داوود ناجی: با مفهوم ایدیولوژیک جهاد، نمی‌توانید نظام دموکراتیک بنا کنید

۵ عقرب ۱۳۹۶ هشدار

گذار از وضعیت کنونی یا از وضعیت سنتی و حاکمیت ذهنیت قبیله‌یی به یک وضعیت دموکراتیک، عمده ترین نیاز و دغدغه نسل امروزی در افغانستان است. اتفاقی که دست‌کم به گفته‌ای تحلیل‌گران افغانستان در صد سال اخیر رخ نداده و هر از گاهی هم که قدم در این راستا برداشته شده است، دموکراسی در مقابل سنت باخته است.

جنبش گذار، نخستین برنامه بحث و گفتگو را در مورد چگونگی گذار از وضعیت کنونی به یک وضعیت بهتر و ایده آل‌تر در کابل راه اندازی کرده بود. جنبش گذار، یک جنبش تازه ایجاد شده در کابل است. عمرش به هفت ماه می‌رسد و از کارهای رسمی‌اش چهار ماه می‌گذرد.

گروهی از جوانان تحصیل کرده برای مبارزه با آنچه بی عدالتی می‌نامند، این جریان سیاسی را پایه گذاری کرده اند و از منتقدان جدی حکومت و وضعیت موجود در افغانستان اند. آنچه مسوولان این جریان سیاسی می‌گویند، ایده آن هفت ماه پیش ایجاد شده است و اکنون به عنوان به یک جریان مورد توجه در سطح رویاروی های سیاسی در افغانستان اند.

هارون معترف رییس این جنبش، در نخستین گفتمان عمومی که این جریان راه انداخته بود گفت، هفت ماه پیش به این مساله فکر کردیم که چگونه می توانیم جریانی را شکل بدهیم که فرصت گفتمان به منظور چگونگی گذار از وضعیت کنونی به یک وضعیت بهتر را در جامعه ایجاد کند.

آقای معترف افزود: “در چندین بعد مساله گذار به باد فراموش سپرده شده است. در بعد نظامی، در بعد سیاسی و در بعد فرهنگی هیچ گاهی به آن پرداخته نشده است و این مساله قابل بحث است. اگر ما در جنبش گذار بتوانیم یک گفتمانی را ایجاد و آغاز کنیم و این باعث شود که مجالس دیگری هم در پی داشته باشیم و باب یک بحث کلان تر را باز کنیم، این یک پیروزی است.”

ظاهرن این پرسش که چرا در افغانستان در صد سال اخیر همواره جریان های دموکرات به جریان های سنتی با باورهای مذهبی افراطی شکست خورده است، دغدغه اصلی جوانان تحصیل کرده و فعال در عرصه سیاست افغانستان است.

داود ناجی از اعضای ارشد جنبش روشنایی و محور ملی افغانستان به این باور است که هیچ گاهی در افغانستان مبانی نظری و فکری ثابت و مختص خود افغانها وجود نداشته و دست کم در دهه‌های گذشته، هر جریان فکری – سیاسی که به قدرت رسیده اند به دلیل این که هیچ فکری از خود نداشته اند، با شکست مواجه شده اند. شاید به این خاطر که بیشتر این جریان ها با محوریت تفکری در حرکت بوده اند که مربوط فرهنگ‌ها و جوامع دیگر بوده است.

او می گوید، حزب دموکراتیک خلق افغانستان که ادعای دموکرات بودن را هم داشتند، در ده سال حاکمیت شان، حتا ده مقاله هم ندارد که بیان گر فکر همین حزب باشد. حزبی که با شعار دموکرات، قتل عام های عمومی راه انداخته بود.

در بخش مجاهدین نیز به باور او، افکار جوامع عربی و ایران بیشتر منشا فکری این جریان را تشکیل می‌داد نه از خود شان. آقای ناجی به این باور است که فهم فردی و تجربه‌های فردی از یک وضعیت، به اندازی مبانی فکری دانشگاهی ارزش مند است که در افغانستان هیچ گاهی وجود نداشته است.

چگونه گذار اتفاق می افتد

اشتراک کنندگان این نشست، بیشتر گذار را یک مفهوم فرهنگی عنوان می‌کنند و باور دارند گذار زمانی اتفاق می‌افتد که مجموعه‌ای از مفاهیم گفتاری، رفتاری و کرداری افراد در نخست و سپس جامعه تغییر کند و تا زمانی که این اتفاق نیفتد، هیچ گاهی در افغانستان گذار از وضعیت موجود صورت نخواهد گرفت.

ظاهرن با توجه به مباحثی که مطرح شد، نخست باید تغییر در پندارهای جامعه شکل بگیرد، تا سپس در رفتار و کردار این وضعیت رونما شده و جامعه از وضعیت کنونی به یک وضعیت بهتر و ایده آل تر تغییر و گذار کند. برای همین است که آقای داود ناجی تأکید می‌کند:” تا که این اتفاق نیفتد شما نمی‌توانید شاهد تغییر یک فرد کج اندیش باشید. یک فردی که منبای فکری‌اش خشن باشد تغییر نمی‌کند. یک فردی که منبای فکری‌اش نفی دیگران باشد، به هیچ صورت به منافع عمومی نمی اندیشد و باور ندارد.”

این عضو ارشد جنبش روشنایی می گوید، ما صد سال است که در یک نبرد به سر می بریم. این نبرد هر آن چهره اش تغییر می‌کند اما صد سال است که افغانستان در گذار از یک رفتارهای سنتی بدون بنیاد علمی به رفتارها و پنداری های علمی آزموده شده برای به سامان کردن امور روزمزه خود هست؛ اما هر بار در این جدال، سنت برنده است و مدرنیته شکست می‌خورد.

ناجی می‌گوید: ” چندین دهه است که ما در تقلای دست‌رسی به یک معجون ناپیدا هستیم و هر بار هم از یک گردونه‌ای می افتیم. دلیل این است که اول جرأت آوردن تغییر در پندارمان را نداریم. نمی شود که شاه به سلطنت مطلقه معتقد باشد و بعد نظام کارآمد و دمواکرتیک را عملی‌کند. نمی‌شود که شما حزب دموکراتیک داشته باشید اما در عمل قتل عام کنید.”

او تأکید می کند که با مفهوم ایدیولوژیک جهاد هم نمی‌توانید نظام دموکراتیک بنا کنید. نمی شود. یا جرات این را نکنید که به این مفاهیم تچ کنید و یا برای اولین بار هم که شده بگویید که جمهوری اسلامی پارادوکسیکال است و با دموکراسی هم‌خوانی ندارد.

برای گذار باید جرأت رویارویی وجود داشته باشد

اشتراک کنندگان نشست جنبش گذار باور دارند، گذار زمانی شکل می‌گیرد، که جرات رو یا رو شدن با پندارهای نهادینه شده در جامعه را پیدا کنیم. به باور ناجی، آدم مجاهد آدم خود دوست پندار است و هر چه او نمی پندارد به شدت غیر قابل قبول و قابل نابودی است و با چنین تفکری، با چنین پنداری نمی‌شود فرهنگ تعامل و گفتگوی اتکا به خرد جمعی داشته باشیم.

بیشتر اشتراک کنندگان این نشست، به این باور بودند که گفتگو باید وجود داشته باشد و معنا داشته باشد. در دنیای خود پنداری جای برای گفتگو نیست وقتی گفتگو وجود نداشته باشد گذاری وجود ندارد. برای همین است که در افغانستان همیشه دولت‌ها تغییر می‌کند، ولی فرهنگ رفتاری دولت‌های مجاهد، دموکراتیک خلق، طالبان و دولت انحصاری کنونی به یک سمت در حرکت است و همه هم خشن و سرکوب گر اند.

این که به زنان در این جامعه نیز محل داده نمی‌شود هم یک بخش آن ریشه در همین مسایلی دارد که در پندارهای مردان سیاست پیشه تغییر ایجاد نشده است و نمی شود. صارمه افضلی یک فعال حقوق زن، به این باور است که حضور زنان در حکومت، هر چند از یک گذار حکایت دارد، اما این گذار ناقص است. به باور او، قانون منع خشونت تصویب می شود، قانون منع آزار و اذیت زنان تصویب می‌شود، اما برای عملی شدن و وجهه قانونی گرفتن باید از هفت خوان رستم بگذرد.

خانم افضلی باور دارد که تمامی برخوردها با زنان در حکومت کنونی، برای گزارش دادن در کنفرانس های بزرگ جهانی است و در ماهیت هیچ چیزی تغییری نکرده است که ما نام گذار را روی آن بگذاریم. زیرا به باور او، قانون تصویب می شود، حتا توشیح هم می شود، اما وقتی عملی نمی گردد، یعنی که دیگر معنا ندارد.

خانم افضلی در کنار این که گذار را یک امر فرهنگی می داند، دو شاخصه دیگر نیز از نظر او برای این مساله حیاتی است. او باور دارد تا زمانی که نیازها در دورن جامعه برای گذار حس نشود و ایجاد نشود و در کنارش مردم نخواهند، گذاری صورت نمی‌گیرد.

برخی دیگر از اشتراک کنندگان اما باور دارند که روند گذار از وضعیت بد به وضعیت بهتر در میان جوانان آغاز شده است. میرویس آریا مسوول برگر مزه دار در کابل، ایجاد فروشگاه‌های برگر و روی آوردن اش به تجارت را ناشی از گذار فکری اش در دو سال اخیر می داند که برای عملی کردن آن درس و کارهای قبلی اش را رها کرده و اکنون تجارت کوچکی را راه انداخته است.

آقای آریا می گوید، تا دو سال پیش دوست داشت شهر نو قدم بزند، لباس هایش شیک بپوشد، موترهای لوکس سوار شود، اما اکنون از این که مردم او را در موترهای شهری ببینند و یا این که در هنگام سرویس غذا برای مشتریانش، هیچ شرمی ندارد. او می‌گوید اگر این تحول ذهنی در او ایجاد نمی‌شد، باید سالهای سال وابسته همان نیکتایی‌ها و لباس‌های شیک می‌بود و در پرده تلویزیون ها ظاهر می شد.

از دید او، ایجاد فروشگاه های آنلاین، روی آوردن جوانان به ایجاد کارهای کوچک، آغاز مرحله گذار از وضعیت شکننده کنونی به یک وضعیت بهتر است.

رازق اختیاربیگ

هم رسانی