Warning: Use of undefined constant ‘WPLANG’ - assumed '‘WPLANG’' (this will throw an Error in a future version of PHP) in /home/hushdar/public_html/wp-config.php on line 26

Warning: Use of undefined constant ‘fa_IR’ - assumed '‘fa_IR’' (this will throw an Error in a future version of PHP) in /home/hushdar/public_html/wp-config.php on line 26

Warning: "continue" targeting switch is equivalent to "break". Did you mean to use "continue 2"? in /home/hushdar/public_html/wp-content/plugins/all-in-one-seo-pack/modules/aioseop_opengraph.php on line 825
بی‌محتوا مثل «سریال‌های ترکی» |

بی‌محتوا مثل «سریال‌های ترکی»

۲۳ عقرب ۱۳۹۶ هشدار

تلویزیون بوسیله محمد داود خان رئیس جمهور وقت افغانستان، در سال ۱۳۵۶ تأسیس شد. و نشرات‌اش دقیقا دو یا سه روز قبل از کودتایِ «چپ‌ها» در کابل آغاز شد. البته مقدمات آن با سفر محمد موسی‌شفیق نخست وزیر سابق افغانستان به جاپان فراهم شده بود.

ساختمان تلویزیون در کنار ساختمان رادیو افغانستان بنا شد و دستگاه‌ها و آنتن‌های آن بر فرازِ کوه آسمایی(کوه تلویزیون) کابل نصب گردید. وسایل فنی آن را در آن‌جا نصب کردند و برای اداره این رسانه تعدادی از دانش‌جویان به کشورهای ایران، بلغارستان، و جاپان اعزام گردیدند که تعدادی از آن‌ها کارمندان وزارت اطلاعات و فرهنگ بودند. اما از آغاز دههء‌هشتادِ خورشیدی در افغانستان، دیگر تنها تلویزیون دولتی نبود، بل‌که تلویزیون‌های زیادی قارچ‌گونه به نشرات آغاز نمودند.
بعد از گذشت سال‌ها، اما دانش و تخصصِ افراد در بسیاری از تلویزیون‌های افغانستان ضعیف است. از دانشِ رسانه‌یی که بگذریم، حتی در برخی موارد، کسانی مصروف کار در این حرفه هستند که از سواد معیاری برخوردار نیستند. این‌گونه افراد، نه روح و نیاز مخاطب را درک می‌کنند و نه به خواست‌هاشان درست پی می‌برند. حتی نمی‌توانند پیامد و تاثیر برنامه‌هایی که پخش می‌کنند را آسیب شناسی و تحلیل نمایند. به‌سخنی دیگر، این گونه افراد با مخاطبان بازی می‌کنند.
مخاطبان افغانستانی این وضعیت را پذیرفته‌اند. پیام‌های رسانه‌ها را بی‌تحلیل و ارزیابی، می‌شنوند، می بینند و الگو قرار می‌دهند. تا جایی که اگر قرار باشد در روند نشرات تلویزیون‌های افغانستان، بازنگری شود؛ مخاطبان دست به انتقادهای خواهند زد. هیاهو بر پا خواهند نمود و به این ترتیب ساتور رسانه‌های زرد را تیزتر و زمینه کارشان را گسترده‌تر خواهند ساخت.


زنان و مردانِ بسیاری در خانواده‌های افغانستان هستند که هنوز به گرمی و همراه با اشتیاقی بی‌نظیر به‌سانِ بینندگانِ سریال‌های تلویزیونی در سال‌های آغاز دههء‌هشتاد پایِ تلویزیون می‌نشینند، و تبِ تعلق و دل‌بستگی شان نسبت به این سریال‌ها فروکش نکرده‌است. چندین درامهء تلویزیونی را در کانال‌های مختلف تلویزیونی در یک زمان، دنبال می‌کنند. و این‌گونه‌ست که بستهء مهم نشراتیِ شبکه‌های دیداری در کشور را سریال‌های ترکی، هندی، کوریایی و گاها امریکایی قُرق کرده‌اند.
اکنون بازار سریال‌های ترکیه‌ای در رسانه‌های دیداری افغانستان داغ و پر طرف‌دار است و نظر به تحقیقات و گزارش‌ها، بخشی از زندگی مردم افغانستان پای تماشای این سریال‌ها می‌گذرد. انتشار پی‌هم و بی‌وقفه این سریال‌ها در رسانه‌های افغانستان، مردم را به دیدنِ این درامه‌ها عادت داده‌است.

سریال‌های تلویزیونی ترکی در کابل با پخش سریال «کلید اسرار» شروع شدند و در عرض شاید کمتر از یک‌سال قصه‌های این سریال‌ها، از داستان‌های با پیام‌های اخلاقی و آموزشی به داستان‌های داغِ عاشقانه، و تاریخی-جنایی بدل گشتند.  اکنون کالاهای ترکی در بسته‌بندی‌های جذاب و پر زرق و برق در بازارهای افغانستان رونق و مشتریِ فراواني كسب کرده‌است. محصولات نام‌برده، در واقع همان کالاهایی اند که بازیگران فیلم‌ها و سریال‌های ترکیه‌ای از آن استفاده می‌کنند، به سخنی دیگر، هر آن چیزی که بازیگران ترک در فیلم‌ها و سریال‌ها استفاده می‌کنند، به  بازارهای این کشور عرضه مي‌گردد تا مشتريان افغانستاني را جذب نمايد، مثلا وقتي دانش آموز و کودکی افغانستاني با دیدن فیلم یا سریالی  بسان سريال «وادی گرگ‌ها» به دنبال خرید لباس و يا كيف مکتبی باشد كه عكس «پولاد علم‌دار»(هنرپيشه نقش اول سریال) باشد و یا حتی در هنگام پخش همین سریال در شهر کابل انواع گروه‌های با الگوگیری از آن، دست به کارهای جرمی زدند.


رنگ زردِ تولیدات هنری-سینمایی در افغانستان
این اتفاق دقیق در حالی همه‌گیر شده‌است که تولید فیلم و سریال در افغانستان وضعِ آشفته‌ای دارد، تلویزیون‌ها و سینمای دولتی کشور در پانزده سال گذشته، شاهدِ حتی پانزده تولید اثرگذار (در واقع سالی یک تولید) نبوده است.

در طول یک‌ونیم‌دههء اخیر سریال‌های «بهشتِ‌ خاموش» و «شیرین» از مجموعه‌های مطرح در میان مردم افغانستان بوده که با توجهء نسبتا خوب شهروندان و بینندگان مواجه شده‌است. و این دو درامه از سریال‌های مشهور در رسانه‌ها هستند که در قیاس با زمانی که گذشته است، تقریبا تولیدِ محصولاتِ تلویزیونی خیلی ناچیز و اندک است. البته این جای خالی برنامه‌ها، به ناتوانی در عرصهء تخصص، تجربه و تعهد مسئولان و کارگزاران رسانه‌ها و نیز سطح بینش مخاطبان، بر می‌گردد.
مخاطبی چنین سرگردان و بی برنامه می‌تواند به سادگی در سریال های تلویزیونیِ ترکی-هندی که داستان‌های عامه‌پسند و عاشقانهء داغ را سوژهء قصه‌های شان انتخاب کرده اند، غرق شود. مرد و زن، کودکان و جوانان کشور به طورِ پیوسته همه شب، زمان شان‌را به دیدن سریال‌های گوناگون در تلویزیون‌ها اختصاص می دهند.

تلویزیون‌های افغانستان نیز در عرصهء برنامه‌سازی چندان موفق عمل نکرده‌اند. چندین میلیون بینندهء که روزهایش پیوسته در آشوب و بلوا می‌گذرد، از همه بیش‌تر در تلویزیون به دنبال برنامه‌های سرگرم‌کننده می‌گردد. تلویزیون های این کشور نه تنها در تولیدِ برنامه های فرح‌زا موفقانه عمل نکرده‌اند که حتی برنامه‌های سیاسی و خبری آن‌ها نیز دست‌خوش یک‌رنگی گشته، از نوآوری و خلاقیت به دور مانده اند و به شدت به مشکل یک نواختی دچار است.

این تلویزیون‌ها اکثرا کانسپت‌های اجرا شده در تلویزیون‌های غربی و هندی را با کیفیتی نه‌چندان خوب تولید می‌کنند. در بسا موارد این تولیدات رضایت مردم را برآورده نمی‌کنند. با این‌هم بسیاری از برنامه‌ها در تلویزیون‌های افغانستان با هم شبیه‌اند، هرچند که از سوی تلویزیون‌های مختلفی نشر می‌شوند. آهنگ های سفارشیِ بیننده گان، برنامهء پگاهی، برنامهء آشپزی، میزهای خسته‌کنندهء سیاسی، پخش آهنگ و سریال های مختلف و نیز برنامه‌های با حضور خواننده‌گان و انواع چهره‌های مشهور در جامعه، تقریبا ۹۰ درصد برنامه‌های تلویزیونی کشور را تشکیل می‌دهند.

فرو رفتگی و مستغرق شدن مردم در سریال‌های تلویزیونی را می‌توان از این‌جا سنجید که بعد از پخش قسمت‌های از این درامه‌ها، کارکترهای اصلی آنان به چهره‌های محبوب و پرطرف‌دار در میان مردم بدل می‌گردند. پُرتره‌هاشان حتی از فابریکه های تولیدی در شهرک های صنعتی در کشور سر در می‌آورند. و عکس شان روی بسیاری از محصولاتی تجارتی می‌رود.

عجیب آن که، تعداد زیادی از کارکترهای سریال های ترکی، بعد از پخش چند قسمت از آن‌ها، برای زنان، مردان، جوانان و حتی کودکانِ کشور، تبدیل به الگوهای مناسب و قابل اعتمادِ گشتند. از سوی دیگر چیزی که هم‌ذات پنداریِ مردم افغانستان را با تولیدات تلویزیونی ترکیه‌ای به شدت افزایش داده، اشتراکاتِ دینی-مذهبی‌ست که با شهروندانِ ترکیه دارند، این سریال‌ها آن‌ها را با علاقهء بیشتر پای تلویزیون می‌نشاند.

البته پیش از آن باید گفت که تفریح، سرگرمی و آموزش از ویژگی‌ها و وظایف رسانه‌ها به حساب می‌رود و بیش‌تر متخصصان رسانه‌ای و هنری بر این عقیده اند که برنامه‌های تفریحی و سرگرم‌کننده‌ای رسانه‌ها باید جنبه‌ آموزشی و فرهنگی داشته باشد. با این وصف، نشرِ وسیع و پی‌همِ سریال‌های ترکیه‌ای در کشور، هر چند جنبه‌ تفریحی دارند، اما از لحاظ فرهنگی و آموزشی آن‌گونه که انتظار می‌رود، تأثیر مثبت بر افکار و زندگی مخاطبان افغانستان نگذاشته است.

یعنی در کنار این‌که بازار هنر افغانستان را آثار هنری ترکیه‌ای پر کرده، بازار اقتصاد و تجارت کشور را نیز تبلیغاتِ آثار هنری و سریال‌های ترکیه‌ای به صورت سیستماتیک احتوا کرده است. در بسیاری موارد، اکثر تبلیغات سینمای ترکی، در بازارهای افغانستان پیدا شده و در بین جوانان و نوجوانان افغانستانی جا افتاده که از این طریق نیز بخشی از اقتصاد کشور را به صورت غیرمستقیم وارد اقتصاد ترکیه کرده است.

میلاد فروَش

هم رسانی