عشق‌های فصلیِ جوانان افغانستان

۲۵ عقرب ۱۳۹۶ هشدار

واقعیت این است که ورود اینترنت به جوامع نبستا در حالِ توسعه‌یی هم‌چون افغانستان در کنار تمام محاسن و نوآوری‌هایی که به دنبال داشته است دارای جوانب منفی و آثار سویی نیز بر فرهنگ مردم بوده است. شاید بتوان تغییرات در شیوهء ازدواج جوانان را یکی از تبعات ورود این فناوری در افغانستان دانست که به «ازدواج‌های اینترنتی» مرسوم شده‌اند اما مسالهء مهم در این میان این است که آیا می‌توان اشتراک سلیقه افراد در «چت‌روم» را نخستین گام برای ازدواج دانست؟

وقتی یک رابطه‌ی عاشقانه – بدون ملاقات در دنیای واقعی – فقط در اینترنت آغاز می‌شود باید با مشکلات بزرگ‌تری دست و پنجه نرم کنید. حتی گاهی بعضی رابطه‌ها چنان مجازی است که دو طرف چهره‌ی‌ یک‌دیگر را نیز ندیده و اما عاشق هم اند. در این شرایط بعضی افراد عاشق می‌شوند، آسیب می‌بینند و حتی پس از جدایی از چنین عشقی احساس افسردگیِ شدید و گرفتارِ انواع بیماری‌های عصبی می‌شوند. بدون این‌که حتی طرف مقابل خود (در واقع معشوقه‌شان) را که با وی در یک رابطه بودند، دیده باشند.

بدتر این است که، وقتی دو طرف یک‌دیگر را در دنیای واقعی مشاهده کردند متوجه می‌شوند انتخاب‌شان کاملا غلط بوده است. این اتفاق به دلیل نقض معیارهای ضمیر ناخودآگاه روی می‌دهد که لیستی است از ویژگی‌هایی که هر شخصی برای عاشق شدن به آن‌ها وابسته است. از آن‌جای که این معیارها در اینترنت تایید نمی‌شوند، نتیجه این می‌شود که پس از اولین ملاقات آن رابطه به پایان می‌رسد.

پای‌گاه‌های مجازی امروزه به دنبال این هستند که نرم افزار خود را ارتقاء داده تا روابط اینترتی را نزدیک و سهل‌تر کنند. بسیاری از روابط دوستی و حتی ‌هم‌سریابی ها نیز در دههء اخیر از همین طریق انجام می‌شود. در این میان به گفتهء کارشناسان حوزه فضای مجازی، با نگاهی جامعه‌شناختانه گفته اند که، در این‌گونه رابطه‌ها دختران بیش از دیگران در معرض خطر قرار دارند.

از کلاه‌برداری‌های تصویری و انتشار تصاویر آنان و یا تهدید به پخش آن، تا کلاهبرداری‌های احساسی زیادی که در این بین انجام می‌شود. با وجود این تمایل دختران به دلیل احساس خطر در ملاقات‌های حضوری با جنس مخالف، بیشتر از پسران است. گاها انتخاب ارجح دختران این است که روابط خود را بیش‌تر معطوف به اینترنت نمایند. روابطی که به عقیده بسیاری شانس به نتیجه رسیدن آن پنجاه-پنجاه است.

جوانان افغانستان هنوز به صورتِ پیش‌رفته‌یی دچار «سندرم شیفتگی» اند. نشانهء سندرم شیفتگی این است که طرف مقابل شان‎را بهترین، بی نظیرترین، باهوش‌ترین، جذاب‌ترین و بی نقص‌ترین انسانِ روزگار محاسبه می‌کنند و هیچ خصیصه ناخوشایندی در او نمی‌بینند.

آرش از دیگر جوانان، تا شش‌ماه قبل ساکن کابل بود و حالا در فرانکفورت مقیم شده است. او دو بار از رابطه‌های عاطفی که با معشوقه‌های هم‌وطن خارج نشین‌اش داشته، آسیب دیده است. بار دومی که دوست‌دخترش از او برید و  او را رها کرد، به بیماری‌های عصبی-روانی دچار شد. افسرده گشت و شش‌ماه به خانهء پدری اش در روستا شان در ولایت فراه، دورهء نقاهت را به سر رساند.

گلاره، دختر بیست شش سالهء افغانستانی‌تبار ساکنِ بیرمنگهام می‌گوید، تقریبا از همه شهرهای افغانستان معشوقه‌های داشته  و دوره‌های دو تا پنج‌ماه هم به صورت مجازی در رابطهء عاطفی بوده است. او می گوید وارد رابطه های که پریودهای زمانی زیادی را بگیرد، نمی‌شود، او عقیده دارد که، رابطه های عاشقانه بایستی، فصلی باشند، و نیز عاطفه‌های طولانی را خطرناک می‌داند. این نوعِ نگرش باید برای بسیاری از دختران و پسران در افغانستان جالب و تا حدودی باورنکردنی بنماید.

جوانان افغانستان، هنوز برای شان این فورمت از رابطه های عاطفی قابل درک نیست. حتی دختر-پسرهای به اصطلاح روشن فکر هم نمی توانند با این کنار آیند که در هر ماه و فصلی پارتنرِ عاطفی شان را عوض کنند.
البته این نگاه در نزد تعدادی از دختران و پسرانِ جوانی که از آغاز کارِ رییس‌جمهور غنی همکار او شدند عادی‌ست، و با این نوع رابطه و زیستِ عاطفی مشکلی ندارند که ماند، در میان جوانانِ بالا شهری در شهر کابل نیز، همه روزه این تفکر را پخش و نشر می‌کنند.

پامیر از دیگر جوانانِ کابلی ساکن در پل سرخ می‌گوید از شش‌ماه به این طرف در فیس بوک عاشق یک دخترِ افغانستانی تبار در امریکا شده است، اما رسیدن به او برایش دشوار و تقریبا غیرممکن است. او می گوید، این رابطهء عاشقانه پس از چت‌های چندین روزه در فیس‌بوک بوجود آمد و من عاشق شدم. اما بعد از گذشت سه‌ماه و تبِ عاشقی در من تند گشت و هم‌چنان بالا گرفت. اندکی بعد، متوجه شدم که طرفِ مقابلم در واقع معشوقه‌ام، خیلی زیاد این رابطه برایش اهمیتی ندارد و اتفاق می‌افتاد که تا سی روز هم از من خبر نمی‌گرفت و حتی به پیام های من توجه نمی‌کرد و پاسخ نمی‌داد. در نهایت متوجه شدم که برای خودم یک معشوقهء تقریبا خیالی برگزیده ام و نبایستی در یک شبکهء مجازی مثل فیس‌بوک به کسی دل می دادم که دادم.

در موارد اندکی از این رابطه‌های عاشقانه در دنیایی مجازی اینترنت، اتفاق افتاده که عاشق و معشوق را به هم برساند. حسن سلیقه و گیتی نوروزی زوجِ جوانِ هراتی، که حالا در هامبورگِ جرمنی زندگی می‌کنند از طریق اینترنت آشنا و ازدواج نمودند. و نیز این ماجرا، شاید نمونهء موفق از این نوع باشد. حسن در هامبورک و گیتی در هرات از طریق اینترنت آشنا شدند و پس از ماه‌ها «چت» و گفت‌وگوهای عاشقانه، در دنیای مجازی، با هم ازدواج نمودند.

از طرفی هم، دیگر بی‌شمار دختران افغانستانیِ ساکن در شهرهای فرنگستان، کمتر به ابراز احساساتِ پسرهای داخلِ افغانستان وقعی می‌گذارند. پسرهای جوانِ زیادی از افغانستان دخترهای فامیل و آشناهاشان را تحریک عاطفی نمودند و در نهایت با آن‌ها واردِ رابطه‌ی عاشقانه گشتند؛ در نهایت هم ازدواج کردند. صرفا برای این هدف که بوسیله عشق شان، از افغانستان خارج و ساکنِ شهرهای آمریکایی-اروپایی بشوند.

این نگاه عاطفه‌های انسانی را در نزدِ معشوق‌های دل‌نازک غربی، خوار و خفیف نمود. تا جایی‌که بسیاری از خانواده‌های افغانستانیِ مقیم در فرنگ، میزانِ وصلت‌های خانواگی با ریشه هاشان در افغانستان را، کاهش دادند. و در مواردی اگر بنا کنند وصلتی با داخل داشته باشند، بسیار با احتیاط و دقت عمل می‌کنند.

از آن روزی که عاشق و معشوق، شب تا صبح در کنار هم می‌ماندند و می‌گفتند و می‌خندیدند و می‌رقصیدند و می‌زیستند که حاصل‌اش، قطعه شعری عاشقانه بود یا دست‌نوشته‌ای ناب، دیگر تقریبا هیچ خبری نیست. آن نوشته هم به دیگری هدیه می‌شد و طرف مقابل نیز آن را در کیفِ همراهش می‌گذاشت و مانند جان دوستش داشت، یا گلدانی که کنار تخت‌خواب جا خوش کرده بود، با گذشت روزها، با تداعی سرمستی آن لحظات شیرین، به یادگاری مقدس تبدیل می‌گشت. چقدرراه رفته‌ایم تا امروز که حاصل با هم بودن‌مان، تصویری از یک ظرف سالاد است یا یک جفت کفش که این خاطرهء بودن‌مان هم بایستی با لایک‌های دیگران تایید شود.

میلاد فروش

هم رسانی