ناکام ساختن عصمت علی‌زاده، تبعیض نژادی – تاریخی در عصر اشرف غنی

۱ حوت ۱۳۹۷ هشدار

چند روزی است که اعتراض گسترده در مورد نتیجه آموزن کانکور دانشگاه نظامی مارشال فهیم در رسانه‌ها و شبکه‌های اجتماعی در جریان است. عصمت الله هزاره تبار باشنده ولایت ارزگان که در این آزمون شرکت کرده با گرفتن ۳۱۲ نمره ناکام شناخته شده؛ اما عیسی خان پشتون تبار از همین ولایت با گرفتن ۱۴۵ نمره کامیاب معرفی شده است.

عصمت الله هزاره و عیسی خان پشتون و هردو از ارزگان اند. ولایتی که طالبان در بیشترِ نقاط آن فعالیت دارند. در ساحات زیر اداره این گروه، مکتب‌های دولتی فعالیت ندارد. به دختران حق آموزش داده نمی‌شود. خانواده‌های که می‌خواهند فرزندان شان از آموزش محروم نشوند، مجبور می‌گردند با تحمل دشواری‌ها و هزینه‌های سنگین، فرزندان شان را خارج از قلمرو طالبان، شامل مکتب کنند تا از آموزش محروم نشود.

عصمت الله در یکی از روستاهای دور دست ولایت ارزگان زاده شده است. ستم تاریخی که برقومش صورت گرفته پدرش دهقان است. یعنی حتی زمین محدودی ندارد که بخواهد با آن نیازهای زندگی خود را تامین کند. پدرش برای دیگران دهقانی می‌کند.

عصمت الله پس از نشر نتایج آموزن کانکور گفته به دلیل تسط طالبان در زادگاهش مجبور شده در لیسه مختلط چمتور در ولسوالی مالستان ولایت غزنی که نزدیک به این ولایت است درس بخواند و از کودکی علاقه‌مند رشته نظامی بوده است. کسی او را تشویق نکرده که در بخش نظامی درس بخواند.

گرفتن امتیاز بالا در آموزن کانکور، برای عصمت الله با سادگی مسیر نشده است. نتیجه تلاش و شایستگی او در دوره مکتب بوده است. از صنف ششم تا صنف دوازدهم اول نمره صنف خود بوده و برای موفق شدن در کانکور با تنگدستی و فقر کنار آمده و شب‌ها وروزهای زیادی را در دوره  مکتب و آمادگی کانکور با فقر سپری کرده است.

عصمت الله پس از نشر نتیجه کانکور سرگذشت خویش را در فیسبوک نوشته که از ارزگان با هشت هزار افغانی برای گرفتن آمادگی کانکور به کابل آمده و با این هزینه ناچیز رویایی راه یافتن در دانشگاه نظامی افغانستان را دنبال کرده است.

عصمت الله گفته است:”با این پول هم خرج و مصارف روزمره را می‌دادم وهم فیس کورس. این پول خیلی زود تمام شد، از دوستان و هم اتاقی‌هایم پول قرض گرفتم و به درس هایم ادامه دادم.”

این دانش آموزش در نتیجه تلاش‌ها و زحمت‌هایش در آموزن کانکور دانشگاه نظامی افغانستان شرکت کرده؛ اما با گرفتن ۳۱۲ امتیاز ناکام شناخته شده و علت آن سهمیه بندی نتیجه کانکور بربنیاد نسبت قومی است که در هجده سال گذشته از آن به‌عنوان یک قاعده برای حضور افراد در دولت و نیز در مراکز آموزش نظامی استفاده می‌شود. سه ماه پیش اشرف غنی نیز قانونی را توشیح کرد که مطابق آن نتایج آزمون کانکور دانشگاه‌های غیرنظامی افغانستان به بهانه‌ای کمک به ولایت‌های کمتر توسعه یافته، سهمیه بندی شده است.

امتیاز دهی بر اساس قومیت و محرومیت سازی به نام قوم در افغانستان حداقل در تاریخ دوصد سال اخیر این کشور که قدرت سیاسی قومی شده و در صدسال اخیر وارد سیستم اداری و سیاسی افغانستان شده است، وجود داشته است.

 افراد یک قوم به خاطر نسبت قومی امتیاز گرفته و افراد اقوام دیگر به خاطر نسبت قومی و نژادی شان از حقوق انسانی و اجتماعی خویش محروم شده اند. هزاره‌ها در افغانستان پس از حاکمیت استبدادی عبدالرحمان خان به دلیل تفاوت‌های فزیکی با اقوام دیگر، بیشتر از اقوام دیگر تجربه محرومیت و حق کُشی را دارد و این قوم مصداق محرومیت در افغانستان تا یک و نیم دهه پیش بوده است.

عصمت الله هزاره و از ولایت ارزگان است. ارزگان در دوره زمامداری عبدالرحمان مرکز قدرت هزاره‌ها بوده و تمامی ولایت‌های اطراف آن مربوط به همین قوم بود. در نتیجه استبداد عبدالرحمان بیشتر از هفتاد درصد از جمعیت هزاره قتل عام و مجبور به کوچ اجباری شدند و به آسیای میانه، ایران، پاکستان، هند و سایر کشورها آواره شدند.

ستم و تبعیض شدید عبدالرحمان خان تا دو نسل پس از او در زمان حاکمیت امان الله خان با قوت تمام ادامه پیدا کرد. در دوره امان الله خان که نظام بردگی را لغو کرد، تغییری در وضعیت هزاره‌ها به‌وجود آمد؛ اما محرومیت هزاره‌ها و برخورد تبعیض‌آمیز با این قوم، خاتمه پیدا نکرد و تا ختم دوره ریاست جمهوری داوود خان، پس از نیم قرن ادامه داشت.

 در یک دهه حاکمیت احزاب چپی وابسته به شوروی هرچند شالوده نظام شوونیستی قومی از بین رفت و اقوام محروم افغانستان در نتیجه این تغییر به صحنه آمدند و در این جریان، وضع هزاره‌ها نیز تغییر کرد؛ اما در دوره مجاهدین، رهبران جهادی در ابتدا حاضر نشد حقوق سیاسی هزاره‌ها و مذهب شیعه که اکثریت این قوم پیرو این مذهب است را به رسمیت بشناسد. قوم‌گرایی احزاب جهادی سبب جنگ داخلی در افغانستان شد.

طالبان با شعار اسلام و با مرام احیای برتری قومی وارد سیاست افغانستان شد. در دوره حاکمیت این گروه برخوردهای قومی با اقوام غیر پشتون مانند گذشته بود و هزاره‌ها بار دیگر وضعیت استبدادی گذشته را تجربه کرد.

طالبان وقتی در بامیان و مزار شریف رسیدند، هزاره‌ها را بیشتر از اقوام دیگر هدف قرار دادند و هزاران نفر از افراد عادی این قوم را کشتند و نیز در زمان حاکمیت این گروه، هزاران مسافر این قوم در جاده کابل ـ قندهار توسط افراد طالبان از موتر پایین و در گورهای دسته جمعی سلاخی شدند و این قساوت توجیه قومی داشت.

قوم‌گرایی بزرگترین عامل استبداد و نابرابری در تاریخ افغانستان بوده است. جنگ داخلی مجاهدین و حاکمیت استبدادی طالبان، عامل فروپاشی نظام اجتماعی و سیاسی افغانستان شد. پس از حمله یازدهم سپتامبر که کنفرانس بُن تشکیل شده و در آن هرچند گروه‌های متخاصم جهادی به غیر از طالبان، برای تشکیل دولت بر یک میز گرد آمدند، اما در این کنفرانس به جای بنیان گذاری یک نظام عادلانه، مشارکت در قدرت براساس سهمیه‌بندی قومی مطرح شد. هرچند نتیجه آن تشکیل دولت جدید در افغانستان شد و در قانون اساسی افغانستان گفته شده:” هرنوع تبعیض و امتیاز میان شهروندان افغانستان منع است”. اما سهمیه بندی قومی در دولت بر معیاری یک آمار غیر واقعی از نفوس اقوام افغانستان که با این حکم قانون اساسی در تضاد است، در هجده سال گذشته صورت گرفته و سبب نقض حقوق فردی و انسانی ساکنان این سرزمین شده است. بخصوص در نهادهای اداری و نظامی با استفاده از آن، از حضور اقوام غیر پشتون و به ویژه هزاره‌ها جلوگیری شده است.

اشرف غنی که با شعار ” هیچ افغان از افغان دیگر برتر نیست” به قدرت رسید و شعار می‌دهد که حامی حق فردی شهروندان افغانستان بوده و با رهبران قومی افغانستان مخالف است. با آنکه می‌داند سهمیه بندی قومی با این شعارهایش مخالف است و با آنکه می‌داند با آن حقوق شهروندان و اقوام افغانستان نقض می‌شود؛ اما نسبت به آن با محافظه کاری برخورد می‌کند.

حتی در این دور ریاست جمهوری اشرف غنی، بیشتر از دوره‌های قبلی چهره‌های قوم‌گرا در دولت امتیاز گرفته و حتی فعالیت‌های سیستماتیک را برای قومی‌سازی حکومت، نهادهای مدیریتی، نظامی و آموزشی انجام داده اند که در مواردی افشا شده و به رسوایی نیز کشیده شده است.

با آنکه اشرف غنی پس از گسترش اعتراضات، با عصمت الله دیدار کرده و گفته که باید او در دانشگاه نظامی تحصیل کند و گفته در امور اکادمیک و امتحان شایستگی رعایت شود نه سهمیه بندی قومی؛ اما این یک سفارش است که در پی یک رسوایی صورت گرفته و اقدامی نیست که بتواند جلو تبعیض و نقض حقوق انسانی شهروندان افغانستان را که سهمیه بندی قومی حقوق آنها را نقض کرده و در آینده نقض می‌کند، بگیرد. آنچه تبعیض سیستماتیک گفته می‌شود در دولت افغانستان واقعیت دارد و از بین بردن  آن نیاز به یک جنبش دادخواهی فراقومی است.

بشیر یاوری  

هم رسانی