هذا مِنْ فَضْلِ رَبِّي

۵ قوس ۱۳۹۶ هشدار

فساد پدیده‌یی نیست که به تازه‌گی در میان جوامع بشری پدید آمده باشد، بل‌که عمر آن به درازای عمر بشر گفته شده است. رابطۀ فساد با توسعه‌ی سیاسی در یک جامعه رابطه مستقیم دارد، تا جای‌که پیدایش و گسترش فساد در یک سیستم می‌تواند موجب ورشکستگی و فروپاشی نظام سیاسی در یک کشور به حساب آید. در یک نظامِ اداری فاسد، کارمندان از موقعیت انحصاری خود در ارائه خدمات به شهروندان بهره می‌گیرند. و یا شغلی که بدست آورده اند را به تجارتی پرسود بدل می‌کنند. این امر علاوه بر آسیب زدن به توسعه، مانع رشد رقابت سالم و عدالت‌اجتماعی در یک جامعه می‌شود.

فسادِ اداری به اندازه و حجمِ کنونی‌اش در ادارۀ حکومتِ کابل، سابقه ندارد. دورهء چهل‌سالهء ظاهرشاهی، با فساد متوسط پایان یافت. حکومت  محمد داوود خان کم‌تر آلوده به فسادِ اداری گشت. او در میانِ مردمِ افغانستان روحیه‌ی ناسیونالیستی با الگوگیری از پان‌عربیسمِ «جمال ناصر در مصر» و «خان عبدالغفارخان در پشتونستان» و «کاخ کرملین در مسکو» برای تحققِ «پشتونستان» بکار بسته‌بود.

در زمانِ «چپ‌ها» همین بیست و اندی سال قبل نیز، در افغانستان، مسئلۀ شرمِ‌آور فساد اداری، تا این‌حد گسترده و عادی نبود. فساد در میان مردم رفتاری شنیع و غیرقابلِ بخشش به حساب می‌‌آمد. رشوه و زراندوزی و مال‌اندوزی مطرحِ توجه سرانِ حزب و حکومت نیز نبود. به طوری که در آن‌زمان کسی اگر مبادرت به اخذ رشوه می‌نمود، این کار معادلِ رفتاری به شدت شنیع و ناشایست در اذهانِ خلق محاسبه می‌گشت، و طرد می‌شد و کم‌ارزش تلقی می‌گشت.

رییس‌حزب و دولت هم، در خانه‌ها و آپارتمان‌های رهایشی که دولت برای خلق می‌ساخت، می‌زیست. در میان مردم کسی از فرط عصبیت زمانی‌که می‌خواست دیگری را دشنامِ تند و رکیکی بدهد، به او «رشوه‌خوار» و «اولاد رشوه‌خوار» می‌گفت، کودکانِ زیادی در چهارده‌سال حکومت سیاسی چپ‌ها در کابل، در بازگشت از مکتب، با گریه نزد مادران شان می‌رفتند و از آن می‌پرسیدند، مادر جان، رشوت‌خوار چی قسم آدم است؟

تقریبا تمام مسوولانِ سیاسی، رهبرانِ جهادی، وزیران و والی‌ها و نیز حتی مقام‌های میان‌پایه با پول‌های که بدست آورده اند، اکثر شان خانواده‌های شان را به کشورهای اروپایی-امریکایی منتقل کرده‌اند. جالب‌تر این‌که  آنانی هم که آن‌قدر پول ندارند تا خانواده‌های شان را به کشور‌های اروپایی ببرند؛ حداقل «استانبول» و «دبی» را برای زندگی فرزندان خود انتخاب می‌کنند. در سال ۲۰۰۹ بود که سی‌ان‌ان فساداداری در افغانستان را نوعی لایف‌ستایل (سبک‌زندگی)دانست. از آن‌زمان تا حالا پول‌های فراوانی برای مبارزه علیه فساداداری هزینه شده، وضعیت فساد اما اکنون، داغ‌تر و گسترده‌تر است.

زندگی مفشن و پرهزینهء مقامات دولتی در افغانستان آن‌ها را از چشم مردم انداخته‌است. یکی از دلایلِ اساسیِ که مردم از مقامات ناخشنود اند، زندگیِ پرهزینه و پر زرق و برق آن‌هاست. تفاوتی ندارد، بزرگِ جهادی، با تکنوکراتِ غربی در مصرف پول بصورت بی‌رویه برابرِ هم عمل می‌کنند. خانه‌های بسیار لوکس، موترهای گران‌قیمت، سفرهای بسیار پرهزینه و صدها نوع خرج و مصرف دیگر در کشور، مربوطِ وزیران، وکیلان، والی‌ها و شهردارهاست. جالب این که تمامی این افراد، این همه ثروت‌های به دست آمده از فسادِ شان را از لطف و رحمت خداوند می‌دانند و بر پیشانی خانه‌ها و بلندمنزل‌های شان می‌نویسند: هذا مِنْ فَضْلِ رَبِّي

ب‌‌علاوه، خانواده‌های بسیاری از مقام‌های فعلی و پیشین افغانستان، در خارج از کشور زنده‌گی می‌کنند. اکثر نماینده‌های پارلمان نیز اعضای خانواده شان‌را به کشورهای همسایه یا دورتر فرستاده‌اند. آن‌عده از مقامات هم کم‌ترین کاری که به خانواده‌های شان کرده‌اند این‌ست که، برای اعضای خانواده‌شان بورسیه‌های تحصیلی خریده‌اند تا این‌گونه مقیم خارج گردند. فرزندان رییس‌جهمور و خانوادۀ ریاست‌اجرایی نیز در خارج زنده‌گی می‌کنند.

کودکان خانواده‌های این بزرگواران، در خارج از کشور درس می‌خوانند، هم‌چنان بیش‌تر خانواده‌های بلندپایگان حکومت‌وحدت‌ملی حتی یک‌بار هم برای تداوی به شفاخانه‌های کابل نرفتند، آن‌ها در بهترین شفاخانه‌های خارج از کشور مراجعه و مداوا  می‌شوند.

پیدایش و گسترش فساد اداری در یک جامعه، بستگی به‌بستر و فضای نامناسب محیطی در یک اداره دارد، که این فضا به انسان اعتمادبه‌نفس آن‌را می‌بخشد، تا به‌راحتی و با استفاده از موقعیت شغلی که در اختیار دارند، دست به اقداماتی بزند که در پرتو آن حقوق‌اجتماعی، اقتصادی و سیاسی شهروندان نقض شود و یا حق فرد و گروهی به آسانی پای‌مال گردد، و به ناحق و از اثرِتوضیح بدِ عدالت، به دیگری واگذار گردد.

اما فساد، در ادارات‌دولتی‌افغانستان به فراوانی یافت می‌شود و کسی از مبتلا بودن به آن شرم حتی، نمی‌کند. آن‌چه که در مورد فساد جدی گرفته می‌شود و بایسته است از کنار آن به سادگی نگذریم، گسترشِ ثانیه‌وارِ فرهنگ‌فساد‌پیشگی است. زمانی که تمامی سران و بزرگانِ سیاسی-دینی و مسوولینِ درجه‌اولِ کشوری و لشکری از مفسدین‌مالی اند، هیچ‌وقت پروموت برای محو فساد کارآمد نیست. همین است که یک فرد خیلی عادی، پس از راه یافتن در ادارات دولتی، خانه خیلی زیبا و مدرن می سازند و یک اسم بزرگ “ماشاءالله” را در آن حک می‌کنند. این قباحت زدای از فساد و دزدی، اکنون به یک رسم تبدیل شده است.

بدین ترتیب در افغانستان اما نوع فساد، فساد ساختاری است؛ دراین نوع فساد افراد بصورت گروهی و دسته‌جمعی، دست به فسادمالی و اداری می‌زنند. مفسدین در این نوع سیستم رده‌بندی شده‌اند. یعنی بصورت زنجیره‌ای از رأس تا قاعدۀ یک اداره به‌صورت هم‌آهنگ دست به فساد می‌زنند. هرگاه در چنین اداره‌ای، یک‌شخص باوجدان و ضد فساد، گماشته شود به تهمت‌های گونه ‌گونی روبرو می‌گردد و سرانجام از آن اداره به جرمِ خیانت اخراج می‌شود.

در کل راز پیش‌رفت این‌چنین یک اداره را راز یک دست بودن کارمندان آن اداره  نیز، می‌دانند. کارمندی که در برابر چنین سیستمِ فاسدی مقاومت کند، روزگای تیره در انتظارش خواهد بود و به مرور به بدنۀ قدرت و اداره به سادگی حذف می‌گردد.

سیستم اداری در هر جامعه‌ای به مبنای بازوی اجرایی نظام سیاسی و آن جامعه شمرده می‌شود. و نیز عمل‌کرد خوب و بد آن‌هم، می‌تواند نظام سیاسی را تداوم بخشیده ویا سقوط دهد. بنابرین توجه بنیادی به نظام‌اداری هر جامعه و آسیب شناسی دقیق آن (فساد اداری) می‌تواند کمک بزرگی به سیاست‌مداران آن جامعه محسوب شود که با تشخیص به موقع، بتوانند راه حل‌های لازم را بیابند.

فساداداری، بیماری انکارناپذیر همۀ حکومت‌ها است. نظام اداری فاسد با مصرف هزینه‌های بزرگ و به هدر رفتن سرمایه‌های ملی، نظام را از کارآیی‌اش به کلی ساقط می‌کند. اما برای قدرت مندان این وضعیت، یک فرصت است. برای همین است که راه یافتن افراد در پست های کلان دولتی، در مدت کمی آنها را صاحب کاروانی از موترهای زرهی می سازد که به قدرت شان بیشتر می‌افزاید.

افغانستان سه سال پی‌هم است که در لیست سه فاسدترین کشورهای جهان قرار می‌گیرد. خیلی اگر پول‌های جهانی، برای «مبارزه با فساد اداری» خوب عمل می‌کرد، و قدری مبارزه علیه فساد جدی تلقی می‌گشت، مامورین در اداره‌های مبارزه علیه فساد؛ رشوه‌ و رشوه‌ها خالی نمی‌کردند. طی این سال‌ها، پیوسته مردم افغانستان شاهد بودند که کسانِ زیادی از مسوولین «اداره عالی مبارزه با فساد اداری» مفسدین کلانِ مالی بودند.

اکنون در نظام‌اداری افغانستان به‌قدری فساد ریشه کرده که در کم‌تر اداره‌ای می‌شود بدون پرداخت رشوه، کاری از پیش برد. در بسیاری از اداره‌ها، وزارت خانه‌ها، شهرداری‌ها، سازمان‌ها، تنها با پرداخت رشوه و داشتن رابطه، کار شما انجام می‌گردد. این حال دامنِ سازمان‌های خصوصی و غیردولتی را نیز گرفته. در چنین‌حالی، رییس‌جمهور غنی اما در کنفرانس سالانه سارنوالانِ کشور، بر مبارزه جدی با فساد تاکید کرد: «جناب لوی سارنوال و قاضی القضات صاحب، اگر کوچکترین قانون‌شکنی را در من و یا اطرافیانم دیدید، اول از ما شروع کنید. تحولاتی که در لوی سارنوالی به میان آمده، امیدوار کننده و امید بخش بوده و گام‌های محسوسی در رابطه به مبارزه با فساد برداشته شده‌است.»

و نیز رهبران حکومت وحدت ملی در کنفرانس مبارزه با فساد اداری تاکید کرده‌اند که اراده مبارزه با فساد در دستگاه‌های امنیتی وجود دارد. هر چند این ماجرا از زمان روی‌کار آمدن حکومت‌وحدت‌ملی تا حال ادامه دارد، اما کم‌تر دیده شده‌است که مراجع اصلی فساد مورد توجه باشند و هنوز هم از غذا، امکانات و سلاح نیروهای امنیتی سوءاستفاده صورت می‌گیرد.

باری، با تمام این‌ها اما، نگرانی از گسترش فساد سیاسی در اداره‌های‌افغانستان از آن‌جای شروع می‌گردد که مفسدین و فساد پیشه‌گان نه تنها از عمل غیر قانونی که انجام می‌دهند، پشیمان نیستند، بل بدان افتخار نیز می‌کنند.

و عجیب و شگفت‌آور آن‌که بر پیشانی آن بلند منزلی که از پولِ رشوه بدست آمده و آن ضدگلوله و آن‌های بسیاری از این دست؛ نام خدا و عکس یک قدرت مند را یک‌جا نصب کردند. شاید این کار برای گم‌راه کردن مردم باشد که «هذا من‌فضل ربی» بر سر خانه و دروازه‌های قیمتی که با پولِ رشوه و پولی که از راه‌های غیرقانونی بدست آمده، نصب نمودند و یا شاید هم به همین مسأله باور دارند.

واقعیت مسلما اما این است که به‌جای این همه سر و صدا و مبارزه با فساد اداری، هیچ‌گاهی تلاش نشده تا قباحت را به این پدیده برگردانیم و کسی که از راه نامشروع پول بدست می آورد، افتخار نکند و احساس «قهرمان» بودن زیر پوست‌شان نخزد.

میلاد فروَش

هم رسانی