Warning: Use of undefined constant ‘WPLANG’ - assumed '‘WPLANG’' (this will throw an Error in a future version of PHP) in /home/hushdar/public_html/wp-config.php on line 26

Warning: Use of undefined constant ‘fa_IR’ - assumed '‘fa_IR’' (this will throw an Error in a future version of PHP) in /home/hushdar/public_html/wp-config.php on line 26

Warning: "continue" targeting switch is equivalent to "break". Did you mean to use "continue 2"? in /home/hushdar/public_html/wp-content/plugins/all-in-one-seo-pack/modules/aioseop_opengraph.php on line 825
در پل‌سوخته کابل؛ همه چیز است جز زندگی |

در پل‌سوخته کابل؛ همه چیز است جز زندگی

۵ میزان ۱۳۹۶ هشدار

روزانه هزاران نفر از “پل سوخته” در غرب کابل رفت و آمد دارند. فضای پل‌سوخته بنابر داشتن تعداد زیادی از معتادان مواد مخدر و گله‌های گوسفندی‌ که همه روزه در وسط سرک برای فروش آورده می‌شوند، برای هر کسی بیش از حد زننده و چندش آور است؛ اما ناگزیر باید از این پلی که بیشتر بوی مرگ دارد تا زندگی، بگذرند.

وقتی نامی از پل سوخته به میان می‌آید، نخستین چیزی که ذهن همه را به خود جلب می‌کند، شمار زیاد معتادان در این محل است. خیلی اوقات پیش آمده هنگامی که می‌گویم پل سوخته می رویم، از سوی دوستان و یا آشنایان مورد تمسخر قرار گرفته ام و آنها با لحن تمسخر آمیزی می‌گویند، در پل سوخته پیش معتادان می‌روید.

پل سوخته، ساحه‌ای بیش از پنج‌صد متر را در بر نمی‌گیرد، اما علاوه بر معتادان زیادی که در این محل تجمع کرده اند، دست فروشان و خرده فروشان پیر، جوان و سابقه دار را هم جذب کرده است که با فروختن اجناس کهنه و قدیمی امرار معاش می‌کنند.

دست فروشی در پل سوخته کار آسانی نیست. همه دست فروشان در این محل، دارای چندین سال تجربه کاری هستند و این دست‌فروشان بلد اند، چگونه با مزاحمت‌هایی که از طرف معتادان و سایر اشخاص می‌شوند، مقابله کنند. به همین دلیل هر کسی که بخواهد جدید در آنجا کار کند با چالش‌هایی متفاوتی رو به رو می‌شود.

رونق کسب و کار در پل سوخته

یک بخش دیگر قصه این است که پل سوخته  به یک مکان خوبی تجارتی تبدیل شده که همه روزه خریداران زیادی به آنجا سر می‌زنند. خریداران از هر قشر زن، مرد، پیر، جوان، کودک، دانشجو و دانش آموز، در این نقطه غرب کابل حضور دارند.

یکی از دلایلی که اکثریت مردم از این دست فروشان جنسی را خریداری می‌کنند، قیمت پایین اجناس است که در دیگر مناطق کابل کمتر با آن قیمت یافت می‌شوند. احمد ولی یکی از دست فروشان در پل سوخته که پنج سال می‌شود انگشتر می‌فروشد می‌گوید، همه روزه بالای این پل انگشتر فیروزه، عقیق و لاجورد می‌فروشد. او مشتری زیادی دارد و به گفته‌ای خودش روزانه بین شش تا ده انگشتر می‌فروشد و قیمت برخی از این انگشترها، به بیشتر از ده هزار افغانی می‌رسد.

اکثر این انگشترها عمر زیاد دارند و هیچ شبیه انگشتر جدید نیستند. یکی از موضوعات جالب همین است که این انگشترها پس از سالها استفاده دوباره برای فروش گذشته می‌شوند. در کنار این، پل‌سوخته مکانی برای فروش وسایل خانه نیز هست. برخی از افراد که در پل سوخته رفت و آمد دارند، می‌گویند اکثر این اجناس، مال های دزدی‌اند که معتادان از خانه‌های مردم می‌دزدند و برای این فروشندگان با قیمت خیلی اندک می‌فروشند و آنها نیز با گرفتن یک مقدار فایده، دوباره آن را برای فروش می‌گذارند.

با همه شلوغی‌، بی نظمی‌ و محیط کثیفی که پل سوخته در خود جای داده است، جالب این است که در این نقطه شهر کابل هر چیزی یافت می شود. در کنار تمام نا امیدی‌های که بر این منطقه حاکم است، بازار وسیع فروش میوه، لباس‌های لیلامی و هر چیزی دیگری در آن‌جا هست.

اما در این میان، مواد مخدر بیشتر بازارش گرم است. این‌جا خرده فروشان زیادی هستند که مواد مخدر می‌فروشند و بیشترشان نیز کودکان کم سن و سالی‌اند که به ماهرترین فروشندگان مواد مخدر تبدیل شده اند.

فروش مواد غذایی در بدترین شکل ممکن

اما بخش درد آور قصه این است که در خیلی از رستورانت‌های شهر کابل حتا، خوردن غذا به دلیل در نظر نگرفتن مسایل صحی توصیه نمی‌شود،  اما در پل‌سوخته، غذاهایی در فضای باز و زیر گرد و خاگ گسترده و شدیدن آلوده، مشتریان زیادی دارند.

هیچ کسی به بوی گندی که از زیر پل به هوا پخش می‌شود و شدیدن آزار دهنده است، اهمیت نمی‌دهد و بی توجه به وضعیت غیر صحی بودن غذاها، با ولع تمام از جگرهای که معلوم نیست تازه است و یا کهنه، از چه وقت مانده است و در چه نوع روغن در فضای باز بریان می‌شوند، نوش جان می‌کنند.

حتی گوشت‌هایی که باید در فریزرها و یخچال‌ها نگهداری شوند، در پل سوخته در فضای باز روی تبنگ‌ها و کراچی‌ها با نصف قیمت به فروش می‌رسند. از دور فهمیده می‌شود که این گوشت‌ها تازه نیست و شکل ظاهری و اصلی این گوشت‌ها به لانه مگس و زنبور بیشتر شباهت دارند تا گوشت.

اگر کمی بیشتر در پل سوخته بگردیم، خوردنی‌های دیگری را هم می‌توانیم پیدا کنیم که در گوشه و کنار این ساحه نفرین شده یافت می‌شوند. میوه خشک یکی دیگر از این خوردنی‌ها است. در کنار میوه خشک، خرماهای بدون کارتن در فضای باز نیز خود نمایی می‌کند که زیر آواری از گرد و خاک کثیف غرق اند. انگار فروشندگان آن، می‌خواهند متاع شان را آفتاب بدهند.

معتادان مشتریان اصلی این غذاها

قاسم یک دست فروش است که در پل سوخته شیر و ناشتا می‌فروشد. کراچی در نزدیک محل تجمع معتادان مواد مخدر است. او به هشدار می‌گوید، مشتری‌هایش مردم عام اند و عده زیادی مشتاق خریداری شیر و ناشتا است و از کارش به دلیل گسترده بودن مشتری رضایت دارد.

 اما یکی از دوکانداران کنار این فروشنده می‌گوید، اکثریت مشتری‌های این شیر فروش، معتادان مواد مخدر اند و مردم عام هیچ علاقه ندارند تا از او شیر و ناشتا بخرند. در واقعیت امر هم همین مساله متصور است که مشتریان او معتادان باشند. برای معتادان فقط خوردنی مهم است. آنها در پی صحی بودن و یا نبودن غذا نیستند. آنها دنبال سیر ساختن شکم شان هستند و به قدر کافی هم مواد زهری مواد مخدر در بدن شان هست که بر مکروب‌های غذاهای فاسد شده غالب شوند.

با وجود این همه، یک پیرمرد تنها با یک میزی که داخلش اشیای خیلی متفاوت داشت، توجه ام را جلب کرد. او یک دست فروش است که هر چیز دارد، اما شاید بی مصرف ترین چیزها که هیچ کسی علاقه‌مند به خرید آن نباشند.

اما او همه روزه ظاهرن برای فروش اجناسش از صبح تا شام، منتظر است. به ظاهر هیچ چیزی بدرد بخوری در میزش یافت نمی شود. شاید او کار و بار اصلی اش چیزی دیگری باشد که ما نتوانستیم بفهمیم. یا چیزی که دکان داران می‌گویند، یکی از دست فروشان با تجربه است که سر و کارش بیشتر با معتادان می‌باشد. وگرنه نه چیزی قابل توجه برای فروش دارد و نه هم کسی علاقه دارد از چیزهای که او جمع کرده‌است، بخرد.

نرگس میرزایی

هم رسانی