زنان؛ بازنده‌های اصلی بازی صلح امریکا – طالبان

۱۲ دلو ۱۳۹۷ هشدار

دموکراسی بزرگ‌ترين بهانه‌ی حضور قوای خارجی در افغانستان و تداوم جنگ شان در این جغرافیا است. سرمایه‌های عظیمی که بعدها قسمت قابل توجهی از آن دوباره به کشورهای خارجی برگشت؛ جهت برپایی ارزشهای دموکراسی در افغانستان سرازیر شد و شعارهای توسعه‌ی دموکراسی و مبارزه با تروریزم توسط کشورهایی که به افغانستان لشکرکشی کرده بودند، از طریق رسانه‌ها، خوراک افکار عمومی کشورهای غربی شد.

اما دردمندانه هم دموکراسیی که غربی‌ها از آن برای مردم افغانستان سخن می‌گفتند مبهم بود و هست، و هم مبارزه‌ی کشورهای غربی علیه تروریزم و گروه‌های افراط‌گرای دینی، در جغرافیای افغانستان از حدود دو دهه‌ی گذشته در پیش گرفته اند.

گفت‌گوهای صلح به رهبری امریکا با طالبان در ماه‌های اخیر نگرانی‌های عمیقی را نسبت به اوضاع و شرایط دست‌یافتن به صلح با طالبان خلق کرده است. گذشته از این‌كه طرح و رهبری گفت‌گوی صلح با طالبان از جانب یک کشور خارجی، بدون دخالت عناصر داخلی، حامل معنای مثبتی نیست، چگونگی این مذاکرات و شرایطی که تا کنون از جانب طالبان در رابطه به رسیدن به صلح پیش کشیده شده، باعث نگرانی طیف‌های مختلف مردم در داخل افغانستان شده است.

صلح میان دو طرف جنگ مطرح می‌شود. طرف اصلی طالبان در جنگ جاری چند دهه‌ی اخیر، مردم افغانستان خصوصاٌ گروه‌هایی از مردم که بر اساس نگرش طالبانی مهدورالدم تلقی می‌شوند، می‌باشند. استراتژی عنوان‌شده از جانب کشورهای غربی در زمینه‌ی مبارزه با تروریزم که با آن حضور شان را در افغانستان تا کنون توجیه کرده‌اند، همواره یک پهلوی دیگر هم داشته و آن دفاع از حقوق بشری مردم افغانستان در برابر گروه مسلح افراطی طالبان و دیگر گروه‌های افراط‌‌‌گرا بوده است.

تعریف فرامرزی بودن پدیده‌ی تروریزم، بنیاد مبارزه‌ی کشورهای غربی در جغرافیای افغانستان تلقی می‌گردد. یعنی اولین گروه مقابل طالبان، مردم افغانستان و طیف دوم مردمان کشورهای دیگر محسوب می‌شوند. خط اول این جبهه را مردم افغانستان تشکیل می‌دهند، که بیشترین قربانی را در این جنگ خانمان سوز و ویرانگر متحمل شده‌اند. با این تعریف، چگونه ممکن است مطالبات این مردم از جانب گروه دوم، فقط به دلیل کم‌توانی قربانیان اصلی این جنگ، نادیده گرفته شود.

سیاست‌مداران و مقامات امریکایی حضور نظامی شان را در افغانستان با تکیه بر شعار کمک به دولت‌سازی و تعمیم دموکراسی به افکار عمومی جامعه‌ی امریکا توجیه کردند و پروسه‌ی دموکراسی را در افغانستان از طریق رسانه ها قدم به قدم به اطلاع مردم کشور خود رساندند تا عقب جبهه‌ی شان در جنگ افغانستان پشتیبان شان باشد. در این مذاکرات جای‌گاه ارزش‌های دموکراسی و حقوق‌بشریی که سال‌ها دلیل اصلی حضور این قدرت نظامی در افغانستان محسوب شده است٫ کجاست؟.

این بحث جوانب بسیاری دارد اما نگران کننده‌ترین جنبه‌ی مذاکرات کنونی با طالبان، مسئله‌ی حقوق و جای‌گاه زنان افغانستان در شرایط دست‌یافتن به صلح و حضور با اقتدار طالبان در بازی سیاسی کشور به حیث یک نیروی تاثیرگذار در زمینه‌ی قانون‌گذاری و حکومت‌داری است. نیمی از جامعه‌ی افغانستان در تجربه‌ی حکومت طالبانی حدود دو دهه پیش، با تهدید مستقیم جای‌گاه انسانی و حقوق بشری شان مواجه شدند. سالهای که محرومیت زنان رنج‌دیده‌ی افغانستان را چند برابر کرد و روح و تن میلیون‌ها زن این سرزمین را در قفس تنگ تعصب نگرش سنتی و قبیله‌ای زندانی ساخت. این جانب بحث برای هیچ عنصر داخلی هنوز به طور کامل روشن نیست و نمی‌دانیم واقعاٌ‌ معامله‌ی صلح با طالبان به چه قیمتی قرار است صورت بگیرد.

در همین زمینه رئیس حکومت وحدت ملی آقای اشرف غنی و تعداد دیگر از مقامات و سیاست‌مداران افغانستان نگرانی عمیق شانرا ابراز کرده‌اند که البته دلیل اصلی نگرانی تمام این عناصر، بحث حقوق‌بشری مردم افغانستان، یا تاثیر آن روی روندهای اجتماعی و اقتصادی یا مباحثی از این دست نیست. تعدادی از این سیاست‌مداران نگران جای‌گاه شان در چرخه‌ی قدرت افغانستان هستند.

آمدن طالبان به حیث یکی از بازیگران اصلی، در معادله‌ی قدرت رسمی و مشروع افغانستان، بساط معامله‌گری و داد و ستدهای غیر مشروع و مافیایی تعداد زیادی از بازیگران کنونی را جمع خواهد کرد و به طور حتم، به جای آن افراد و گروه‌های مافیایی و غارت‌گر جدیدی را شامل معادله خواهد کرد. پس همین افراد امروز به هر ابزاری از جمله وسیله قرار دادن بحث حقوق بشر و ارزش‌های دموکراسی و مواردی از این دست و هر چیز دیگر برای ابراز وجود و شمولیت خویش در بازی آینده٫ روی گردان نیستند.

چنین بهانه‌هایی در این اوضاع می‌تواند شنونده و مخاطب زیادی داشته باشد، در صورتی که همین عناصر به ظاهر بشردوست کنونی٫ در طی چند سال اخیر بارها به صورت جدی متهم به دست داشتن در قتل‌ها یا دفاع از سیاست و خط طالبانی شده‌اند. آنچه بیش از هر موردی دیگر مایه ی نگرانی می‌باشد، برخورد امریکایی‌ها با مسئله‌ی جنگ و صلح در افغانستان با نگرش (ترامپی) است. ترامپ سیاست‌مداری است که در تاریخ چند ساله‌ی حضورش در عرصه‌ی سیاسی، اثبات کرده است که سیاست برایش یک زمینه‌ی اقتصادی بی‌روح و فاقد اخلاق است. این نگرش وقتی با توان و نقش بسیار تاثیرگذار امریکایی‌ها در معادله‌ی افغانستان گره می‌خورد٫‌ فاجعه‌ی سپردن دست بسته‌ی مردم افغانستان و خصوصاٌ گروه های مردمی که براساس نگرش طالبانی، به دلیل تباری و یا اعتقادی مخالف جدی شان پنداشته می‌شوند را محتمل می‌سازد و این آغاز یک دور از فاجعه‌های گسترده‌ی دیگر خواهد بود.

طالبان تا کنون از نگاه تنگ شان نسبت به زنان عقب ننشسته‌اند و خبرهای رسیده از جریان و شرایط مذاکرات امریکایی‌ها با طالبان، حاکی از سرسختی طالبان در مورد نگرش اعتقادی شان است و در برابر، گویی امریکایی‌ها با نرمش مضاعف مذاکرات را دنبال می‌کنند. دردآورد ترین بخش این قضیه بی‌کسی و غیبت نقش و مطالبات و جایگاه انسانی زنان افغانستان است که شمارشان به میلیون‌ها می‌رسد. تا کنون حتی منابع اندکی که بحث حقوق و جایگاه و سرنوشت زنان را در این مذاکرات و حضور احتمالی طالبان در قدرت، به میان کشیده‌اند، ریشه در دغدغه‌ی حقیقی شان نسبت به زنان و سرنوشت این طیف چند میلیونی بی‌کس ندارد، بلکه نوعی بهانه برای فشار آوردن بر حریف به نظر می‌رسد.

ریحان تمنا

هم رسانی