افغانستان قربانی افزایش افراطیت مذهبی و بسترهای تروریست پرور

۲۱ سنبله ۱۳۹۷ هشدار

هفته پیش دفتر سیاسی سازمان ملل متحد در کابل اعلام کرد، که در چهار سال دوره حکومت وحدت ملی، بیشتر از چهل هزار غیر نظامی در افغانستان کشته و زخمی شده اند. یک آمار تکان دهنده و فاجعه بار. گزارشی که سبب شد انزجار از رهبری حکومت و ترس از زندگی در افغانستان را در میان مردم بیشتر بسازد.

آنچه در گزارش‌ها به نشر می‌رسد، خبر از یک آینده به شدت وحشت ناک دارد. آنچه همه روزه در افغانستان رخ می‌دهد، حاکی از رفتن افغانستان به وضعیت بدتر از این است که تا اکنون تجربه شده است. قدرت گرفتن گروه‌های تروریستی و افزایش گروه‌های تروریستی، سبب شده است که در دو سال اخیر، جغرافیای حضور تروریستان در افغانستان به گونه بی سابقه گسترش یابد.

حملات انتحاری مرگبار در ولایت‌های مختلف از جمله در کابل، ننگرهار و هرات که بیشتر غیر نظامیان در آن هدف اصلی اند، نشان می‌دهد که وضعیت به سمت بهبود نه، بله به سوی بدتر شدن در حرکت است. روز گذشته در ولایت ننگرهار، یک حمله کننده انتحاری جان نزدیک به ۷۰ نفر را گرفت و نزدیک به ۱۷۰ نفر  دیگر را زخمی کرد. آنگونه که از شب گذشته به این شمار کشته شده‌گان چند برابر شده است، احتمال این که شمار تلفات افزایش یابد، وجود دارد.

در کنار بسیاری از عواملی که در بدتر شدن اوضاع امنیتی در افغانستان و افزایش خشونت فهرست می‌گردد، یکی از دلایل عمده، افراط‌گرایی مذهبی است که سبب گسترش جدی دامنه جنگ شده و به شمار جنگ‌جویان و سربازان گروه های تروریستی افزوده است.

اکنون افراطیت و تروریسم به اشکال مختلف و با اهداف و انگیزه‌های متفاوت به پوتانسیل جنگ و سربازگیری در افغانستان مبدل شده و قربانی آن همه‎ی مردم افغانستان است. در حمله مرگبار روز گذشته در میان اعتراض کننده‌گان در ولسوالی مومند دره ولایت ننگرهار، غیر نظامیان هدف بود.

در ماه‌های اخیر حملات انتحاری پیوسته در غرب شهر کابل انجام شد. اهداف  این حملات  غیر نظامیان بود که مراکز آموزشی، فرهنگی و توزیع تذکره را هدف قرار داد و صدها نفر را قربانی گرفت.

همچنان دیروز دو مکتب دخترانه در ننگرهار و یک مکتب دخترانه‎ی دیگر، در قندهار نیز هدف حمله‌ی انتحاری قرار گرفت. حمله به مکتب‌های دخترانه در ولایت ننگرهار درحالی انجام شد که در پی‌تهدید داعش، دروازه ۸۰  مکتب دخترانه در این ولایت  به‌روی دانش‌آموزان بسته شده است.

حدود دو ماه پیش، دو مکتب دیگر در دو ولسوالی ننگرهار و دو مکتب در ولایت لوگر نیز از سوی افراد مسلح ناشناس انفجار داده شدند و یا به آتش کشیده شدند. همین دو هفته پیش نیز یک مکتب در ولایت پکتیا نیز منفجر شد. تمامی این اهداف، غیر نظامی بوده اند و دانش آموزان کودک در آن‌جا درس می‌خواندند.

قربانی حملات انتحاری و انفجاری در سال‌های اخیر که  از آدرس داعش  و طالبان انجام شده مردم افغانستان بوده و افراد هیچ قوم، مذهب و زبان، از کشتار این حملات به‌دور نمانده است. این حملات که با استفاده از احساسات مذهبی و تلقین باورهای افراطی- مذهبی انجام می‎شود، این واقعیت را به اثبات می‌رساند که پوتانسیل این حملات، افکار منفی و خشن مذهبی است که در مراکز آموزشی، افراط‌گرایی مذهبی، تولید می‌شود.

 سوالی که مطرح می شود این است، بسترها و زمینه های افراط‌گرایی مذهبی در کجاست که باعث  افکار  افراطی شده و هزاران تروریست را می‌پروراند که هم گروه های مخالف دولت از آن استفاده می‎کند و هم بعضی از این حملات با انگیزه‌های سیاسی از سوی افراد و حلقاتی که باهم رقابت دارند، انجام می‌شود؟.

وضعیت به گونه‌ای است که ترویج افراط‌گرایی مذهبی وسیله و ابزاری است که به گونه و اشکال مختلف در افغانستان در داخل مدرسه‌های مذهبی و حتا در مراکز دانشگاهی به صورت گسترده صورت می‌گیرد. مصداق این واقعیت، بازداشت یک استاد و چند دانشجوی دانشکده شرعیات دانشگاه کابل به اتهام همکاری با داعش و بازداشت شدن طراح حمله‎ی مرگبار میرزاولنگ ولایت سرپل، از مدرسه دارالعلوم هرات و ده‌ها مورد دیگر است که تا هنوز رسانه‌ای شده است.

سه سال پیش دانشجویان و استادان دانشگاه ننگرهار به گونه غیر قابل باور بیرق های طالبان و داعش را در یک اعتراض بلند کرده و بر ضد حکومت شعار دادند. امنیت ملی در آن زمان گفت، ده‌ها تن را به اتهام داشتن ارتباط با داعش و طالبان در این دانشگاه بازداشت کرده است.

این درحالی‌است که هیچ نظارت و برنامه‌ای از سوی دولت برای مبارزه با ترویج افکار افراطی مذهبی، روی دست گرفته نشده و تا حال هیچ اقدامی در این زمینه، صورت نگرفته است. دوسال پیش وزارت حج و اوقاف آمار مدارس مذهبی را بیش از ۱۳هزار اعلام کرده بود که تنها یک هزار آن در چهارچوب وزارت معارف شامل و ثبت شده است.

همچنان در این اواخر طرحی در وزارت معارف مورد بحث است که قرار است در بخش اصول صنفی در مکتب های که تعداد فارغان آن کمتر است، ملاها را  به عنوان معلم استخدام کند.

بی‌توجهی دولت نسبت به ترویج افراط‌گرایی مذهبی در مراکز آموزشی و دانشگاهی و به‌خصوص در مدارس مذهبی باعث شده که گروه‌ها و سازمان‌های افراطی ـ مذهبی بدون دردسر در درون این نهادها نفوذ کرده و به ترویج باروهای افراطی مذهبی بپردازند و به این صورت نیروهای انتحاری را بپرورانند. این مسئله بارها در بازداشت ملا امام‌های مساجد حتا در همین کابل ثابت شده است.

واقعیت دیگر که نادیده گرفته می‌شود این است که مذهب‌گرایی افراطی به منظور اهداف سیاسی سه کشور، ایران، عربستان سعودی و پاکستان که از آوان جهاد تاکنون سه بازیگر اصلی و تاثیر گذار وضعیت فعلی افغانستان محسوب می‌شوند، دنبال می‌گردد و باعث افراط‌گرایی مذهبی در  میان پیروان شیعه و سنی در  افغانستان می‌گردد.

با در نظر داشت توضیح  داده شده و تهدید بزرگی که  افراط‌گرایی مذهبی، جامعه افغانستان و آینده‌ی این سرزمین را درگروگان گرفته، انتظار این است که دولت به رویکرد منفعلی که تاکنون در این زمینه، اتخاذ کرده پایان دهد.

نخست، در زمینه‎ی دانستن ترویج افکار افراطی مذهبی در مراکز آموزشی، بررسی‌ها را آغاز کند و درگام بعدی آموزش‌گران تندروی مذهبی را از دورن این نهادها بیرون کنند و مواد و نصاب‌های درسی را که باعث  افکار افراطی مذهبی می‌شود را تغییردهد.

به نظر می‌رسد ضرورت است، وزارت معارف مطابق به نیاز زمان  و تقویت دانش جدید درجامعه، کوشش کند با برنامه‎ی سنجیده شده، زمینه‎ی آموزش کودکان و جوانان، بیشتر از مدارس مذهبی به مکتب‌های دولتی که دارای نصاب مشخص بوده و تحت نظارت می‌باشد را مساعد کند.

این برنامه از طرفی باعث آشنایی جوانان به دانش و زمینه‎ی تداوم تحصیل آنها به دانشگاه‌ها وکسب مهارت‌های مسلکی برای آنها می‌شود و از این طریق از بیکار شدن آنها درآینده جلوگیری می‌شود. از جانب دیگر، گسترش نظام معارف و تحت پوشش قرار گرفتن نهادهای آموزشی در چوکات نظام رسمی، زمینه ترویج افراط گرایی در کشور محدود شده و کنترول می‌شود.

بشیر یاوری

هم رسانی