طالبان دوباره به شهرها بر می‌گردند؟

۶ اسد ۱۳۹۷ هشدار

سیاست در جامعه‌ی افغانستان با شیوه‌های منحصر به فرد پیش می‌رود. توجه به نتایج یک تصمیم سیاسی، تحت تاثیر گرایش‌های قومی و تباری از محراق توجه کنار رفته و ناخودآگاه انسان افغانستانی با پیروی بیشتر از گرایش‌های قبیله‌ای تلاش می‌ورزد به هر شیوه‌ی ممکن سیاست‌های گروهی ناعادلانه‌ی قومی‌اش را توجیه کند.

آتش بس اعلام شده با طالبان در عید گذشته با تبلیغات بسیار گسترده‌ی تیم آقای غنی همراه بود و آنرا به عنوان یک دست‌آورد کلان سیاسی حتا در بروکسل نیز توصیف کردند. باسوادها و بی‌سوادهای نزدیک سیاسی و تباری به رئیس حکومت وحدت ملی با هر ترفند و طریقی سعی کردند از این آتش‌بس یک حماسه‌ی سیاسی بزرگ ساخته و با تبلیغات بسیار گسترده چنین امری را توجیه اخلاقی و سیاسی کنند. واقعیت امر اما چیز دیگری را می‌گوید.

پر واضح است و همگان هم از طریق رسانه‌ها شنیدند که نه کشتار در روزهای آتش بس اعلام شده از جانب آقای غنی و حتی در چند روز معدودی که طالبان نیز مهر سکوت را بعد از سال‌ها در رابطه به عدم کشتار از لب برداشته و آتش بس اعلام کردند، کشتار مردم و سربازان متوقف نگردید. در چند نقطه از کشور در همان روزهای آتش‌بس حملاتی انجام شد که طرفداران آقای غنی تلاش کردن آنرا به پای داعش و گروه های دیگر، غیر از طالبان بنویسند.

اما حقیقت امر این است که این گروه‌ها هیچ تفاوتی با هم ندارند. ریشه های اصلی طالبان، داعش و دیگر گروه‌های مسلحی که سال‌هاست با مردم افغانستان دشمنی می‌کنند به یک سرچشمه‌ی واحد می‌رسد و آن کشورهای قدرت‌مندیست که برای تامین منافع سیاسی خود از جنوب آسیا تا کرانه‌های فرات و از بالکان تا قلب افریقا با استفاده از ترفندهای سیاسی و عناوین مختلف با ایجاد گروه‌های تندرو دینی می‌پردازند و مسلح شان می‌کنند و به جان مردم کشورهای فقیر می‌فرستند.

طالبان هم یکی از همان گروه‌هایست که مسئولیت پی‌گیری سیاست‌های یک یا چند قدرت جهانی در این منطقه را دارد. دولت تحت حمایت غربی‌ها با اشاره‌ی آمرین شان زمینه‌ی حضور طالبان را به شهرها فراهم ساختند و شایعات حاکی از این است که قرار است دوباره این آتش بس در عید پیش روی تکرار شود و طالبان فرصت دیگری برای حضور در شهرها داشته باشند.

متاسفانه نسبت بیسوادی، قومگرایی، فروپاشی رشته‌های اعتماد و فروپاشی بنیادهای اخلاقی فرصت توجه به نتایج یک تصمیم سیاسی را از مردم این جامعه گرفته است. مردم قبل از این‌که با محاسبه‌ی عقلی به ارزیابی وضعیت بپردازند، با نوعی حس تعلق نسبت به یک گروه قومی و سیاسی و متاثر از رابطه‌ی عاطفی و احساسی و گاهی هم حتی خسته گی، در بند ادبیات فریبنده‌ی سیاسی گروه حاکم اسیر می‌شوند. این است که سیاست‌مداران متقلب می‌توانند با چند جمله حرف میان خالی، مردم را فریب داده و به تسکین آنی مردم دست یابند. در حالی که تصامیم سیاسی که اگر اندکی با دید عقل و اخلاق نگریسته شود، گاهی مماس با خط جنایت ضد بشری و گاهی حتی شامل تعریف جنایت ضد بشری می‌شود.

آتش بس آقای غنی در عید گذشته نسبت تعداد تلفاتی که به جای گذاشت و تبعاتی که به دنبال داشت، به حیث یک تصمیم سیاسی اشتباه باید جداٌ مورد ارزیابی و تحقیق توسط ارگان‌های مسئول قرار می‌گرفت. در عید گذشته به طالبان فرصت داده شد تا وارد شهرها شده و اهداف شانرا در داخل شهرها به سادگی مشخص و نقشه برداری کنند و بربنای نقشه‌ی دقیق برنامه‌های کشتار شانرا طراحی کنند. به همین ترتیب فرصت بسیار مناسبی سپرده شد تا بتوانند مهمات و امکانات کشتار شانرا با خیال راحت به داخل شهرها انتقال داده و مراکز سازماندهی شانرا در شهرها تجهیز کنند. افراد مورد نظر شانرا با استفاده از امر آقای غنی به شهرها آورده و در مراکز مخفی شان جا به جا نمایند.

علاوه بر تاثیرات مخرب دیگری که تصمیم آقای غنی در اعلام آتش بس در عید گذشته داشت، همین موارد بسیار بدیهی که ذکرش آمد شامل خیانت ملی و جنایت ضد بشری می‌شود، مگر این‌که آقای غنی بتواند نتایج مثبت تصمیم سیاسی‌اش را به گونه‌ی که دست‌آوردش برای مردم بیشتر از تهدیدهای جانی باشد که بر اثر این تصمیم سیاسی متوجه مردم شد، نشان بدهد.

در تازه ترین مورد تعدادی موشک به منطقه‌ی شیعه نشین کابل پرتاب شد. نیروهای امنیتی تا هنوز محل دقیق شلیک این موشک‌ها را مشخص نکرده است، اما گفته می‌شود موشک‌ها از داخل شهر کابل پرتاب شده است. آیا رئیس حکومت توافقی موجود آقای غنی می‌تواند اثبات کند که این موشک‌ها در جریان ورود طالبان به شهرکابل با استفاده از آتش بس اعلام شده از جانب وی، وارد کابل نشده است؟ به طور قطع اثبات چنین چیزی بسیار دشوار است. موشک‌های پرتاب شده تنها چند موشک برای کشتن تعدادی آدم نیست، بلکه تبعات بعدی این موشک پرانی می‌تواند بار تخریبی بسیار گسترده ای را در پی داشته باشد. منطقه ی افشار که بیشتر شیعه و هزاره نشین است در جریان جنگ‌های کابل در دهه ی هشتاد (بین سالهای ۱۳۷۱ تا ۱۳۷۴) شاهد جنایت بسیار عظیم ضد بشری توسط افراطی‌های مذهبی و قومی بود.

ورود گلبدین حکمتیار به کابل ( کسی که در نسبت جنایاتش جنگ‌های کابل مشهور است) و به تعقیب آن بازشدن دروازه‌های کابل به روی طالبان در عید گذشته به فرمان آقای غنی و در پی آن حملات پی‌هم و گسترده به مناطق شیعه نشین کابل و بقیه مناطق افغانستان، در نهایت آغاز پرتاب موشک به فرق مردم شیعه در چند روز گذشته آیا به معنای اعلام جنگ نیست؟ آیا این کنش‌ها ما را به خاطره‌های تلخ و کشتارهای وسیع دهه‌های گذشته در کابل نمی‌برد؟ آیا نتیجه‌ی تصمیم رئیس حکومت توافقی این نشده است که دست طالبان و حزب اسلامی حکمتیار در کشتار مردم شیعه و هزاره در شهرکابل باز شود؟.

توجه به عمق تلفاتی که حملات انتحاری و بمب‌گذاری‌ها و موشک پراکنی ها، از مردم شیعه در سال‌های اخیر گرفته است و هیچ گونه تحقیقی در مورد چند و چونی این حملات نیز از سوی حکومت صورت نگرفته است و یا هم اگر صورت گرفته با مردم شریک نشده است، ما را به نتایج به شدت نگران کننده‌ی نسبت به وضعیت پیش روی می‌رساند. تا جای که شواهد نشان می‌دهد، تصمیم آتش بس رئیس حکومت توافقی (آقای غنی) نتایج مثبت نداشته که هیچ، بلکه می‌توان از نتایج منفی آن ده‌ها مورد نام برد.

همین هفته پیش طلوع نیز گزارش داد که پس از آتش‌بس سه روزه که طالبان وارد کابل شدند، اکنون شرق شهر کابل شاهد حضور بسیار گسترده افراد طالبان است و ولسوالی بگرامی هرآن ممکن مورد حمله گسترده طالبان قرار گرفته و به دست افراد این گروه سقوط کند.

اگر قرار بر این است که آقای غنی در عید پیش رو آتش بس مشابه را اعلام کند و بی هیچ دست‌آوردی فقط متکی به هیاهوهای رسانه‌ای و کلامی قضیه را ماست مالی کند و با بستن دهن مخالفین، به اخذ این تصمیم به شدت خطرناک برای مردم بپردازد، همان بهتر که مردم هوشیار باشند و اجازه ندهند یک چنین ترفندهای خطرناکی حیات شانرا تهدید کند.

در تعریف کلان تر، می‌توان عمل آقای غنی در زمینه‌ی آتش‌بس را در رابطه با مسایل بسیار زیادی تعریف کرد که در آن صورت، قضیه به شدت بیخ پیدا می‌کند. هرچند هیچ گوشه‌ای از کنش‌های آقای غنی دور از نظر کارشناسان اقوام دیگر نمی‌ماند، اما همین بررسی‌های میدانی که بر اساس بدیهیات و شواهد عینی صورت می‌گیرد، خود می‌تواند به بیداری مردم در این زمینه ممد واقع شود.

ریحان تمنا

هم رسانی