Warning: Use of undefined constant ‘WPLANG’ - assumed '‘WPLANG’' (this will throw an Error in a future version of PHP) in /home/hushdar/public_html/wp-config.php on line 26

Warning: Use of undefined constant ‘fa_IR’ - assumed '‘fa_IR’' (this will throw an Error in a future version of PHP) in /home/hushdar/public_html/wp-config.php on line 26

Warning: "continue" targeting switch is equivalent to "break". Did you mean to use "continue 2"? in /home/hushdar/public_html/wp-content/plugins/all-in-one-seo-pack/modules/aioseop_opengraph.php on line 825
سیاه‌چال احساسات کور |

سیاه‌چال احساسات کور

۱۱ سرطان ۱۳۹۷ هشدار

شور جمعی وقتی در یک زمینه اوج می‌گیرد، مقابله با آن دشوار است؛ مخصوصاً وقتی‌که این شور در جامعه‌ای چون افغانستان جان گیرد، هر اشاره‌ای خلاف جهت شور عمومی با یورش کمیت عظیمی از افراد جوگیر مواجه می‌شود.

برای ما، صلح یک آرزوی همگانی‌ست. مردم جنگ دیده طعم صلح را بیش‌تر دوست دارد و خبر صلح بیش‌تر تحریک‌شان می‌کند تا به استقبال صلح به‌پا خیزند. گروه‌های بزرگ انسانی در این جغرافیا آرزومندی قطع کشتار را در دل می‌پرورند و این شاید مهم‌ترین نقطه‌ی امید برای رهایی از وضعیت خونین امروز است. آن‌چه مایه‌ی نگرانی‌ا‌ست منطق صلح است که تحت تاثیر شور جمعی اما فاقد شعور جمعی‌است که حاصل تمام تلاش‌های صادقانه را برباد می‌دهد.

رییس حکومت وحدت ملی با طالبان آتش‌بس اعلام کرد و طالبان نیز به دلایل سیاسی و استخباراتی، این آتش‌بس را برای سه روز پذیرفتند و همین شد که گروه‌های عظیم طالب به شهرها سرازیر شدند و هل‌هله‌های شادی اوج گرفت؛ گویی صلح در راه است و طالب یک شبه به زشتی اعمال خود پی برده و دیگر سر کودکی را نخواهد برید یا جوانان سرو قامت را به گور نخواهند فرستاد.

 آنهایی که با سیاست سر و کار دارند و مسایل را بی دخالت کشنده‌ی احساسات تحلیل می‌کنند، درست می‌دانستند که این یک سناریوی استخباراتی‌است و صلح با چنین ساز و برگی آمدنی نیست. اغلب افراد قبل از این‌که به سنجش نفع مردم در رویکرد گروه حاکم در چنین آتش‌بسی بپردازند، اقدام به استقبال از طالبان در شهرها با نیت تداوم آتش‌بس کردند. حتا تعدادی از زنان با اهداف مختلف در خیابان‌ها به استقبال طالبان رفتند. زنانی به استقبال طالبان رفتند که اغلب شان دم از مدنیت و حقوق انسانی و حقوق بشر و حقوق زن می‌زنند.

پرسش این‌جاست که واقعاً در فاصله‌ای کوتاه چند روزه که رییس حکومت وحدت ملی طرح آتش‌بس را به میان کشید و به تعقیب آن دستان پنهان تیم آقای غنی که بازی با افکار عمومی در فضای مجازی از وظایف اصلی‌اش است، جوسازی‌های بی حد و حصر کردند و این را سرآغاز صلح دایمی دانستند، چه تفاوتی در دیدگاه دوطرف ایجاد شده بود که ما را به مسئله‌ی صلح نزدیک نشان بدهد؟ طالب از عقبه‌ی سیاسی‌اش که پاکستان و بعضی کشورهای دیگر است بریده بود؟ سیاست قومی و گروهی طالب که جنگ علیه گروه‌های تباری را در صدر لیست اهدافش دارد، دچار تغییر شده بود؟ طالب، قانون اساسی کشور را پذیرفته بود و دیگر با رفتارهای مدنی و ارزش‌های دموکراسی کنار آمده بود یا اتفاق دیگری افتاده بود؟

مثلا فراهم کردن فرصت جولان سیاسی برای گروه طالبان و نمایش دادن اقتدار طالبان برای گروه‌های سیاسی جبهه‌ی مقابل آقای غنی. اگر از آقای غنی پرسیده شود نفع مردم را در جریان آتش‌بسی که اعلام کردی نشان بده، چه پاسخی خواهد داد؟ مطمئناً هیچ پاسخ قانع کننده‌ای ندارد؛ چون حوادث روزهای آتش‌بس و روزهای بعد، ثابت ساخت که برنده‌ی چنین آتش‌بس ناکامی، گروه انسان کش طالب بود و بس.

آتش‌بس برای چه بود و چه گروهی از آن نفع برد؟ کمیت قابل توجهی از زندانیان طالب آزاد شدند، مناطق شهری توسط طالبان به سادگی مورد بررسی قرار گرفت و هدف‌گذاری های بعدی شان تسهیل شد؛ اقتدار طالب به رخ گروه‌های مقابل طالب کشیده شد، از طالب انسان کش که حتی به کودکان رحم نمی‌کند، چهره‌ای نرم نشان داده شد، در پس خروج شان از شهرها در روز سوم، در شهرها حمله کردند.

مثلاً در غزنی هنگام خروج شان از شهر، هفت تن از سربازان دولتی را همراه با وسایل نظامی شان‌ با خود بردند. برآیند آتش‌بس آقای غنی برای طالبان فواید فراوان داشت ولی برای مردم، هیچ!  چرا ما چنین جوگیر شدیم، به خیابان‌ها دویده و از طالب انسان‌کُش استقبال کردیم؟ درست است که نیاز به صلح داریم، اما قبل از آن نیاز به آگاهی در مورد شیوه‌ها و راه‌کارهای منطقی رسیدن به صلح داریم.

سیاست‌مداران و اتاق فکر ارگ که در اغلب اوقات رفتارهای بسیار مشکوک دارد، به مشکل میتوان تعهد شانرا به مردم دید؛ بلکه بیش‌تر در ترازوی سیاست در کفه‌ی طالبان گاهی حتی به صورت علنی قرار می‌گیرند. چرا می‌توانند به سادگی از میل صلح خواهی و روح خسته از جنگ ما استفاده‌ی سو کنند و بر موج عواطف ما سوار شده و به سوی مقصود غیر مردمی شان بتازند؟ ریشه‌ی این موج خطرناک احساسات که ناگهان فضای جامعه را گرفت در کجاست؟ چرا توانست حتی تعدادی از زنانِ که برخی‌ شان فعال مدنی هستند را در کنار طالبان قرار دهد تا تمام فکر غیر انسانی طالب را در مورد زنان فراموش کنند و جنایت های گسترده‌ی شانرا نادیده گرفته و در کنارشان عکس سلفی بگیرند؟

شاید توده حق داشته باشد به دلیل قلت آگاهی و تابعیت از احساسات و به تبع خستگی عمیق از جنگ و خونریزی در چنین مواقعی نتواند جلو خودش را بگیرد، اما آن زنان فعال سیاسی و مدنی که خاطره‌ی عکس در کنار طالبان را خلق کردند، چه حرفی برای گفتن دارند؟ پاسخ شان به هزاران زن و کودکی که قربانی تفکر طالبانی شدند و امروز از استبداد فکر عقب گرای طالب شلاق می‌خورند چیست؟ پاسخ شان به تبسم کودکی که سربریده شد چیست؟

آیا ما فقط با تابعیت از عواطف کور حق داریم این همه جنایت را نادیده بگیریم و برای خودنمایی، دوشادوش جنایت‌کار قرار گرفته و گل به گردن کسی بیندازیم که تبسم را سربریده است؟ شما زنان چه کردید؟ آیا شرمسار چشمان مضطرب و نگران کودکان این سرزمین که هر لحظه خواب سربریده شدن به دست طالب و داعش را می‌بینند، نیستید؟ بی‌تردید ما صلح می‌خواهیم، اما نباید اجازه دهیم از عطش صلح‌خواهی و وضع خسته‌ی ما به نفع یک گروه قاتل، استفاده‌ی سیاسی و غیر انسانی شود.

ریحان تمنا

هم رسانی