Warning: Use of undefined constant ‘WPLANG’ - assumed '‘WPLANG’' (this will throw an Error in a future version of PHP) in /home/hushdar/public_html/wp-config.php on line 26

Warning: Use of undefined constant ‘fa_IR’ - assumed '‘fa_IR’' (this will throw an Error in a future version of PHP) in /home/hushdar/public_html/wp-config.php on line 26

Warning: "continue" targeting switch is equivalent to "break". Did you mean to use "continue 2"? in /home/hushdar/public_html/wp-content/plugins/all-in-one-seo-pack/modules/aioseop_opengraph.php on line 825
زخم‌های مناطق قبایلیِ فدرال پاکستان |

زخم‌های مناطق قبایلیِ فدرال پاکستان

۷ قوس ۱۳۹۶ هشدار

اواسط ماه نوامبر بود که خبرهای مربوط به عملیات نظامی اعلام نشده درساحه محسود در وزیرستان جنوبی پخش شد؛ عملیاتی که دولت نمی‌خواست همگانی شود. اما قسمی که از حدود ۱۱۰۰ خانواده‌ای شابی شاخه قبایل محسود در روستاهای شاکوتی، سمال و بوباره لادا در ۳ نوامبر خواسته شده بود، به صورت فوری مناطق شان را ترک کنند، این عملیات نمی‌توانست مخفی بماند.

هزاران زن، مرد و کودک مجبور بودند برای دو روز کوهستان‌ها را بپی‌مایند تا به بکاخیل و بنو برسند. به آن‌ها گفته شده بود به اردوگاه‌های بیجا شده‌گان داخلی بروند، اردوگاه‌هایی که برای بیجاشده‌گان داخلی وزیرستان شمالی درجریان عملیات نظامی ضرب غضب درسال ۲۰۱۴ ایجاد و تاسیس شده بودند. منطقه شابی‌خیل محسود در لاده دورتر ازخط دیورند قرار گرفته است. اما چرا هزاران خانواده به طور ناگهانی و چشم‌گیراز این منطقه وادار به ترک خانه‌های شان شدند؟ و چگونه‌گی رفتار و بیرون راندن بیجاشده‌گان از ار دوگاه‌ها قابل تامل است.

پس از گذشت دو روز سفر دشوار، مردان از زنان و فرزندان‌شان جدا شده و برای مدت کوتاهی یکدیگر را دربکاخیل ندیدند. محسودی‌هایی که به بکاخیل آورده شده بودند، فقط بی‌جا شدگان داخلی بودند؛ اما با آن‌ها مثل زندانیان جنگی برخورد صورت گرفت. برای نمایندگان رسانه‌ها و جامعه مدنی اجازهء دیدن از این اردوگاه‌ها داده نشد. مقام‌های محلی در ابتدا در مورد این جابجایی‌ها ساکت بودند، اما بعدا پذیرفتند که بشتر از ۲۰۰ خانواده محسودی به اردوگاه‌های بکاخیل آورده شده اند.

متأسفانه، در ۱۵ سال گذشته، حتی پس از ده‌ها عملیات بزرگ و کوچک نظامی، مناطق قبایلی تحت اداره فدرال همچنان مثل  یک سیاه چال باقی مانده است و هیچ تحقیقاتی در مورد شکایت‌های جدی نقض حقوق بشر در این عملیات انجام نشده است. هیچ نظارت غیر نظامی بر عملیات‌های نظامی در این مناطق وجود ندارد.

خبرهای ضد ونقیض و گیج کننده‌یی در جریان سال جاری از سوی ادارهء محلی پخش شده است. ازیک سو، یک لایحهء اصلاح قانون اساسی در پارلمان برای انجام اصلاحات درمناطق قبایلی در ماه می ارائه شد، اما از سوی دیگر، گزارش‌های متعددی از حملات شورش‌گری و اجرای عملیات‌های نظامی در رسانه‌ها پخش شد. عملیات خیبر ۴ یکی از این عملیات‌ها بود که با بمباران هوایی و استفاده از توپخانهء سنگین همراه بود.

گزارش شد که بلندی های کوه راجگل در دره تیراه خیبرایجنسی از وجود تروریست‌های مرتبط با دولت اسلامی(داعش) پاک سازی شد. در حقیقت گروه دولت اسلامی داعش که در بخش‌های شرقی افغانستان فعال است، عمدتا جنگ‌جویان سابق تحریک طالبان پاکستان اند که در واقع به مناطق قبایلی وابسته بوده و هنوز هم با استفاده از شبکه‌های محلی خود در پاکستان، هم‌بستگی و رابطهء گسترده‌یی با این گروه دارند.

مربیان پاکستانی طالبان افغان درتلاش تفکیک طالبان افغان با طالبان پاکستانی اند. اما واقعیت این‌است که آن‌ها دو روی یک سکه اند. جنگ‌جویان تحریک طالبان پاکستان همیشه به رهبری جدید طالبان افغان وفادار بوده و به وی بیعت کرده اند و بدون حمایت این گروه، هیچ‌گاه قادر به حفظ پایگاه‌های خود در درون خاک افغانستان نیستند. این به ساده‌گی یک معادله  دوطرفه است. طالبان افغان نیز فعالیت‌های خود را از درون خاک پاکستان اجرا می‌کنند.

درگیری و زدو خورد از باجور، مهمند و وزیرستان نیز گزارش شده است. سخت‌گیری‌های دوام‌دار و وضع مقررات  رفت و آمد در این مناطق به یک امر معمول تبدیل شده است. در وزیرستان شمالی که این قیود و مقررات به روزهای یک‌شنبه وضع شده بود برای سال‌ها ادامه داشته است. بسیاری از بی‌جاشدگانِ قدیمی هنوز منتظر بازگشت و جابجایی به مناطق خود اند، در حالی که درگیری و خشونت‌های تازه، خانواده‌های بی‌شمار دیگری را آواره کرده است.

متاسفانه این آمار برای رسمیات دولتی ساده است. بیشترین “خلاقیتی” که مقام‌های ملکی ونظامی درباره‌اش فکر کردند جابجایی اصطلاح بی‌جاشده‌گان داخلی(IDP)  به بی‌جاشده‌گان موقتی(TDP) بود تا خانواده‌های متأثر ازجنگ و خشونت نتوانند تحت قوانین بین‌المللی بشر دوستانه، خواستار حقوق تعیین شدهء خود شوند. آیا این مضحک نبود که مقامات، یک مسابقه بزرگ کریکت را در میران‌شاه برای نشان دادن «عادی بودن وضعیت» منطقه برگزار کردند؟ آیا ظهور و آغاز فعالیت داعش، نشانی از عادی بودن وضعیت دراین منطقه است؟

اداره محلی مناطقِ قبایلی به جای تبلیغات احمقانه و عوام‌فریبانه به تغییر جدی در سیاست‌های گمراه کننده‌اش نیاز دارد. در حال حاضر، ادارهء محلی یا ساختار سیاسی مناطق قبایلی گروگان سیاست‌های پاکستان در قبال افغانستان است. تا زمانی که نظامیان کشور (پاکستان) از جنگ طالبان در برابر دولت افغانستان حمایت می‌کند، افغانستان از مناطق قبایلی به عنوان یک نقطه انداخت استفاده خواهد کرد. به عبارت ساده‌تر، این بدان معناست که درگیری‌های دهه‌های گذشته در این مناطق، هم‌چنان افزایش خواهد یافت. این وضعیتی‌است که نمی‌توان آن را بدون بازنگری سیاست‌های ناکام و گمراه کنندهء کشور، درقبال افغانستان- که ازسوی نظامیان کشور طراحی و اجرا می‌شود- تغییر داد.

 بخشی ازمیلیاردها دالر کمک خارجی که طی سال‌های گذشته به پاکستان واریزشد، قرار بود به بازسازی مناطق جنگ زده، بالا بردن سطح زندگی عموم مردم درمناطق قبایلی، به مصرف برسد. اما میزان فقر درمناطق قبایلی، با مقایسهء مناطقِ دیگر کشور هم‌چنان بالا است. براساس آماری ازسوی کمیسیون پلان‌گذاری پاکستان در سال ۲۰۱۶ منتشر شد، ۴۰ درصد پاکستانی‌ها در فقر زندگی می‌کنند، اما در مناطق قبایلی فدرال، این رقم ۷۳.۷ درصد است که تقریبا دو برابرِ میان‌گین درسطح کشور است.

درحال حاضر این رقم مطمئنا افزایش پیدا می‌کند؛ آنگونه که کارشناسان اقتصادی پیش‌بینی کرده‌اند، مسدود شدنِ مکرر گذرگاه‌های تورخم و اسپین بولدک و کاهش شدید تجارت با افغانستان، حدود هفت‌صد هزار خانواده در این مناطق مرزی را متاثر می سازد. هیچ کس تا به حال تأثیر کاهش تجارت با افغانستان بر اقتصاد پاکستان و به طور خاص بر اقتصاد مناطق پشتون نشین را ارزیابی نکرده است. کاهش تجارت منظم با افغانستان، عملا بدین معنی است که پس از این تنها فعالیت اقتصادی مهم این منطقه، تجارت مواد مخدر و اسلحه خواهد بود؛ چیزی که مسلما باعث تقویت تروریسم می‌شود. آیا این دستورالعملی برای فاجعه نیست، به ویژه هنگامی که در زمینه افزایش تنش‌های منطقه‌یی دیده شود؟

اما تا زمانی که سیاست این‌است که از فضای استراتژیک برای بازی‌های نه چندان بزرگ استفاده شود، به سرنوشت میلیون‌ها پشتونی که آنجا زندگی می‌کنند، چه کسی می‌اندیشد. گذشته از آن، حتی پیش پا بینی دیوان‌سالاری ملکی و نظامی مسلط پنجابی‌ها، گیچ کننده است. هر باری که سیاست‌های ماجراجویانه درخیبرپختون‌خوا جهنم برپا کرده، همیشه به پنجاب و بقیه شهرهای پاکستان رسیده است. و این بار نیز متفاوت نخواهد بود.

نویسنده: افراسیاب ختک، عضو پیشین مجلس سنا و ازسیاست مداران مطرح پاکستان

برگردان: سمندر لکاریان

ویراستار: بهار مهر

هم رسانی