رهبران سیاسی افغانستان با بازی موش و پشک به دنبال تغییر رویکرد پاکستان

۱ قوس ۱۳۹۷ هشدار

رئیس جمهور محمد اشرف غنی شب گذشته از زخمی‌های حمله به “مراسم میلاد النبی” دیدار کرد و نسبت به  این حمله واکنش تندی نشان داد و گفت کسانی که اولین بار حمله انتحاری را در افغانستان آورده مسئول این حمله است. طالبان با محکوم کردن نمی‌توانند بار این حمله را از شانه‌های شان بردارند. حمله بر عالمان مذهبی بی‌پاسخ  نمی‌نماند.

یکبار دیگر غیر مستقیم با بیان اینکه طراحان این حملات در کشورهای همسایه پناه‌گاه دارند که منظور این حرف پاکستان بود، این کشور را متهم  به حمایت از حملات تروریستی در افغانستان نمود و از جامعه جهانی خواست است که با پاکستان جدی برخورد کند.

درگذشته نیز رهبران افغانستان از پاکستان انتقاد کرده اند که طراحان حملات انتحاری و تروریستی در این کشور به سر می‌برند. منظور از طراحان اعضای رهبری طالبان موسوم به “شورای کویته” و “شبکه حقانی” است که در پاکستان به سر می‌برند. حکومت افغانستان می‌گوید سازمان استخبارات پاکستان در پشت طالبان و شبکه حقانی قرار دارد از این گروه‌ها حمایت می‌کند.

در مقابل رهبران سیاسی و حکومت پاکستان نیز هر باری که حملات بزرگ تروریستی در این کشور صورت گرفته است به نحوی آن را ربط داده که این حملات در داخل افغانستان سازمان دهی  می‌شود.

افغانستان و پاکستان بر سر خط دیورند مشکل تاریخی دارد. این مشکل سبب اصلی بحران روابط میان دوکشور محسوب می‌شود. یکی از پیامدهای این مشکل این است که پاکستان نمی‌خواهد افغانستان دولت مقتدر داشته باشد.

جنگ مجاهدین در زمان جهاد، برای پاکستان فرصتی مناسب ایجاد کرد که این کشور  برای این هدف برنامه دراز مدتی را روی دست بگیرد. زمامداران این کشور در دوره جهاد، این سیاست را که رهبران احزاب جهادی تحت تاثیر آنها و سیاست پاکستان قرار داشته باشند را دنبال کرد. پس از سقوط حکومت دکتر نجیب الله و آمدن گروه‌های مجاهدین به کابل، پاکستان نفوذ خود را به این گروه‌ها نیز حفظ کرد.

گروه طالبان از پاکستان سر بلند کرد. در دوره حاکمیت این گروه، پاکستان غیر مستقیم در رهبری این گروه نقش داشت و اکنون نیز رهبران اصلی این گروه در پاکستان به سر می‌برند. باوجوی که انتقادهای حکومت افغانستان و فشارها از سوی سازمان ملل و کشورهای دیگر بارها مطرح شده که پاکستان پناه‌گاه  رهبران طالبان و مراکز تربیه آنها را از بین نمی‌برد و نفوذی که بر گروه طالبان دارد از آن برای حاضر شدن این گروه برای گفتگوهای صلح و ختم جنگ در افغانستان استفاده نمی‌کند، اما این انتقادها هرگز تاثیر گذار نبوده است.

موضع رهبران حکومت‌های افغانستان پس از سقوط حاکمیت طالبان نسبت پاکستان بی‌ثبات و متزلزل بوده است. گاهی مخالفت آنها با پاکستان تا حدی تند شده که تمامی مناسبات میان دو کشور را نادیده گرفته است و گاهی در حد باج‌دهی و تضرغ سقوط کرده است. این دوگانگی رویکرد هم در موضع‌گیری حامدکرزی و هم در رویکرد اشرف غنی وجود داشته است. موضع گیری‌های تند و احساساتی رهبران افغانستان نه در بهبود روابط با پاکستان نه برای حل مسأله طالبان کار ساز بوده است.

رئیس جمهور و حکومت افغانستان باید در برخورد با پاکستان از رویکرد احساساتی‌گذرکند. این رویکرد از این جهت موثر نیست که بی‌ثبات بوده و واقعیت‌ها و مشترکات میان دوکشور در آن نادیده گرفته می‌شود. پاکستان بیشتر از افغانستان هر باری روابط میان دو کشور تنش‌آلوده شده از آن بهره برده است.

طالبان برای پاکستان بزرگترین وسیله است که از این گروه استفاده می‌کند. رهبران این گروه نیز از پاکستان برای اهداف خود در افغانستان استفاده می‌کند. موضع حکومت افغانستان در برابر طالبان نیز احساساتی است. گاهی برای رهبران حکومت افغانستان، طالبان یک گروه سیاسی است و گاهی یگ گروه تروریستی. این موضع گیری‌های متناقض نشان ندهنده سیاست ناسنجیده است. اگر طالبان تروریست است باید از هر راه ممکن تلاش شود این گروه تضعیف شود. افغانستان با انتقاد نمی‌تواند پاکستان را وادار کند که دست از حمایت طالبان بردارد.

دولت و رهبران سیاسی، باید برای آینده افغانستان به دنبال حل مشکلات بنیادی با پاکستان باشد که مساله خط دیورند و حمایت پاکستان از طالبان را شامل می‌شود. باید این مسایل با همکاری سازمان ملل و جامعه جهانی حل شود. اگر مسأله دیورند حل نشود وضعیت کنونی ادامه می‌باید. پاکستان هرگز حاضر به همکاری با افغانستان نمی‌شود و امنیت و صلح در این کشور تامین نمی‌شود.

افغانستان باید سیاست با ثباتی را که بتواند فشارها بر پاکستان را بیشتر وارد کرده و هماهنگی منطقه‌ای و جهانی ایجاد کند انتخاب کند تا پاکستان دست از حمایت طالبان بردارد و پناه‌گاه‌های طالبان در پاکستان از بین برده شود. طالبان یا وادار گردد که تن به آشتی دهد و یا تضعیف و نابود گردد.

بایا صفدری

هم رسانی