Warning: Use of undefined constant ‘WPLANG’ - assumed '‘WPLANG’' (this will throw an Error in a future version of PHP) in /home/hushdar/public_html/wp-config.php on line 26

Warning: Use of undefined constant ‘fa_IR’ - assumed '‘fa_IR’' (this will throw an Error in a future version of PHP) in /home/hushdar/public_html/wp-config.php on line 26

Warning: "continue" targeting switch is equivalent to "break". Did you mean to use "continue 2"? in /home/hushdar/public_html/wp-content/plugins/all-in-one-seo-pack/modules/aioseop_opengraph.php on line 825
جمعیت اسلامی حزبی با نیم قرن فعالیت؛ سایه‌بان حریصان قدرت |

جمعیت اسلامی حزبی با نیم قرن فعالیت؛ سایه‌بان حریصان قدرت

۲۰ جدی ۱۳۹۷ هشدار

جمعیت اسلامی از احزاب قدرتمند مجاهدین سابق افغانستان که نخبه‌گان تاجیک‌تبار عمدتا این حزب را رهبری می‌کنند در چهاردهۀ گذشته در جنگ و سیاست افغانستان نقش فعال داشته و نیم قرن از آغاز فعالیت این حزب می‌گذرد.

این حزب اکنون نه قدرت گذشته را دارد و نه تشکل سازمانی قوی را برای احیای مجدد خود، هرچند می‌تواند قوی شود؛ اما سیاست گران حریص قدرت این حزب را نیز متلاشی کرده و از آن به‌عنوان سایه‌بانی در ناامیدی و پناهگاهی برای گرفتن مقام و امتیازگیری سیاسی استفاده می‌کنند. این حزب هنوز نامش دست نخورده و مانند حزب وحدت اسلامی با چند پارچگی تجزیه نشده است.

جمعیت اسلامی از اواخر دهه پنجاه خورشیدی تا شروع دهه هفتاد خورشیدی مانند احزاب جهادی دیگر با شعار جهاد در افغانستان ‌جنگید. قدرت و نفوذی که در میان گروه‌های مجاهدین داشت در حکومت مجاهدین این حزب توانست قدرت سیاسی را به دست بگیرد.

برهان الدین ربانی حاضر نشد معاهده شورای مجاهدین پس از چهار ماه و برگزاری انتخابات ریاست جمهوری را بپذیرد و از قدرت کنار برود. باقی ماندن او در قدرت یکی از عوامل جنگ داخلی افغانستان محسوب می‌شود. دولت او با مخالفت‌ گروه‌های مجاهدین رو برو شد، تا پیروزی طالبان، تنها کابل و بعضی ولایت‌های شمالی را در اختیار داشت؛ اما به عنوان دولت رسمی افغانستان در مناسبات بین‌المللی شناخته می‌شد.

در دوره حاکمیت طالبان، جمعیت اسلامی به عنوان هسته‌ی مقاومت شمال برضد طالبان بود و پس از حادثه یازدهم سپتامبر در امریکا و حمله‌ی نیروهای ائتلاف مبارزه با تروریزم برضد طالبان در افغانستان، مقاومت شمال در کنار این نیروها طالبان را شکست داد.

در کنفرانس بن که برای تشکیل نظام جدید افغانستان تصمیم‌گیری شد، جمعیت اسلامی به دلیل قدرت و نفوذی که داشت در رهبری و ساختار حکومت موقت به رهبری حامدکرزی، قدرت اصلی را تشکیل می‌داد و در نهادهای نظامی و اداری دولت آقای کرزی حضور افراد وابسته به این حزب پر رنگ بود.

 در دوره ریاست جمهوری حامد کرزی که به کمک امریکا قدرت رهبران و احزاب جهادی با خلع سلاح شدن این گروه‌ها و قرار گرفتن تکنوکرات‌های از غرب برگشته در رهبری دولت، تضعیف شد، جمعیت اسلامی با داشتن کادرهای سیاسی توانست، نفوذ خود را در دولت و سیاست افغانستان به نحوی حفظ کند؛ اما اعضای رهبری آن که هرکدام بدون هماهنگی برای گرفتن موقف سیاسی در حکومت عمل کردند، سبب تضعیف رهبری این حزب شدند. جمعیت اسلامی نتوانست هماهنگی درون سازمانی و قدرت گذشته خود را پس از ترور برهان الدین ربانی به ویژه حفظ کند.

 عبدالله عبدالله ، جنرال فهیم، یونس قانونی، احمدولی مسعود، احمد ضیا مسعود، عطا محمد نور و اسماعیل خان هرکدام باآنکه به طور رسمی از جمعیت اسلامی جدا نشدند؛ اما با حلقه‌سازی‌ و سیاست غیرحزبی در زمان حیات برهان الدین ربانی و پس از آن این حزب را دچار سردرگمی کردند و تنها برای گرفتن مقام و امتیاز در حکومت تلاش کردند.

این پراکندگی و بی‌برنامه‌گی سبب شد که جمعیت با داشتن نفوذ گسترده و بازیگران سیاسی با تجربه، در انتخابات‌های ریاست جمهوری گذشته افغانستان هماهنگی خود را حفظ نتواند و قادر نشود با هماهنگی دیگر گروه‌های همسو با خودش، تیم قدرتمند را در رقابت‌های انتخاباتی تشکیل بدهد.

ضعف رهبری، ناهماهنگی سازمانی و نبود برنامه حزبی، رهبری حزب جمعیت را در هجده سال گذشته متلاشی کرد. درحالیکه این حزب در مقایسه با احزاب دیگر از نظر داشتن کادرهای سیاسی، حمایت اجتماعی و نفوذ در دستگاه دولت و جریانی که نیم قرن در سیاست افغانستان، نقش فعال و تاثیرگذار را داشته، می‌توانست قدرت خود را حفظ کند.

اکنون حزب جمعیت اسلامی به عنوان یک چتر برای سیاست‌گران منفعت‌جوی تاجیک‌ باقی مانده است که تنها در شرایط حساس زیر آن جمع می‌شوند؛ اما در عمل این جریان متلاشی شده است. اعضای رهبری این حزب از نام جمعیت که می‌تواند هواداران این حزب را دور هم جمع کند و درگرفتن امتیاز برای آنها قدرت اجتماعی خلق می‌کند، استفاده می‌کنند. هرکدام این سیاست‌مداران به این حزب تنها به این نقش دلبستگی نشان می‌دهند، نه اهداف و برنامه‌های این حزب. هر زمانی که زمینه خود نمایی و امتیازگیری سیاسی برای آنها مساعد شود، خارج از نام جمعیت، در بازی‌های فصل انتخابات و یا برای گرفتن امتیاز سیاسی از آن استفاده می‌کنند.

عبدالله عبدالله در انتخابات ریاست جمهوری گذشته از اعضای تاثیرگذار و هواداران جمعیت اسلامی استفاده سیاسی کرد؛ اما پس از تشکیل حکومت وحدت ملی که رئیس اجرایی این حکومت گردید، تعلق چندانی به جمعیت نشان نداد.  پا پس‌کشی عبدالله عبدالله، اعضای دیگر رهبری جمعیت را تکان داد و شورای رهبری این حزب از نو تشکیل شد. آنها تعهد مجدد کردند اما هیچ کدام از چهره‌های نامبرده که عضو شورای جدید این حزب بودند به تعهدات شان عمل نکردند.

اکنون که‌ انتخابات ریاست جمهوری در راه است و ثبت نام نامزدان نیز آغاز شده است، اعضای شورای رهبری جمعیت از این سایه‌بان بیرون آمده اند، هر کدام برای گرفتن موقف دولتی و امتیازگیری سیاسی برنامه طرح می‌کنند. معاون اول شدن نامزدان ریاست جمهوری که شانس برندگی بیشتری داشته باشند، را برای به صحنه آمدن شان و گرفتن امتیاز سیاسی بر می‌گزینند.

محمدیونس قانونی برای اینکه خود را از حاشیه بکشاند در سایه حنیف اتمر به عنوان معاون نخست او در انتخابات ریاست جمهوری آینده شرکت می‌کند. او گفته است که عطا محمدنور و اسماعیل خان نیز در این تیم خواهند بود. عبدالله عبدالله و صلاح الدین ربانی در پی‌‌این هستند که چگونه بتوانند موقف کنونی را که اکنون در دولت دارند یا بهتر از آن را در حکومت آینده  بگیرند و برداران احمدشاه مسعود ( احمدولی مسعود و احمدضیا مسعود) هرکدام به راه خودشان روان هستند. این گونه که به نظر می‌رسد، این احتمال وجود دارد که این حزب قدرت مند پس از نیم قرن، رو به زوال نهاده و تجزیه شود.

بایا صفدری

هم رسانی