اجماع ملی افغانستان به فعالیت آغاز کرد؛ جریان های سیاسی که نه اعتبار دارند و نه کارآیی

۱۹ اسد ۱۳۹۶ هشدار

در اوج تنش های سیاسی – امنیتی در افغانستان، جریان سیاسی جدیدی اعلام موجودیت کرد. این جریان سیاسی، باعنوان “اجماع ملی مردم افغانستان” به فعالیت آغاز کرده و خود را ملی و مستقل می خواند. فعالیت رسمی اجماع ملی مردم افغانستان، روز پنج‌شنبه در کابل اعلام شد. موضوعات مانند تحکیم وحدت ملی، هم‌دیگر پذیری، حکومت‌داری خوب و گفت‌وگوهای اجتماعی و میان قومی، خطوط اساسی این ائتلاف تازه تاسیس را تشکیل میدهند.

اجماع ملی مردم افغانستان، در اعلامیه اش، تاکید کرده که توسعه، صلح و ثبات پایدار، به دور از مسایل قومی، زبان، نژاد و مذهب انجام شود و مناسبات سیاسی و قدرت به صورت یک‌سان در نظر گرفته شود. این جریان تازه تاسیس، بیشتر روی صلح تمرکز دارد. در اعلامیه اجماع ملی مردم افغانستان آمده است که: ” صلح پایدار از طریق جامعه تامین می‌شود، پس صلح باید از طریق گفتگوهای اجتماعی، فرهنگی و آموزشی تامین گردد”.

اجماع ملی همچنین بر شریک سازی جوانان در قدرت سیاسی تاکید دارد و حضور نسل جوان و تحصیل‌کرده را در ساختار قدرت به عنوان یک اصل می‌داند. این جریان سیاسی، از شوراهای مردمی اقوام، شخصیت های سیاسی، نهادهای مدنی و جوانان تشکیل شده است. مدیریت آن‌را نیز اکنون محمد ابراهیم الکوزی بدوش دارد و تصمیم گیری های آن شورایی خوانده شده است.

ائتلاف ها؛ مسئولیت‌ها و نا کارآیی‌ها

افغانستان در یک و نیم دهه گذشته، شاهد ایجاد جریان‌های سیاسی زیادی بوده است. اما این جریان‌های سیاسی، در انجام نقش اساسی خود هم‌واره ناکام بوده اند. نظارت از دولت، نقد کارکرد حکومت و تامین روابط میان ملت و دولت از اهداف اساسی یک ائتلاف سیاسی عنوان می‌شود. اما به باور آگاهان و جامعه شناسان، ائتلاف‌های سیاسی در افغانستان در انجام این مسئولیت‌ها، ناکام بوده اند.

نبود یک راه‌برد اصولی و جای خالی اهداف بلند مدت در جریان های سیاسی فعال در افغانستان، از دلایل ناکامی این ائئلاف‌ها خوانده می‌شود. محمد علی اخلاقی، عضو مجلس نمایندگان، آپوزسیون یا همان مخالفان سیاسی حکومت را برای نظارت از تصمیم گیرندگان یک نظام و جلوگیری از زیر پا شدن قانون‌ و مقرره‌ها در یک کشور، یک امر ضروری می‌خواند.

اما به گفته او، در افغاستان تاهنوز یک آپوزسیون قوی که برمبنای یک سلسله اصول حرکت کند و با اتکا به همین اصول ادامه داشته باشد، وجود ندارد. آقای اخلاقی به هشدار گفت: ” در کشورهای مانند افغانستان تاسیس و ایجاد تشکل‌ها، کمتر مبنای استراتژیک دارد. این جریان‌ها، بر اساس یک اهداف تعریف شده کوتاه مدت و بلند مدت که در پای آن اهداف ایستاد شوند، کمتر ایجاد می شود”.

آقای اخلاقی که در جامعه شناسی تخصص دارد، به هشدار می‌گوید، جریان‌هایی که بدون اهداف بلند مدت و برای گرفتن امتیاز ایجاد شوند، نه تنها برای نظام مردم سالاری و برقراری نظم و تطبیق قانون و مقررات مفید نیست، بلکه چنین جریان‌ها، یک نوع بی نظمی و هرج و مرج را نیز بوجود می‌آورند.

او می گوید: “بعضی از مجموعه هایی که در این خصوص به عنوان آپوزسیون ایجاد شده اند، یا از درون از هم پاشیده اند یا بعد از گرفتن یک سلسله امتیازها، دوباره موضع گیری‌ها و برنامه هایی که داشته اند،  آنها را رها ساخته اند”.

گل احمد اعظمی عضو مجلس سنا باور دارد که ائتلاف‌های سیاسی‌ای که ملی باشند و هدف شان نیز خدمت به نظام و کشور باشند، به نفع مردم افغانستان اند، اما به گفته او، تشکل‌هایی که به اساس تعلق‌های سیاسی، قومی و منطقه‌یی ایجاد می‌شوند و هدف شان هم کسب قدرت و کرسی باشد، به زیان مردم افغانستان است.

آقای اعظمی به هشدار می‌گوید: ”  احزاب سیاسی فراگیر، احزاب سیاسی‌ای که بتواند افغانستان را از این مشکل، از این چالش‌ها نجات دهد، به نفع مردم افغانستان است. اما اکثر تشکل‌های سیاسی که ایجاد شده، ملی نبوده است. ائتلاف‌ها همه شخصی اند و برای حفظ بقا و قدرت تشکیل می شوند. چنین جریان ها، برای مردم افغانستان قابل قبول نیست.”

ائتلاف‌های فروپاشیده

دست کم در پانزده سال اخیر، اتحاد و همبستگی‌های سیاسی زیادی بوده اند که با گذشت یک سال و دوسال، از هم پاشیده اند و حتا اعضای تشکیل دهنده آن، در برابر هم قرار گرفته اند. به گونه مثال، سه رهبر سنگین وزن که اکنون “ائتلاف برای نجات افغانستان” را تشکیل داده اند، در سال ۱۳۹۲ و در آستانه انتخابات ریاست جمهوری، ائتلافی را به نام اتحاد انتخاباتی افغانستان تشکیل دادند. در اتحاد انتخاباتی افغانستان شخصیت‌های مهم دیگر مانند احمد ضیاء مسعود، عبدالله عبدالله، یونس قانونی، صلاح الدین ربانی و امرالله صالح رئیس روند سبز، شامل بودند.

در آن اتحاد پانزده حزب و جریان سیاسی سهیم بودند و قرار بود اعضای تشکیل دهنده آن، در انتخابات ریاست جمهوری ۱۳۹۳ نامزد واحدی را معرفی و از آن حمایت کنند؛ اما ائتلاف چند ماهی بیشتر طول نکشید و صف بندی‌های انتخاباتی اعضای کلیدی را در مقابل هم قرار داد.

پیش‌تر از اتحاد انتخاباتی، محمد محقق، عبدالرشید دوستم، عطا محمد نور، احمد ضیا مسعود و امرالله صالح جریان سیاسی دیگری را تحت نام جبهه ملی افغانستان تشکیل داده بودند. این جبهه در ماه عقرب ۱۳۹۰ تشکیل شد و تغییر نظام ریاستی به پارلمانی از اهداف عمده آن بود. اما این جبهه نیز در آستانه انتخابات ریاست جمهوری ۱۳۹۳ از هم پاشید.

هم‌زمان با اعلام موجودیت جبهه ملی افغانستان، ائتلاف سیاسی دیگری با نام ائتلاف ملی افغانستان به فعالیت آغاز کرد. عبدالله عبدالله، احمد ولی مسعود و یونس قانونی از چهره های اصلی ائتلاف ملی بودند. اما این تشکل سیاسی نیز زیاد تاب نیاورد و هم‌زمان با رخدادهای سیاسی، فعالیت اش متوقف شد. به باور تحلیل گران، نبود برنامه‌های دقیق سیاسی و هدف‌های خاص کوتاه مدت در شکل گیری این اتحادها، از دلایل فروپاشی و ناکامی این روندهای سیاسی می باشند.

ائتلاف های موازی کنونی

در دوران حکومت وحدت ملی، این ششمین جریان سیاسی است که شکل می‌گیرد. حدود یک‌ماه پیش، جریان سیاسی دیگری با نام، “محور مردم افغانستان” فعالیت اش را رسمن اعلام کرد. این جریان سیاسی ” بیرون رفت از بحران کنونی” را از اهداف اصلی‌اش ‌خواند. اساس‌گذاران آن نیز بیشتر از چهره‌ها و مقام‌های حکومت آقای حامد کرزی اند.

رنگین دادفر اسپنتا مشاور امنیت ملی حامد کرزی، رحمت الله نبیل رییس امنیت ملی حکومت پیشین، داود علی نجفی، انجنير ابراهيم اسپين زاده، جنرال رازق فرمانده پولیس قندهار، زلمی رسول، رحیم وردگ، غلام مجتبی پتنک، داود شاه صبا و چند چهره سیاسی جوان دیگر، اعضای رهبری این جریان را تشکیل داده اند.

کمی پیشتر از آن، ” ائتلاف برای نجات افغانستان” در مقابل حکومت تاسیس شد. اتحادهای سیاسی دیگری نیز در مدت دو‌سه سال پسین، اعلام موجودیت کرده اند. اتحادهای که همه، هدف شان نه سرنگونی نظام که اصلاح آن بوده است. از جمله شورای حراست و ثبات افغانستان.

این شورا از دو سال پیش به هدف اصلاح نظام تاسیس شد و عبدالرب رسول سیاف، محمدیونس قانونی، عبدالهادی ارغندوال، بسم الله محمدی، عبدالروف ابراهیمی، محمد اسماعیل خان، عمر داوودزی، صادق مدبر  و شماری دیگر از رهبران جهادی افغانستان از اعضای این شورا هستند.

کمی پیش‌تر از آن، اتحاد سیاسی دیگری با نام شورای جهادی ملی افغانستان تشکیل شده بود که تا کنون نیز فعالیت دارد. صبغت الله مجددی، پیر سیداحمد گیلانی، محمدکریم خلیلی، احمدضیا مسعود، قاضی محمدامین وقاد، عبدالحکیم منیب، حاجی دین محمد، قطب الدین هلال و انوارالحق احدی رهبران احزاب و از چهره های جهادی و سیاسی مطرح کشور از اعضای تشکیل دهنده این شورا هستند.

ائتلاف جبهه نوین ملی افغانستان با شرکت شش حزب سیاسی با رهبری انوارالحق احدی از دیگر ائتلاف‌هایی است که در حال حاضر در کشور فعالیت دارد. این ائتلاف هم با روی‌کرد انتقادی از عمل‌کرد حکومت انتقاد دارد و خواهان انتخابات زودهنگام ریاست جمهوری است.

اما اهداف تمامی این جریان های سیاسی، بیشتر از این که روی اصلاحات و حکومت داری خوب متمرکز باشد، قدرت طلبی محض تعبیر می شود. چنان‌چه در رویدادهای خونباری که گوشه های مختلف افغانستان اتفاق می افتد، اکثر این جریان ها ساکت اند و اگر موضع گیری هم داشته باشند، بیشتر نوع فشار وارد کردن بر حکومت به منظور پذیرفته شدن خواست های شان است.

آصف سحر

هم رسانی