آیا پروژه‌ی عبور از طالب به داعش در راه است؟

۱۹ حوت ۱۳۹۷ هشدار

حمله با سلاح سنگین به مراسم سالروز شهادت عبدالعلی مزاری در حالی که تعدادی از بلند پایه‌های سیاسی کشور در آن حضور داشتند، در قلب کابل، یکبار دیگر توهم امنیت نسبی را به چالش کشید. این حمله اثبات می‌کند که به‌هم‌ریختگی صف‌ها عمیق تر از آن چیزی‌ست که با لفاظی‌های معمولی جاری در ادبیات سیاستمداران و خصوصاٌ تیم حاکم، بشود توجیهش کرد.

واکنش‌های اولیه‌ی کارشناسان امور به این قضیه متفاوت بوده است. بعضی موضوع را به جنگ هند و پاکستان و دامنه‌ی زورآزمایی‌های نظامی‌شان در جغرافیای افغانستان پیوند زدند و بعضی دیگر پای امریکا و روسیه را به میان کشیدند و کسانی هم روایات دیگری داشتند. اما واقعاٌ کدام گروه این حمله را انجام داد و چرا انجام داد؟ اندکی بعد از وقوع حمله، منابع دولتی به رسانه های داخلی و خارجی آمارهای دادند که با مشاهدات من به حیث یک فرد حاضر در واقعه سازگار نبود، اما از آنجایی که منابع دولتی عادتا گزارش حوادث را مطابق میل شان تنظیم می‌کنند و کاری به واقعیت امر ندارند، بازکردن باب بحث دروغگویی های حکومتی‌ها، تکرار یک افسانه‌ی کهنه و عام فهم است. پس بهتر است بپردازیم به گوشه های دیگر بحث.

اطلاعات اولیه حکایت از این دارد که داعش مسوولیت این حمله را به دوش گرفته است. پرسش این است که آیا انجام حمله توسط هر کدام این گروه ها ما را به ریشه های متفاوتی می‌رساند؟ با آغاز روند تضعیف داعش در عراق و سوریه، افغانستان آبستن این نطفه‌ی خطرناک و خون‌خوار گزارش شد. از همان ابتدای امر و با تکرار حملات خون‌بار، یک هماهنگی جدی میان خصوصیات حمله و منبع که به عنوان مسوول حمله معرفی می‌شد، وجود داشت. گویا یک مدیریت واحد با دقت زیاد هر دو گروه را در زمینه‌ی انجام ماموریت های کشتار، رهبری می‌کند.

داعش از همان ابتدای امر خون‌خوار تر از ابتدای جریان طالبان ظاهر شد. همان رویه‌ی که در عراق و سوریه دنبال می‌کردند. با عمیق شدن شکاف میان طالبان و دراز شدن دست‌های قدرتمند بیشتری برای استفاده از طالبان، در بعضی جاها گروه‌های خاصی از طالبان به مقابله‌ی داعش پرداختند. دولت افغانستان اما در برابر داعش و طالبان تحت قیمومیت پاکستان برخوردی مشابه نداشت. علاوه بر منابع مردمی و درز کردن اطلاعات از دستگاه های اطلاعاتی رقیب، منابعی از شخصیت های بلند رتبه‌ی افغانستان نیز با ادعای داشتن سند و مدرک، دولت افغانستان را متهم به تسامح و سازش در برابر نیروهای نوخاسته‌ی داعش کردند. کشمکشی که برای مدتها بحث داغ رسانه های افغانستان بود.

طرح مسَله‌ی صلح با طالبان از جانب ایالات متحده‌ی امریکا و دور زدن گروه حاکم دولت افغانستان، منجر شد تا کمی ابهام در زمینه‌ی پذیرش مسوولیت حملات خونبار واضح شود. هرچند حرف تازه‌ی نیست، اما مایلم اینجا بیاورم که بر اساس ادعاهای که از منابع مختلف به میان آمده است، داعش پروژه‌ی بدیل طالبان است. به همین دلیل موضع طالبان در زمینه‌ی صلح در یک سال اخیر و موازی با توانمند شدن داعش برای گرفتن مسوولیت طالبان در افغانستان، انعطاف بیشتری یافته است.

فحوای مسَله می‌رساند که طرح صلح با طالبان چند سال پیش توسط منابع اصلی بازی قدرت در افغانستان، ساخته شده و صحنه آرایی بر اساس آن طرح تا کنون صورت گرفته است. اکنون طالبان دم از حقوق زن و یک رشته آزادی‌ها می‌زنند، ولی آیا این همان گروه طالبانی نیست که صدای پای زن را حرام می‌دانست و اداره‌ی امر به معروف و نهی از منکر آن در زمان تسلط شان بر شهرها، ریش مردان را اندازه می‌گرفتند و قواعد سخت و خشک دینی را بر همگان جاری می‌ساختند؟ چیدمان قضیه‌ی طالبان و داعش را وقتی دقیق مشاهده می‌کنیم، به نظر می‌رسد که در هر دو سوی جبهه یک رهبر نشسته است و سیاست‌گذاری می‌کند.

آنچه برمی‌گردد به عوامل انتحاری ها، شاید باورش سخت باشد، اما افراد انتحاری در بازار زورآزمایی های خونین افغانستان، خرید و فروش می‌شوند. منابع تربیت کننده‌ی انتحاری ها، علاوه بر پی گیری سیاست های منابع خودی، به نوعی بازار فروش این جنس خونخوار و وحشتناک را نیز ساخته اند تا از آن درآمد های مالی البته از اضافه تولید شان داشته باشند. افرادی که دسترسی به این منابع با استفاده از ارتباطات شخصی دارند، می‌توانند در موارد دشمنی های خصوصی هم با پرداخت پول از این سلاح متحرک، هوشمند و خونریز بهره ببرنند.

نمیتوان منکر رقابت و رویارویی هند و پاکستان در زمین افغانستان شد، اما حمله‌ی دو روز پیش را به مشکل می‌توان به جنگ این دو کشور ربط داد. می‌ماند دو احتمال دیگر. احتمال اول اینکه گروه های پرقدرت رقیب افراد بلند پایه‌ی که در مراسم شرکت داشتند، از این طریق به رقبای شان هشدار دادند تا در بازیهای پیش رو، توان شان را در استفاده از این عنصر برای فشار بر معادله، نادیده نگیرند. استفاده از این ابزار در برابر حریف در ده سال گذشته بسیار رایج شده است. بسیاری از شخصیت های تاثیرگذار نظامی و سیاسی تاجیک، ازبیک و هزاره و حتی پشتون در سالهای اخیر حذف فیزیکی شدند. گاهی تهدیدهای از این دست حتی در ادبیات گروه های سیاسی شامل بازی کنونی دیده شده است.

احتمال دیگر این است که موازی با نزدیک شدن طالبان به گره گاه صلح، داعش باید هویت خون‌ریز و نقشمند طالبان را تماماٌ پیدا کند. منبع سیاستگذار در پروسه‌ی جایگزینی داعش به جای طالب، در روزهای اخیر برای تثبیت جایگاه داعش، امکانات بیشتری به دسترس این گروه می‌گذارد و دروازه‌ی میدان‌های زیاد تری را برای جولان قدرت داعش، باز خواهد کرد.

مشخصات این حمله نشان می‌دهد که جنگ به کوچه‌های کابل و بعضی ولایت های مهم دیگر، با دامنه‌ی بیشتری کشیده خواهد شد. از جمله‌ی سیاست های واضح طالبان، حمله به هزاره‌های افغانستان است. در سالهای گذشته تعداد بسیار زیادی از مردمان هزاره حتی در مسیر جاده ها از موتر پیاده و تیر باران و یا سربریده شدند. سیاستی که بحث پاکسازی قومی را با شدت در چند سال اخیر حتی در مجامع بین المللی مطرح ساخت. در موج کنونی، داعش با این حمله به طور مشخص اعلام موضوع می‌کند و یکی از مهمترین برنامه هایش را برای آینده واضح می‌سازد.

علاوه بر آن چگونگی حمله نشان می‌دهد که مدیران این برنامه با دقت برنامه را برای نشان دادن قدرت اطلاعاتی و عملیاتی داعش، چیده‌اند. گفته می‌شود حمله کننده‌ها از چند مرکز به داخل مراسم و حتی خانه های مسکونی موشک پراکنی کرده‌اند. گزارش‌های که تا کنون به رسانه ها در مورد این حمله رسیده است، به هیچ وجه کافی نیست. در روزهای آینده زوایای بیشتر این حمله روشن خواهد شد. هرچند منابع اطلاعاتی افغانستان غالباٌ با گذشت چند روز از حادثه، خود را ملزم به پاسخ‌گویی به افکار عمومی نمی‌دانند و حتی شاید در این مورد خاص علاقه‌ی هم به پیگیری قضیه نداشته باشند، با آن هم با گذشت زمان چیزهای بیشتری در این زمینه واضح خواهد شد و به ما خواهد گفت از دو احتمال مطرح شده، کدام یک به واقعیت نزدیک تر است.

ریحان تمنا

هم رسانی