گروه‌های فشار در افغانستان

۱۸ سرطان ۱۳۹۷ هشدار

ریشه‌ی گروه‌های مسلح فراقانونی، گروه‌های فشار که در قالب حلقه‌های مافیایی و دسته‌های نظامی فراقانونی شکل می‌یابند، از جمله‌ی چالش‌های اساسی جوامع بعد از جنگ است. غالبا فضای بعد از جنگ متاثر از حضور قدرت مند این گروه‌های که امنیت و قانون‌مداری را تهدید می‌کنند، با نابسامانی حاصل از چنین عناصری دست و پنجه نرم می‌کند.

هرچند ادعای این که جنگ در افغانستان ختم شده و ما جامعه‌ی بعد از جنگ هستیم به دلایل زیاد نمی‌تواند درست باشد باز هم در یک نگاه خوش بینانه این جامعه را یک جامعه‌ی بعد از جنگ تلقی کرده و به بررسی ریشه‌های گروه‌های فشار در این مقاله می‌پردازم.

منظور از گروه‌های فشار مجموعه عناصر و دسته‌های است که حضور و عمل‌کرد شان را نمی‌توان بر مبنای قانون توجیه کرد، بلکه با حضور و عمل‌کرد فراقانونی و غیر قانونی بر اوضاع تاثیر قابل ملاحظۀ دارند. از مشخصات اصلی گروه‌های مسلح غیر مسوول عمل‌کرد فراقانونی، بزهکار، غصب اموال و املاک مردم به زور و تهدید، تجاوز به حریم مردم، نادیده گرفتن موازین قانونی و اخلاقی، انجام یا پشتی‌بانی از فعالیت‌های مافیایی به ویژه تولید و قاچاق مواد مخدر و دیگر فعالیت‌های قانون شکنانه است. این گروه‌ها نه تنها در مناطق دور افتاده که حتی در میان شهرهای بزرگ مثل پایتخت و هرات و مزارشریف و قندهار و دیگر شهرهای بزرگ افغانستان حضور گسترده و تاثیر گذار بر اوضاع امنیتی و اجتماعی مردم دارند.

در بسیاری از مناطق و شهرها این عناصر نقش تعیین کننده در اوضاع دارند. در بعضی از شهرها اقدامات دولتی و قانونی اگر مطابق خواست و نظر این گروه‌های فشار نباشد، توان پیش‌گیری از اجرای آن را دارند. حتی مقامات محلی در غالب اوقات مطابق خواست و نظر این گروه ها تعیین می‌شوند و دولت مرکزی توان تصمیم‌گیری مستقلانه را در این زمینه ندارد.

یکی از مهمترین دلایل پیدایش و قوام یافتن این گروه‌ها سهولت دست یافتن به امکانات نظامی در داخل کشور است. استفاده از سلاح در زمان جهاد و سال‌های بعد از آن به یک رسم معمول در بین مردم تبدیل شد که غالباٌ با هدف دفاع از گروه و یا دفاع از خود در برابر عوامل تهدید بیرونی، به دلیل ضعف یا نبود قانون، انجام می‌شد.

هرچند بعد از سقوط طالبان پروسه‌ی جمع آوری سلاح به حیث یک طرح کلی در کشور پیاده شد، اما به دلایل متعدد نتوانست اعتماد مردم و گروه‌های مسلح جهادی و غیر جهادی گذشته را حاصل کند تا با اطمینان خاطر سلاح خود را به انبارهای دولتی بسپارند.

علاوه بر آن ورود سلاح به داخل کشور در سال‌های اخیر از سوی پاکستان، ایران و کشورهای آسیایی میانه متوقف نشد و درگیری ها، مطالبه‌ی سلاح را به یک معامله‌ی سودآورد مبدل کرد. علاوه بر آن رویکرد سیاسی به مدیریت قدرت عمومی و اداری کشور خصوصاٌ در ارگانهای نظامی، زمینه‌ی پشتی‌بانی از یک رشته گروه‌های مسلح غیر قانونی را در مناطق مختلف مهیا ساخت. یعنی خودِ انبارهای تسلیحاتی دولت هم با این تعریف در مواقع و مواردی خاص به تمویل کننده‌ی یک رشته گروه‌های مسلح غیر قانونی مبدل شد.

اکنون طوری به نظر می‌رسد که بازار فروش اسلحه در افغانستان شبیه بازار آزاد است و دست‌رسی به سلاح برای هیچ کسی امر مشکلی نیست. بناٌ با اندکی امکانات مالی و رابطه چند فرد می‌توانند مسلح شده و یک گروه را تشکیل دهند. حضور این رشته از گروه‌های مسلح غیر قانونی را می‌توان در چند رده دسته بندی کرد.

اول گروه‌های که ریشه در تنظیم‌های جهادی دارند و دارای پیشینه‌ی تاریخی مبارزاتی هستند. بعد از تشکیل دولت دموکراتیک با حمایت جامعه‌ی جهانی در افغانستان، نقش گروه‌های جهادی در مدیریت اعضای این گروه‌ها به شدت کمرنگ شد. تاکید جامعه‌ی جهانی بر ارزش‌های دموکراتیک و اعلام جنگ علنی با ساختارهای نظامی جهادی که از قدرت کافی در زمینه‌ی به چالش کشیدن نظام برخوردار بودند، بافت گروه‌های جهادی را به حیث یک سازمان متشکل بهم ریخت و دسته جات متعدد از بدنه‌ی یک تنظیم جدا شدند تا به شکل نسبتاٌ مستقل با اوضاع جاری تعامل کنند.

بخش قابل توجهی از گروه‌های مسلح فراقانونی کنونی بازماندگاه دوره‌ی جهاد و یا دیگر گروه‌ها از همان دوره می‌باشند. قوماندان‌های محلی و سرگروه‌های مسلح جهادی، با استفاده از ضعف قانون، در مناطق مختلف به شکل‌دهی حوزه‌ی نفوذ خاص خود پرداختند.

دسته‌ی دوم گروه‌های مسلح غیر مسئولی را شامل می‌شود که با شکل‌گیری رویکرد خشونت در بهره‌وری های اقتصادی و سیاسی، نسبت ضعف قانون، به حیث گروه‌های نو تأسیس، پا گرفتند. توسعۀ دامنه‌ی تقابل‌های تباری، پیوند بهره برداری از منابع مواد مخدر، از کشت تا پروسس آن و مبدل کردن آن به انواع مواد نشه آور و نهایتاٌ مفاد انتقال آن به کشورهای دیگر، غارت معادنی که قابل استخراج با امکانات معمولی می‌باشند، سودجویی‌های اقتصادی و سیاسی از قدرت و ادارات کشور، غارت اموال عمومی و دولتی و غیره، درآمد‌زا شدن رابطه با طالبان و دیگر گروه های ضد نظام، قوت گرفتن اتکا به خشونت در رسیدن و یا حفظ قدرت دولتی و منطقه‌ای، و بسا موارد دیگر از جمله‌ی عوامل شکل گیری این دسته از گروه‌های مسلح غیر قانونی اند.

منازعات بزرگ روی موارد کلی از جمله مسایل هویتی، منافع مادی بزرگ، مدیریت سیاسی و نظامی کشور، باعث شد تا گرایش به قانون در کشور بسیار کاهش یابد و در برابر توسل به زور و خشونت برای پیش‌برد سیاست‌های تیمی که غالباٌ مبنای اقتصادی و گروهی دارد، قوت یابد.

هر گروه سیاسی بزرگ در پی ایجاد نیروی پشتی‌بان برای سیاست‌های خود در مناطق مختلف یا با مراجعه به ریشه‌های گروهی و تباری و یا با استفاده از نفع دوجانبه به تشکیل گروه‌های مسلح غیر قانونی پرداخت. موازی با این حرکت، سطح تطبیق و تعمیل قانون به شدت پایین آمد به حدی که امروز خود قانون به ابزاری برای گروه‌های حاکم در زورآزمایی‌های سیاسی و جناحی مبدل شده است. یعنی قانون نه یک پدیده‌ی عام و همه شمول بلکه به حیث یک ابزار تا جایی که می‌تواند نفع یک گروه حاکم را تامین کند مورد توجه قرار میگیرد، در غیر آن حل و فصل مسایل و نزاع‌های فی مابین با استفاده از خشونت انجام می‌شود.

رده‌ی از افرادی که شامل این گروه‌های مسلح غیرقانونی هستند از حیطه‌ی قانون بیرون قرار دارند، مگر این‌که خود، قانون را آن‌گونه که صلاح منافع گروهی و شخصی شان است تعریف کرده و علیه مردم و گروه مخالف خود اعمال می‌کنند.

گروه سوم، گروه‌های مسلح غیرقانونی اند که در وضعیت ضعف قانون اقدام به درآمد از راه باج‌ستانی و زورگویی می‌کنند. هرچند در بسیاری موارد این گروه‌ها نیز ذیل گروه‌های دسته‌ی اول و دوم شمرده می‌شوند٬ اما در بعضی موارد به دلایل اقتصادی و غیره تعدادی از گروه‌های شامل دسته‌ی سوم از بقیه دسته‌ها جدا می‌شوند. شیوه‌ای کار این گروه‌ها راه‌گیری، اختطاف، ترور، باج ستانی و گاهی هم کار اجاره‌ای در زمینه‌ی انتقال مواد مخدر، اموال تجاری بدون تکس و مالیه، یا فعالیت‌های از این قبیل است.

در مجموع پیدایش و شکل‌گیری و قوام گروه‌های مسلح مورد بحث را می‌توان در ضعف دولت در زمینه‌ی تعمیم قانون، موجودیت گسترده‌ی سلاح، گرایش گروه‌های ریشه‌دار مسلح در افغانستان به سوی استفاده از خشونت در پی‌گیری سیاست‌های گروهی شان، تداوم جنگ و حضور گسترده‌ی نیروهای مخالف دولت در اکثر مناطق کشور، دخالت کشورهای مختلف و استفاده از گروه‌های مسلح در مسیر سیاست‌های شان در جغرافیایی افغانستان، اوج گیری تقابل‌های تباری و در نهایت پیوند خشونت با سطح درآمد افراد جنایت‌کار و گروه‌های بر سر قدرت، جستجو کرد.

ریحان تمنا

هم رسانی