هفتم اکتوبر ۲۰۰۱ میلادی و تاریخ رو به بازگشت؛ افغانستان اکنون لانه ۲۱ گروه تروریستی است

۱۵ میزان ۱۳۹۶ هشدار

شب هفتم اکتوبر سال ۲۰۰۱ میلادی بود و جمعی از دوستان در یکی از روستا‌های دور دست ولایت غزنی. مهمانی به پایان رسیده بود و خیلی از مهمان‌ها خانه میزبان را ترک کرده بودند. اما چند نفری هنوز مانده بودیم و لحظه شماری می کردیم برای ساعت ۸:۴۵ دقیقه شب. لحظه ای که باید رادیوی بی بی سی آخرین خبرهای روز را با دورترین مردمان فارسی زبان جهان از جمله این روستای دور افتاده شریک می ساخت.

آن شب اما نخستین خبر بی بی سی برای ما، حکم نفس تازه‌ای را داشت که بر ما دمیده شد. خبر از شلیک اولین موشک های دوربرد امریکا بر مواضع و مراکز شبکه القاعده و طالبان در افغانستان بود. دقایقی پیش از این خبر، همه در عالم برزخ و میان مرگ و زنده‌گی، نفس می کشیدیم. شبکه القاعده چند روز پیش از آن احمد شاه مسعود فرمانده مقاومت‌گران شمال را با استفاده از نام دو خبرنگار ترور و راه را برای تصرف آخرین سنگرهای “جبهه متحد ملی برای نجات افغانستان” در تخار، بدخشان و پنجشیر هموار ساخته بود. تصرف این مناطق از سوی طالبان، حکم نابودی گروهی بزرگی از مردم در نقاط مختلف افغانستان از جمله منطقه‌ی محل زندگی ما در غزنی بود. چیزی که ما آن را آنروز ها با تمام وجود حس و درک می کردیم.

اما با آغاز نخستین حمله‌ی موشکی و هوایی ایالات متحده امریکا در هفتم اکتوبر ۲۰۰۱ میلادی این کابوس مرگ مردم افغانستان شکست و صفحه زندگی در افغانستان ورق خورد. این اقدام امریکا پس از حمله یازدهم سپتامبر ۲۰۰۱ میلادی بر برج‌های دوقولوی تجارت جهانی در نیویارک و ساختمان وزارت دفاع امریکا انجام شد. مسئولیت حمله بر برج‌های دو قلوی امریکا را شبکه القاعده با رهبری اسامه بن لادن به عهده گرفت. شبکه تروریستی‌ای که رهبر و پایگاه‌های آموزشی آن در افغانستان و مناطق تحت کنترل طالبان بودند. جورج بوش رییس جمهور وقت امریکا به طالبان هشدار داد که اسامه بن لادن رهبر القاعده را به این کشور تحویل دهد و پایگاه‌های القاعده را در مناطق تحت کنترل این گروه مسدود نماید. اما طالبان از این کار، سرباز زدند و به این خواسته امریکا تن در نداد. این کار طالبان سبب شد که امریکا برای رسیدن به هدف اش، گزینه نظامی را در پیش گیرد و به افغانستان حمله نماید.

شب هفتم اکتوبر ۲۰۰۱ میلادی به وقت افغانستان، جورج بوش، رییس جمهور امریکا در کاخ سفید در برابر خبرنگاران قرار گرفت و جنگ امریکا را در برابر طالبان و القاعده اعلام کرد. او قاطعانه گفت که: “به دستور من ارتش ایالات متحدۀ امریکا حمله بر اردوگاه های آموزشی القاعده و تأسیسات نظامی رژیم طالبان در افغانستان را آغاز کرد”. بوش افزود افغانستان نباید بیش از این پایگاه اصلی تروریزم بین المللی باشد.

جورج بوش همچنان گفت: “ایالات متحدۀ امریکا دوست مردم افغانستان است. ما دوستان تقریباً یک میلیارد مسلمان در سراسر جهان هستیم. ایالات متحدۀ امریکا دشمن آنانی است که از تروریسم حمایت می کنند و از یک دین بزرگ برای جنایت های شان سوء استفاده می کنند”.

حمایت جامعه جهانی

رییس جمهور امریکا همچنین به کشورهای جهان، از جمله پاکستان را نیز خطاب قرارداد و گفت که در این جنگ، یا با امریکا باشند یا با تروریزم. در پی این جمله هشدار آمیز رییس جمهور امریکا، کشورهای عمده بین المللی از جمله کشورهای عضو اتحادیه اروپا، سازمان آتلانتیک شمالی یا ناتو و سازمان ملل متحد از جنگی که امریکا آن را نبرد با تروریزم می‌خواند اعلام حمایت کردند. سازمان ملل متحد و اتحادیه اروپا در کنار امریکا به مسایل سیاسی و تشکیل نظام جدید در افغانستان پرداختند. اما ناتو در بخش نظامی با امریکا همراه شد.

امریکا پس از حمله هوایی و موشکی برمواضع طالبان و القاعده، نیروهایش را مستقیما به افغانستان فرستاد. در سیزدهم نوامبر ۲۰۰۱ تعداد سربازان آمریکایی در افغانستان به ۱۳ هزار نفر رسید. در پی شدت یافتن حملات، جنگجویان طالبان شهر کابل را ترک کردند. در پی آن، در هفتم دسامبر ۲۰۰۱ شهر قندهار، مرکز اصلی گروه طالبان سقوط کرد. ملا عمر رهبر این گروه و اسامه بن لادن رهبر گروه القاعده فرار کردند. در آگوست ۲۰۰۳ میلادی، نیروهای بین المللی تحت فرمان ناتو به منظور حفظ صلح در کابل مستقر شدند. بعدا ماموریت این نیروها در مناطق دیگر افغانستان هم گسترش یافت. بربنیاد گزارش وزارت دفاع امریکا، در این سال شمار نیروهای ناتو در افغانستان به یازده هزار نفر رسید که ده هزار آن امریکایی بودند.

کارهای سیاسی

هم‌زمان با حمله امریکا بر مراکز طالبان و القاعده در افغانستان، فعالیت‌های سیاسی جامعه جهانی برای تشکیل نظام سیاسی جدید در افغانستان آغاز شد. نمایندگان گروه‌های مختلف سیاسی و نظامی افغانستان، در شهر بن آلمان گرد هم آمدند و پس از ۹ روز بحث و گفت‌گو، روی میکانیزم تشکیل نظام سیاسی جدید در افغانستانی پس از طالبان به توافق رسیدند. توافقی که به موافقتنامه بن مشهور شد. بر اساس این توافق، حامد کرزی برای یک دوره شش ماهه قدرت را در افغانستان به دست گرفت. او بعدن از طریق لویه جرگه اضطراری به عنوان رییس اداره موقت برگزیده شد. افغانستان پس از طالبان و ایجاد نظام نوین سیاسی، شاهد تحولات بزرگ سیاسی و دموکراتیک بوده است. در این شانزده سالی که از حضور امریکا در افغانستان می گذرد، این کشور شاهد برگزاری سه انتخابات ریاست جمهوری و شوراهای ولایتی، و دو انتخابات پارلمانی بوده است. انتخابات های که هرچند با مشکلات، چالش‌ها و فسادهای بحران زا همراه بودند، اما به گونه‌ای، برای نهادینه شدن دموکراسی در این کشور کارساز بوده و در تقویت نظام جدید نقش داشته است.

در سایه همین نظام مدنی است که اکنون زنان افغانستان ولو به شکل اندک، اما در سیاست و اقتصاد افغانستان حضور دارند، رسانه‌های بی شمار دیداری، شنیداری و چاپی فعالیت دارند و همه مردم ساکن در این کشور به گونه‌ای در ترکیب نظام شامل اند و سیستم های مخابراتی و انترنتی نیز به گونه چشم‌گیری، زندگی را برای شهروندان افغانستان آسان‌تر کرده است.

بخش نظامی

زندگی مردم افغانستان اما در کنار این برتری‌ها، آن‌گونه که در ابتدا و با وارد شدن میلیاردها دالر از کمک‌های جهانی انتظار می‌رفت، بهبود نیافت. مردم افغانستان اکنون با مشکلات بی شماری دست و پنجه نرم می‌کنند. مشکلات سیاسی، اقتصادی و امنیتی. اما در نهایت، همه این مشکلات از نا امنی‌ها ریشه می‌گیرد. نا امنی های که از سال ۲۰۰۸ میلادی آغاز شد و با گذشت هر روز شدت یافت. نا امنی ها با آغاز ریاست جمهوری بارک اوباما بیشتر شد و او مجبور شد نیروهای بیشتری به افغانستان بفرستد. در ماه جون ۲۰۰۹ نخستین واحدهای نیروی دریایی آمریکا در افغانستان مستقر شد. تا پایان همین سال، شمار نیروهای آمریکایی در افغانستان به ۷۱ هزار نفر رسید و  تلفات آنان هم به ۸۴۹ تن افزایش یافت. در نیمه اول سال ۲۰۱۱ شمار نیروهای آمریکایی در افغانستان به ۱۰۱ هزار نفر رسید.

اما کشته شدن اسامه بن لادن از سوی نیروهای امریکایی در پاکستان، سیاست نظامی بارک اوباما را در قبال افغانستان تغییر داد. باراک اوباما به تاریخ ۱۲ ماه ثور ۱۳۹۰ اعلام کرد که کماندوهای آمریکایی طی عملیاتی اسامه بن لادن رهبر شبکه القاعده و عامل حملات یازده سپتامبر را کشته اند.

با کشته شدن رهبر شبکه القاعده، سیاست خروج نیروهای امریکایی از افغانستان هم قطعی شد. آقای اوباما جولای ۲۰۱۱ را زمان آغاز خروج ارتش آمریکا از افغانستان تعیین کرد. دولت افغانستان هم که در کنفرانس لندن آمادگی خود را برای به عهده گرفتن مسئولیت امنیتی اعلام کرد، برنامه‎ای را روی دست گرفت که از ۲۰۱۱ تا آخر ۲۰۱۴ زمینه را برای انتقال تدریجی مسئولیت امنیتی از نیروهای خارجی به نیروهای داخلی فراهم کرد.

خروج تدریجی نیروهای امریکایی از افغانستان با تنش های میان حامد کرزی رییس جمهور پیشین افغانستان و ایالات متحده امریکا بر سر پیمان همکاری‌های امنیتی و دفاعی دو کشور همراه شد. تا اینکه شمار نیروهای در سال ۲۰۱۴ به پایین ترین سطح یعنی به ۳۶ و ۵۰۰ نفر کاهش یافت.

این تنش‌ها با تحول قدرت سیاسی و جنجال های انتخابات ریاست جمهوری ۱۳۹۳ افغانستان هم‌زمان بود. همزمانی این دو تحول بزرگ، به طالبان هم این فرصت را داد که حملات مسلحانه و بمبگذاری‌های انتحاری خود را افزایش دهند.

وضعیت کنونی و افزایش بی سابقه نا امنی‌ها

با آمدن امریکا و جامعه جهانی به افغانستان، انتظار می‌رفت دیگر نام و نشانی از القاعده، طالبان و دیگر گروه‌های افراطی در افغانستان و جهان باقی نماند. هدف گیری‌های دقیق مراکز گروه طالبان در افغانستان از سوی نیروهای آمریکایی و ناتو در نخستین هفته‌های تصمیم آمریکا برای نابودی این گروه‌ها، این انتظارها را بیشتر به واقعیت نزدیک می ساخت.

اما در جریان بیش از یک و نیم دهه حضور امریکا در افغانستان، فعالیت گروه طالبان در این کشور نه تنها متوقف نشد، بلکه اکنون وضعیت امنیتی در افغانستان نسبت به هروقت دیگر خطرناک شده است. بخصوص بعد از امضای پیمان امنیتی کابل – واشنگتن.

اکنون، در بیست و سه ولایت عملا جنگ جریان دارد و گروه‌های تروریستی بیش از هر زمانی جغرافیای جنگی شان را گسترش داده اند. جنگ از جنوب به شمال، شمال غرب و غرب افغانستان گسترش یافته است. طالبان در ولایات کندز، بدخشان، بغلان، فاریاب، سرپل؛ غور، بادغیس و بخش هایی از تخار حضور چشم‌گیر دارند. این ولایات در گذشته تا این حد نا امن نبودند و ولایت های جنوبی مرکزی اصلی ترویستان طالب بود.

در سه سال اخیر، قندوز دوبار سقوط کرد و در کنار آن ولایات دیگر چون هلمند، بغلان، فراه، سرپل، ارزگان و غزنی نیز چندین بار تا مرز سقوط پیشرفته اند. سقوط ولسوالی در ولایت جنوی، غربی و شمالی، به یک امر عادی تبدیل شده است. شمار گروه های تروریستی که در افغانستان فعالیت دارند، به بیست و یک گروه با یازده هزار تروریست خارجی افزایش یافته است. به شمول داعش که وحشت ناک ترین گروه تروریستی جهانی است.

در فاصله سال‌های ۲۰۱۶ و ۲۰۱۷ بیشتر از ۷۵ هزار افغان در نتیجه جنگ و خشونت کشته و یا زخمی شدند و بیشتر از چهار میلیون افغان مهاجر هستند”. شاید همین مساله هم سبب شد که امریکا برای حضور سربازان نظامی اش در افغانستان استراتیژی جدیدی روی دست گرفت و تازه به شمار نیروهایش در افغانستان نیز افزود. نه تنها این، که هواپیماهای B52 نیز ماموریت شان را در جنگ افغانستان از سر گرفتند.

افزایش روحیه ضد امریکایی در افغانستان

نابودی گروه تروریستی داعش، شکست القاعده و جلوگیری از سقوط افغانستان به دست طالبان استراتیژی تازه دونالد ترامپ رییس جمهور ایالات متحده آمریکا است. اهدافی‌که تصمیم آمریکا برای اعزام نیرو و امکانات جنگی تازه به افغانستان را در پی داشت.

اما این استراتیژی جدید از سوی همه پذیرفته هم نشد. خیلی از سیاست گران افغانستان به نحوی مستقیم و یا غیر مستقیم با این تصمیم جدید کاخ سفید مخالفت خود را اعلام کردند. از جمله حامد کرزی رییس جمهور پیشین و برخی از اعضای مجلس نمایندگان افغانستان.

آقای کرزی بارها و در مراسم‌های مختلف، استراتیژی جدید امریکا را زمینه ساز طولانی شدن جنگ افغانستان و تبدیل شدن این کشور به میدان جنگ های نیابتی قدرت‌های بزرگ خوانده است. برخی از نمایندگان مجلس افغانستان هم حتا در برابر امریکا جهاد را واجب و لازم دانستند.

اوج گرفتن نا امنی ها و گسترش جغرافیای جنگ در افغانستان، یکی از دلایل خشم نمایندگان مجلس است. به باور آنان هم نا امنی ها  به نحوی به حضور امریکا و ناتو در این کشور پیوند دارد.

اما با روی کار آمدن حکومت وحدت ملی در افغانستان، پیمان امنیتی میان کابل و واشنگتن امضا شد و روابط پر تنش دو کشور نیز اندکی بهبود یافت. پس از پیروزی دونالد ترامپ رییس جمهور جدید امریکا هم روابط دو کشور در یک سطح باقی ماند. تا اینکه آقای ترامپ در قبال افغانستان و آسیای جنوبی استراتیژی ای تازه ای را اعلام کرد.

آصف سحر

هم رسانی