افغانستان هفده سال پس از ۱۱ سپتامبر

۲۰ سنبله ۱۳۹۷ هشدار

در یازدهم سپتامبر ۲۰۰۱  تروریستان القاعده با چهار هواپیمای مسافربری در خاک  آمریکا بزرگ‌ترین حمله تروریستی تاریخ این کشور را انجام داد. حمله‌ی که سبب شد، امریکا درگیر طولانی ترین جنگ در کشورهای آسیایی به ویژه در افغانستان شود.

شماری از افراد شبکه تروریستی القاعده، دو هواپیما را به برج‌های تجارت جهانی کوبید و یک هواپیما را به ساختمان پنتاگون زدند. یک هواپیمای دیگر را که به منظور حمله به واشنگتن ربوده بودند، در  ایالات پنسلوانیا سقوط کرد

در این حمله تروریستی ۱۹ عضو شبکه القاعده شرکت داشتند و همه عرب تبار بودند. این حمله در مجموع ۲۹۷۴ نفر قربانی گرفت. این حمله که از آن به نام بزرگترین حمله تروریستی در آمریکا یاد می‌شود، منشاء تصمیم‌گیری و اقدامات بزرگ برای آمریکا شد و پیامدهای مختلفی برای این کشور و شماری از کشورهای دیگر را به دنبال داشت.

این حمله جدایی از تلفات و خسارت‌های سنگین اقتصادی آن، شوک بزرگی بود که بزرگترین قدرت اقتصادی و نظامی جهان را تکان داد و زمینه‌ی حضور نظامی آمریکا  را به افغانستان و سپس به عراق مساعد کرد.

به دنبال این حمله جورج بوش دستور حمله به افغانستان را صادر کرد و ایتلاف مبارزه با تروریسم را برای مقابله با القاعده و طالبان که در آن زمان رهبر القاعده در افغانستان بود و کشور به مرکز فعالیت این گروه مبدل شده بود را تشکیل داد.

تاثیر یازدهم سپتامبر به افغانستان

حمله یازدهم سپتامبر آغاز مقابله نظامی آمریکا و ناتو برای مقابله با حضور القاعده و طالبان در افغانستان شد. آمریکا، بریتانیا و سایر قدرت‌های بزرگ جهانی را متوجه کرد که باید القاعده و نیز طالبان را که از این گروه حمایت می‌کرد و رهبری القاعده تحت حمایت گروه طالبان در افغانستان به سر می‌برد را خطر جدی تلقی‌کنند و  هماهنگی بزرگی  را با توافق سازمان ملل برای سرکوب القاعده و طالبان روی دست گرفتند.

در نتیجه حمله نظامی ایتلاف مبارزه با القاعده و طالبان، حاکمیت استبدادی و تمامیت‌خواه طالبان از افغانستان برچیده شد و زمینه‎ی تشکیل دولتِ تحت حمایت سازمان ملل و آمریکا را به‌وجود آورد.

برای اولین بار افغانستان دارای نظام دموکراتیک شد و حقوق اقلیت‌های قومی و مذهبی در قانون اساسی آن به رسمیت شناخته شد. در کنار مجاهدین، تکنوکرات‌های فراری افغانستان، فرصت یافتند که در این دولت نقش بگیرند.

گروه‌های مجاهدین که تا پیش از حمله‎ی آمریکا به افغانستان، یک طرف جنگ محسوب می‌شد، حضور نیروهای آمریکا آنها را نیز تحت فشار قرار داد که از موافقت‌نامه بن و تشکیل دولت جدید حمایت کنند آنها در روند سیاسی جدید شامل شدند.

 دولت جدید از ارزش‌هایی مانند حقوق بشر، حقوق زنان و آزادی بیان حمایت کرد و این ارزش‌ها در قانون اساسی به رسمیت شناخته شد و برای حمایت این ارزش‌ها، نهادسازی نیز صورت گرفت. پس از سال‌ها جنگ داخلی، مردم افغانستان یکبار دیگر زندگی آرام را درکنار هم شروع کردند و گروه‌های متخاصم جهادی حول حکومت جدید گرد آمدند و نقش‌هایی را برای دولت سازی به عهده گرفتند و این‌گونه امید تازه‌یی به کالبد خسته‌ای افغانستان دمید.

دولت جدید نمایندگی‌های سیاسی خود را در سازمان ملل و سراسر کشورهای جهان باز کرد و یکبار دیگر وارد مناسبات جهانی شد و توجه حمایت کشورهای همسایه و جهان را برای بازسازی خود جلب کرد.

هزاران خانواده مهاجر افغانستان که رنج بی‌وطنی را در کشورهای همسایه و سایرکشورها کشیده بودند با امید زیستن در وطن، به کشور برگشتند.

آمدن آمریکا و روند بازسازی افغانستان که تحت حمایت مالی کشورهای جهان صورت می‌گرفت، باعث رونق اقتصادی نیز شد. کارگران فنی، تکنوکرات‌ها و تحصیل‌کردگان جذب نهادهای دولتی و موسسات داخلی و خارجی شدند. برای کارگران غیرفنی نیز فرصت کاری زیادی مساعد شد.

حضور آمریکا به عنوان قدرتِ بزرگ سرمایه‌داری، نظام «اقتصاد بازار» را وارد افغانستان کرد. دولت جدید این نظام را به رسمیت شناخت و در پرتو آن فعالیت اقتصادی و تجارتی آزاد به وجود آمد.

همه‌ی آنچه در بالا آمد از پیامدهای مثبت پس از ۱۱ سپتامبر برای افغانستان بود. اما  این روند پایدار نماند و اکنون  هفده سال پس از  این  رویداد، افغانستان دارد چرخش عکس تغییر سال‌های نخسین را تجربه می‌کند.

  افغانستان در هفده سال پس از یازده سپتامبر

اکنون در هفده سال پس از یازده سپتامبر قرار داریم. افغانستان در این مدت پیامدها و تغییرات زیادی پس از این رویداد را دیده است. داشتن نظامِ مبتنی بر ارزش‌های دموکراسی، شروع بازسازی، ضعیف شدن طالبان در سال‌های نخسین این رویداد، نهاد سازی‌های دموکراتیکی مانندِ پارلمان و نهادهای انتخاباتی، از  مهم‌ترین دست‌آوردهای این مدت بود.

درکنار این نکات مثبت، مبارزه با طالبان و افراط‌گرایی که از اهداف اصلی حضور آمریکا در افغانستان بود، طالبان درسال‌های نخستین در داخل کشور به کلی تضعیف شده بود، باوجود حضور مستقیم نیروهای ناتو و آمریکایی از بین نرفت و بلکه با گذشته هر سال قوی‌تر شد و دامنه‌ی تحت نفوذ شان را بیشتر کرد.

هرچند که هزاران نیروی نظامی آمریکایی و ناتو تا سال ۲۰۱۴ در افغانستان به هدف سرکوب طالبان مبارزه کرد؛ اما نتوانست این گروه را سرکوب کند. این گروه نفوذ خود را از جنوب به سایر نقاط کشور، در شمال، مرکز، شرق و شمال شرق افزایش داد .

حکومت آمریکا پس از سال ۲۰۱۴ اعلام کرد که دیگر برای نابودی طالبان عمل نمی‌کند. این درحالی بود که طالبان برای دولت  افغانستان یک چالش بزرگ بود و هر روز بر دامنه‌ی نفوذ و قدرت شان افزوده می‌شد. با گذشته هر سال از آن زمان تاکنون، طالبان  نفوذ شان را بیشتر گسترش داده و حالا بیش از پنجاه درصد از قلمرو افغانستان را در اختیار دارند.

حضور آمریکا در افغانستان، قدرت‌های منطقه مانند چین، روسیه، هند و ایران را شوک داد. آنها به دنبال آن شد که برای دفع آمریکا وارد رقابت شوند و یکبار دیگر افغانستان در شرایط شبیه به دهه‌ی نود قرار گرفته است. هرچند صاحب دولت است اما این دولت ضعیف و بی پایه است. وفاق سیاسی که در وایل میان جریان های سیاسی به‌وجود آمده بود، در حال فروپاشی است.

رقابت‌های سخت قدرت‌های منطقه برای حضور درافغانستان جریان دارد. بعضی کشورها از طالبان برای مقابله با رقیب‌های شان استفاده می‌کند و این گروه دیگر نه برای آمریکا و نه برای کشورهای همسایه‎ی افغانستان تهدید محسوب نمی‌شود.

طالبان که درآغاز دشمن آمریکا تلقی می‌شد و اکنون حاضر شده با این گروه وارد مذاکره شود. طالبان به جرأت اعلام می دارد که دولت کابل دست نشانده است، می خواهد با آمریکا مذاکره کند و خواست‌های سیاسی خود را از آن طریق نیز دنبال کند.

عدم قاطعیت ناتو و آمریکا در سرکوب طالبان و افراط‌گرایی، گسترش ناامنی، افزایش فساد و بیکاری و افزایش فاصله طبقاتی و گسترش فقر، مسایلی اند که نگاه‌ها را نسبت به پیامد یازده سپتامبر پس از هفده سال، در افغانستان تغییرداده است.

دیروز شماری از نمایندگان پارلمان افغانستان در جلسه عمومی این نهاد، نسبت به پیمان استژیک که میان افغانستان و آمریکا  به امضا رسیده اعتراض کردند و آمریکا را متهم نمودند که تعهدات خویش را در این پیمان جدی نگرفته  و خواستار لغو آن شدند.

افغانستان لانه بیست گروه تروریستی

در کنار تمامی اما و اگرها، در افکار عمومی، افزایش ناامنی و قدرت‌گیری طالبان به سیاست‌های دوگانه آمریکا برای بهانه‌ای حضورش در افغانستان  و دنبال کردن سیاست هایش و رسیدن به منابع اقتصادی در آسیای مرکزی و مقابله با روسیه و چین، مرتبط دانسته می‌شود.

افزون بر این، یک بخشی از این مشکلات که اکنون افغانستان با آن درگیر است، بر می‌گردد به سیاست‌های حکومت وحدت ملی که در چهار سال گذشته وضعیت را به شدت خطرناک ساخته است. سیاست‌های قوم محور و انحصار طلبانه رئیس جمهور غنی سبب شده است، که بیمِ رفتن افغانستان به سمت جنگ‌های داخلی بیشتر گردد. این سیاست‌ها یکی از دلایل عمده قدرت گرفتن طالبان بودند.

در کنار طالبان، اکنون در افغانستان بر اساس ادعای مقام های ارشد امنیتی حکومت افغانستان، بیشتر از ۲۰ گروه تروریستی فعال شده اند. گروه داعش که خطرناک ترین گروه تروریستی در سالهای اخیر است، در افغانستان حضور بسیار گسترده دارند و برای ایجاد شکاف‌های قومی به شدت یک گروه قومی خاص را هدف حمله قرار می‌دهند.

اکنون پس از هفده سال، افغانستان مانده است و یک دنیا جنجال سیاسی و امنیتی که در این میان، سیاست‌های حکومت مشکلات رویارویی قومی را نیز بر آن افزود است. هرچند امیدواری به یک آینده روشن در افغانستان در حال اوج گیری است، اما هنوز نیز این کشور فرصت‌های خوبی دارد تا بتواند از یک کشور که مرکز گروه‌های تروریستی باشد به یک کشور دموکرات تبدیل گردد.

بشیر یاوری

هم رسانی