افراد پولیس حق می‌دهیم.

کمپ‌های خصوصی، فعالیت موثرتر دارند

در کنار این تلاش‌های دولت، در سال‌های گذشته، شمار زیادی از کمپ‌های خصوصی نیز ایجاد شده اند که در بخش تداوی معتادان فعالیت دارند. بیشتر این کمپ‌ها، با گرفتن پول از دولت و یا نهادهای بیرونی، به کارهای‌شان ادامه می‌دهند. در این میان اما مرکزهایی نیز هستند که فقط با دید بشر دوستی تلاش دارند و مخارج تداوی معتادان را نیز از راه‌های دیگری مانند رستورانت داری و یا ایجاد کارهای درامدزا، فراهم می‌کنند.

اکنون در میان این همه معتاد به مواد مخدر در افغانستان و به ویژه در کابل، همین مرکزهای خصوصی تنها امیدی برای افراد مبتلا به اعتیاد اند که ماهانه افرادی را برای ترک اعتیاد جمع آوری می‌کنند و یا در مواردی، خود افراد معتاد به آنجا مراجعه کرده اند.

اما حتا همین مرکزهای خصوصی نیز نتیجه کارشان به دلیل موجودیت گسترده مواد مخدر در بازار، خیلی جالب نیست. زیرا افرادی را که با هزار زحمت متقاعد به ترک اعتیاد می‌کنند، دوباره گرفتار این پدیده مرگبار می‌شوند.

مسوول یک کمپ خصوصی به نام “زندگی نو” به هشدار می‌گوید، ترک اعتیاد آسان است، اما نگهداری از دود کردن تریاک برای نخستین بار پس از ترک، سخت است و به مراقبت جدی نیاز دارد. از ۱۳ نفر معتادی که در این مرکز برای ترک اعتیاد آمده بودند، تقریبا تمام آنان از یک تا ۱۰ بار اعتیاد برای مدت کوتاهی ترک کرده اند، اما بار دیگر به این مرض گرفتار شده‌اند.

نسیم علی‌زاده، مسوول یک کمپ دیگر به نام “کمپ مادر” که سرپرستی اصلی آن را یک زن به عهده دارد، قصه‌های جالب‌تری دارد. این مرکز سالهاست با تلاش‌های یک زن فعالیت می‌کند و کسانی را می‌پذیرد که پس از ترک اعتیاد دیگر به آن روی نیاورند.

روی هم رفته، دولت افغانستان ناتوان، تقاضا به مواد مخدر گسترده، تولید و قاچاق مواد نیز ساده‌تر از هر کاری دیگر، افغانستان ناتوان را شاید روزی فلج بسازد. دست کم درصدی بالای از نفوس افغانستان که معتاد اند، خود انتحاری‌های دیگری هستند که شاید روزی بدتر از تروریزم امروزی با مردم عمل کنند.

سردار داهی

هم رسانی