Warning: Use of undefined constant ‘WPLANG’ - assumed '‘WPLANG’' (this will throw an Error in a future version of PHP) in /home/hushdar/public_html/wp-config.php on line 26

Warning: Use of undefined constant ‘fa_IR’ - assumed '‘fa_IR’' (this will throw an Error in a future version of PHP) in /home/hushdar/public_html/wp-config.php on line 26

Warning: "continue" targeting switch is equivalent to "break". Did you mean to use "continue 2"? in /home/hushdar/public_html/wp-content/plugins/all-in-one-seo-pack/modules/aioseop_opengraph.php on line 825
روی آوردن جوانان به آموزش موسیقی؛ مخالفت‌ها دیگر بی‌تاثیر شده است |

روی آوردن جوانان به آموزش موسیقی؛ مخالفت‌ها دیگر بی‌تاثیر شده است

۱۱ سنبله ۱۳۹۶ هشدار

موسیقی، هنر بیان احساسات به وسیله صداها است؛ اما این هنر در جامعه‌های سنتی مانند جامعه کنونی افغانستان، در جایگاه پایینی قرار دارد و مردم این کشور هنوز هم، نسبت به موسیقی، میانه خوبی ندارند. با این هم، هنر موسیقی نسبت به گذشته‌ها توانسته بین گروه‌های مختلف جامعه افغانستان، محبوبیت پیدا کند. بر خلاف تصور آن‌های که از موسیقی بیزار اند و آن را سبب تباهی می‌دانند، اتفاقن موسیقی در بیشتر موارد مفید واقع شده است. هر چند به دلیل نبود نظارت دقیق از تولیدات آهنگ سازان و آواز خوانان در خیلی موارد، موسیقی در افغانستان به بیراهه نیز رفته است.

اما آنچه در شهر و برنامه‌های رسانه‌یی در کابل و ولایت‌ها دیده می‌شود، همه ساله به شمار علاقمندان موسیقی افزوده می‌شود و افراد زیاد خواهان یادگیری نواختن موسیقی هستند.

روان شناسان معتقد اند، موسیقی آرام، سبب آرامش روح و اعصاب می‌شود. این بحث سبب شد عده‌ی زیادی از مردم بعد از مدت طولانی کار کردن، خسته شدن و ناراحت شدن، موسیقی را برای آرامش و رفع خستگی شان انتخاب کنند. شاید به همین خاطر گفته اند که موسیقی غذای روح است. هر چند این حرف هیچ خوش مولوی‌ها نمی‌آید و برای جلوگیری از آن حاضر اند دست به هر نوع اعتراضی بزنند. تا جای که حتا موسیقی را حرام می‌دانند و برگزاری کنسرت‌ها را نیز یک عمل کفری اعلام می‌دارند. اما آنچه تجربه ثابت کرده است شنیدن موسیقی، به آدم نشاط و شادی می‌بخشد و انرژی‌زا است.

در افغانستان سنتی بودن جامعه سبب شده است اگر افرادی بخواهند به سوی یادگیری موسیقی بروند، با واکنش‌های جدی خانواده، دوستان و یا هم نزدیکان شان در کوچه و محله زندگی رو به‌رو می‌شوند. در این میان، دختران و زنان بیشتر با این محدودیت‌ها و مخالفت‌ها رو به‌رو هستند. حتا اتهام بداخلاقی و فحشا را نیز به آنان می‌بندند تا شاید از کار شان منصرف شوند.

در موارد زیاد بر علاوه‌ دختران، پسران نیز اجازه نمی‌یابند چنین اقدامی کنند. این یک فرهنگ پذیرفته شده‌ای عمومی است و ارتباط مستقیم هم با باورهای افراد جامعه دارد.

در شهر کابل اما این مساله کمی فرق می‌کند. این‌جا، بستگی دارد در کدام نقطه شهر کابل زندگی می‌کنید. افرادی که در شرق کابل هستند، کمتر شاید بتوانند به کورس‌های موسیقی بروند. دختران به هیچ وجه اجازه‌ی چنین کاری را ندارند. مگر این که در برنامه‌های رقابتی موسیقی در تلویزیون‌ها اشتراک کنند. اما در غرب کابل و در مناطق شهر نو و قلعه فتح الله، این قصه فرق می‌کند. هرچند دختران در این‌جا نیز مشکل دارند، ولی این فرصت را دارند که به کورس‌های موسیقی بروند و نواختن آله‌های موسیقی را یاد بگیرند.

تلاش دختران در دنیای موسیقی

زنان و دختران قربانیان اصلی فرهنگ سنتی هستند؛ حالا در افغانستان باشند و یا هر کشور سنتی و مذهبی دیگر. در افغانستان اما بارها شده که دختران و زنان به دلیل اشتراک در برنامه‌های که بر محوریت موسیقی شکل گرفته باشد یا منزوی شده اند، یا مورد خشونت قرار گرفته و یا هم در مواردی جان شان را از دست داده اند.

در سال‌های اخیر اما، با تمام جنجال‌های که وجود داشته، حضور دختران جوان در بخش موسیقی، رو به افزایش بوده است. با تمام مشکلات و تهدیداتی که وجود دارد، شماری از دختران تلاش کرده اند در این عرصه حضور داشته باشند و اتفاقن تلاش شان تاثیرات خود را نیز داشته است.

اکنون نیز همین وضعیت جریان دارد. دختران زیادی هستند که با شرایط بدی فرهنگی مبارزه می‌کنند و برای یاد گرفتن نواختن آله موسیقی به آموزشگاه‌های موسیقی می‌روند و تمرین می‌کنند. کورس‌های زیادی در غرب کابل و مناطق مرکزی مانند شهر نو و قلعه فتح الله ایجاد شده است که در آن هم دختران و هم پسران برای آموزش گیتار، وایلون و یا آله‌های دیگر موسیقی می‌روند.

هستند خیلی از دختران که علاقه شدید به این هنر دارند، اما اگر با مخالفت خانواده‌های شان رو به‌رو نمی‌شوند، مورد حمایت جدی نیز  قرار نمی‌گیرند. آنان تمام مشکلات را می‌پذیرند و تلاش می‌کنند. شماری از دختران نوازندگان خوبی شده اند.  این دختران می‌گویند، به دلیل سنتی بودن جامعه نمی‌توانند پیشرفت‌های خوبی داشته باشند، اما باز هم از این کار دست نمی‌کشند و معتقد اند که باید مبارزه شود تا فضای حساسیت برانگیز نسبت به موسیقی عادی‌تر شود و افراد فرصت فراگیری هنر نوازندگی را به دست بیاورند.

ما در این گزارش با چندین دختر جوان که در کورس‌های موسیقی می‌روند، گفتگو کردیم اما به دلیل ترسی که از وضعیت دارند نخواستند نامی از آنان بگیریم. بیشتر این دختران بدون اطلاع خانواده‌های شان به این کورس‌ها می‌روند و به امید روزی هستند که این هنر را یاد بگیرند و سپس با خوانده‌های شان در میان بگذارند.

این دختران، که تقریبا بیشتر شان یک درد را دارند، از فضای بسته حاکم شکایت دارند که به آنان اجازه نمی‌دهد چیزی را که به آن علاقه دارند، یاد بگیرند.

گیتار، بالاترین طرفدار را در شهر کابل دارد

از بین همه بخش‌های موسیقی، گیتار جایگاه خاصی را به خود اختصاص داده است و بیشترین طرفدار را در شهر کابل و شاید هم دیگر شهرهای افغانستان دارد. به ویژه دختران، بیشترین علاقه را به این آله موسیقی دارند.

دختران جوانی که در کورسهای موسیقی در نقاط مختلف شهر کابل مصروف یادگیری نواختن آله‌های موسیقی هستند می‌گویند، آموختن و نواختن گیتار، نسبت به دیگر آله‌های موسیقی خوشایندتر و لذت بخش‌تر است. بعد از گیتار، وایلون توانسته طرفداران زیادی داشته باشد.

وحید جمال، استاد یکی از کورس‌های موسیقی به هشدار می‌گوید:«فراگیری موسیقی تنها مختص به جوان‌ها نیست و سن مطرح نمی‌باشد. اشخاص مسن هم سعی کنند به خاطر خودشان زندگی کنند، نگذارند چیزی مانع خوشحالی شان شود.»

آقای جمال یکی از خاطرات خوبی را که همیشه برایش خوشایند است به ما نقل می‌کند که یکی از شاگردانش یک بیمار روانی بوده که از شفاخانه صحت روانی او را جواب داده بود و از آنجا اخراج شده بود، اما یاد گرفتن موسیقی او را نجات داده و سلامتی کامل اش را به دست آورده است.

وحید جمال می‌گوید، ابتدا از دیدن آن بیمار که به کورس موسیقی او مراجعه کرده بود، تعجب نموده است؛ زیرا به گفته او حالت نامناسب و چهره خشن داشت. اما بعد از این که او می‌پذیرد که این بیمار نیز یکی از شاگردان او شود، به گونه‌ای غیر قابل باور وضعیت آن بیمار تغییر کرده و به حالت عادی اش برگشته است. تا جایی که حتی خانواده آن بیمار باور نمی‌توانست که فرزند شان، این گونه بهبودی اش را به دست بیاورد.

گیتار پر فروش‌ترین آله موسیقی در کابل

طبیعی است که هر آله‌‌ای موسیقی که بیشترین طرفدار را داشته باشد، بیشترین فروش و بیشترین خریدار را نیز دارد. گیتار در میان تمام آله‌های موسیقی در کابل، بیشتر فروخته می‌شود. فروشندگان وسایل موسیقی می‌گویند بخش اصلی کار شان فروش گیتار است.

بیشتر خریداران گیتار و یا مشتریان این فروشندگان نیز جوانان دختر و پسر اند. اما در مواردی آواز خوانانی که خانه‌های موسیقی دارند و در محافل اشتراک می‌کنند و به گونه آماتور آواز خوانی می‌کنند، بخش دیگری از مشتریان آنان را تشکیل می‌دهند.

قیمت گیتار هم در شهر کابل متفاوت است. از دونیم هزار افغانی شروع که بیشتر دست دوم اند، تا دوازه و پانزده هزار افغانی یک گیتار به فروش می‌رسد. بستگی به نوعیت گیتار و کیفیت آن دارد. یکی از خوبی‌هایی گیتار، قیمت مناسب اش است که علاقمندان آن می‌توانند با قیمت کم، گیتار به دست آورند و نواختن آن را نیز یاد بگیرند.

حتی اگر کسی توان خریداری گیتار نو را نداشته باشد، گیتارهای مستعمل در بازار به قدر کافی یافت می‌شود. همین مساله سبب شده است که هر کسی که شوق یاد گرفتن گیتار را داشته باشد، به راحتی این آله موسیقی را با کم‌ترین هزینه به دست آورد.

موسیقی نوازان، اجتماعی‌ترین افراد جامعه اند

در دنیای موسیقی تبعیض و تعصب جایی ندارد. هنگامی که به مرکزهای آموزش موسیقی می‌رویم، شاهد فضای صمیمی و پرمهر در بین شاگردان و استادان موسیقی می‌باشیم. به صحبت‌های آنان که گوش بدهیم متوجه هم‌دلی عمیقی می‌شویم، که در میان شان وجود دارد. آنان بدون در نظرداشت جنسیت، زبان، قوم و مذهب به دور از همه‌ی این‌ها، تنها در پی یادگیری هستند و بسیار راحت همدیگر شان را در یادگیری، کمک می‌کنند.

احمدرفیع در یکی از کورس‌های موسیقی شاگرد است. او سالها منتظر بوده است تا خانواده اش را قناعت دهد به او اجازه دهند که به کورس موسیقی برود؛ اما این اتفاق نیافتاده است. احمدرفیع به هشدرا می‌گوید:«خانواده ام مخالف من هستند که موسیقی یاد بگیرم. اونا نمی‌دانند که مه اینجا در کورس میایم. مه نمیتانم گیتار شخصی بخرم و در خانه هم تمرین کنم.»

او که علاقمندی شدید به موسیقی و به ویژه به گیتار دارد، بخشی از وقت خود را در کورس موسیقی می‌گذراند و به امید رسیدن آن روز است که خانواده اش با او مخالفت نکند. احمد رفیع حدودا پنج ماه پیش از خارج به کابل آمده است. او مشکل روحی و روانی پیدا کرده و اکنون کورس موسیقی به او کمک کرده است تا حد زیاد این مشکل او رفع شود.

منابع مالی، مانع آموختن موسیقی

درکنار مشکلات فرهنگی و محدودیت‌های خانوادگی، خیلی از جوانان دختر و پسر، به دلیل نداشتن منابع مالی خوب، نمی‌توانند به کورسهای موسیقی بروند. بی پولی و فقر در بیشتر موارد سبب می‌شود که بسیاری از استعدادهای خوب در وجود افراد بمیرد. همان طوری که فرهنگ سنتی سبب می‌شود استعدادهای جوانانی که به موسیقی علاقمند هستند، سرکوب شود.

شاید یکی از دلایلی که در بسیاری از مراکز آموزش موسیقی افراد کمی دیده شوند، همین مشکل است. وحید جمال، استاد یکی از مرکزهای آموزش موسیقی می‌گوید، فقر و تنگدستی مردم سبب می‌شود که پرداخت فیس ماهوار برای آموزش موسیقی به جوانان دشوار شود و این امر سبب بی‌رونقی کار آنان نیز می‌گردد.

آقای جمال به هشدار می‌گوید، سنتی بودن جامعه، سبب کاهش تعداد شاگردان در کورس‌های موسیقی نمی‌شود؛ اما بی‌پولی و فقر دلیل این کار شده است.

نرگس میرزایی

 

هم رسانی