شیوع خودکشی در میان جوانان افغانستان

۱۳ قوس ۱۳۹۶ هشدار

یک‌هفته پس از خودکشی زهرا خاوری، دانش‌جوی رشته وترنری دانشگاه کابل، یک دانش‌جوی دختر دیگر در دانش‌گاه کابل اقدام به خودکشی کرد. این دختر، دانشجوی دانشکده‌ی هنرهای زیبای دانشگاه کابل بود، اما با دخالت برخی از دانشجویان دیگر، از تصمیم اش منصرف شد. دلیل اقدام به خودکشی این دختر جوان، محروم شدن او از امتحانات پایان سمستر عنوان شده بود.

یک هفته پیش از او، زهرا خاوری دانشجوی دانشکده وترنری دانشگاه کابل با خوردن مرگ موش به زندگیش پایان داد. دانشجویان دانشگاه کابل از رفتار تبعیض آمیز و سیستم فاسد آموزشی دانشگاه‌ها در افغانستان ناراضی هستند.

در هشت‌ماه گذشته در ولایت غربیِ هرات، دست‌کم ۴۰۰ تن اقدام به خودکشی کرده‌اند. پانزده‌تن از آنان جان خود را از دست داده اند. آخرین مورد از خودکشی در هرات مربوط یک جوان ۲۴ ساله است که با شیوه و روشی بسیار جدید در افغانستان، دست به خودکشی زد و به زندگی اش پایان داد. این جوان دقایقی پیش از این‌که دست به خودکشی بزند، درصفحه‌ی فیس‌بوک‌اش در بارهء خودکشی خود توضیحاتی ارائه نمود. لحظاتی پس از نشر این ویدیوی زنده، پولیس جسد این جوان را از بام خانه‌اش کشف کرد. او با مرمی تفنگ‌چه، خودش را هدف قرار داد و جان باخت.

این جوان، هم‌چنان گفته بود که چندین بار به سفر رفته تا زنده‌گی برایش یک‌نواخت نباشد، اما تأثیری در زنده‌گی‌اش نداشته است. او راشد آریا نام داشت و در ویدیوی زنده‌اش در فیس‌بوک، از همه دوستان و نزدیکانش طلب بخشش کرده بود.

چندی پیش پسر جوانی بنام انیل جلیس از ولایتِ سرپل، پس از گفتگوی لفظی با هم‌سرش، دست به خودکشی زد. فرماندۀ پولیس سرپل گفت، در سال گذشته واقعات بسیار زیاد خودکشی در این ولایت انجام شده و شماری نیز که دست به خودکشی زده اند، نجات یافته اند. خشونت‌های خانوادگی، فقر، ازدواج‌های اجباری و مشکلات روانی از عمده‌ترین دلایلی گفته می‌شود که میزان خودکشی را در ولایت‌های مثل سرپل افزایش داده است. در کنار این، چندی قبل دختر خانمِ دانش‌جویی در دانشگاه بدخشان، نیز دست به خودکشی زد.

اخیرا خودکشی در میان انواع لایه‌های اجتماعی به روشی برای فرار و حل معضلات و جنجال‌های زندگی شناخته می‌شود. به‌طوری که تعداد زیادی از افراد سرشناس و سلبریتی نیز به این وضعیت گرفتار آمدند، مثلا تعداد زیادی بویژه از خانم‌های ک دوستانِ من اند، و در زمینه‌های گونه‌گون در اجتماع فعال اند و نیز سلبریتیِ رسانه‌یی به شمار می‌روند دچار افسردگی‌های پیش‌رفته و خطرناک اند که تعداد از این دوستانم از چندی به این سو پیوسته به خودکشی می‌اندیشند و خودکشی را تنها راهِ نجات از تیره‌روزی های زندگی شان عنوان می‌کنند.

انواع خودکشی

دانشمندان برای خودکشی با توجه به اقسام و انگیزه‌های آن انواع و اقسام زیادی تعریف کرده‌اند که چهار مورد زیر مهم‌ترین آن‌ها به شمار می‌رود:

-خودکشی دیگرخواهانه: فرد وظیفه اخلاقی عمیقی را در خود احساس می‌کند و علاقه‌مند می‌شود تا خود را فدای دیگران کند.

-خودکشی خودخواهانه: این نوع خودکشی وقتی رخ می‌دهد که فرد رابطه‌ی ضعیفی بین خود و جامعه احساس می‌کند و زندگی اجتماعی نمی‌تواند او را علیه رفتار خود ویران‌گرانه تحت تاثیر قرار دهند.

– خودکشی دوستانه: در جوامعی فراوان است که روابط اجتماعی و وابستگی‌های گروهی به‌صورت افراطی وجود دارد. در این جوامع تعلقات گروهی بسیار عمیق است و موجودیت فرد خارج از گروه معنایی ندارد.

– خودکشی نامتعادلانه: معمولاً ناشی از بروز اختلال در ارتباطات معقول شخص با اجتماعش است بدون آن‌که خود شخص مرتکب خطا شده باشد. این نوع خودکشی ممکن است به علت از دست دادن ناگهانی شغل، مرگ نابهنگام یک فرد، لطمه‌ی اجتماعی، ورشکستگی و … باشد.

چرایی خودکشی جوانان افغانستان
ماه! بانوی جوانِ هراتی که اکنون ساکن در پاریسِ فرانسه است و در اثر فشار زندگی دست به خودکشی زده، از تجربه اش این‌گونه سخن می‌گوید.
در سال ۲۰۱۱ من به تازگی با مردی که همه خواهان او بودند ازدواج کردم و خود را بسیار خوش شانس می‌دیدم. ولی تنها ۷ ماه بعد از ازدواج دریافتم که او به من خیانت می‌کند و با زن دیگری ارتباط دارد. تمامی کاخ آرزوها و شادی من از هم فرو پاشید و بالاخره در اثر فشار روانی به الکل پناه آوردم و به تدریج به‌طور کامل الکلی شدم. من ایمان و شوق خود را به زندگی کاملاً از دست داده بودم، و احساس ضعف و ترس می‌کردم. و خود را بدبخت‌ترین موجودِ ممکن می‌دانستم. دعا و راز و نیاز با خدا برایم ظاهری و بدون عمق به نظر می‌رسید و به مرور از عنایت و لطف خدا نیز ناامید گشتم.

بلاخره یک شب بعد از این‌که همه به خواب رفته بودند من لوازم مورد نیاز خود را برای خودکشی آماده کردم، دو شیشه قرص خواب آور و یک شیشه از داروی دیگر تجویزی و سه بطری مشروب! چند دقیقه بعد از سر کشیدن همۀ این چیزها احساس لختی در انگشتهای پایم شروع شده و به تدرج حالت گیجی و سبکی در سرم مرا فرا گرفت. بعد از چند دقیقه شروع به دیدن ابر تاریکی کردم که به تدریج شکل می‌گرفت و به طرف من حرکت می‌کرد. این ابر از سقف آشپزخانه که در آن بودم عبور کرده و کاملاً مرا احاطه نمود. ناگهان احساس کردم که با سرعت بسیار زیادی در حال عبور از درون تونلی تاریک هستم. من در آن حال متوجه نبودم که کجا می‌روم و آیا زنده یا مرده هستم. به یاد می‌آورم که به عقب نگاه کردم و بدنم را که بدون جان در کف آشپزخانه افتاده بود دیدم.

از جمله‌ی مسایلی که در خودکشی مورد بحث قرار می‌گیرد خودکشی زنان است که در طول تاریخ و در همه‌ی فرهنگ‌ها به علت استیلای مردان بر زنان و تبعیضات و ستم‌های فراوان آنها صورت می‌گرفته از جمله تحمیل ازدواج اجباری، خشونت‌های خانگی، تجاوز جنسی، قطع اندام‌های جنسی، توهین و تعارض و… از عوامل مهم خودکشی به شمار می‌رود.

زنان افغانستان میزان بالای از خودکشی سالانه را در کشور به خود اختصاص می‌دهند و اغلب به دلایلی که ذکر رفت، دست به خودسوزی و خودکشی می‌زنند. خودکشی زنان در افغانستان ابعاد گسترده‌ای دارد و به دلایل مختلفی روی می‌دهد. ازدواج اجباری و خشونت مهم‌ترین دلایل خودکشی در بین زنان افغانستان است که شوربختانه، ابعاد آن بسیار وسیع است. آخرین مورد هم خودکشی زهرا خاوری بود که به دلیل بدرفتاری استاد راهنمایش با او، مجبور شد خود را بکشد.

و نیز از عواملِ درشتِ خودکشی می‌توان به موارد زیر اشاره کرد، و البته که خودکشی در جوامع مختلف تفاوت های زیادی دارد.
-اختلالات روان پزشکی: افسردگی، اعتیاد، اسکیزوفرنیا ( نوع بیماری روانی عصبی)، اختلالات شخصیت، و مصاب بودن به انواع بیماری‎های عصبی-روانی دیگر.

-مسایل اجتماعی: انزوا، از دست دادن عزیزی، محرومیت، جدایی و نداشتن شغل، می‌تواند از عوامل مهم ایجاد ایده‌ی خودکشی باشد.

 

-ابعاد فیزیکی یا فیزیولوژیکی: بیماری‌های جسمی، تومورِ بدخیم، اختلالات عصبی، کاهش فعالیت سروتونین مغزی.

البته دسته‌بندی‌های متفاوت علت خودکشی، نشان‌گر مجهول‌بودن علت واحد خودکشی است. در بسیاری از جوامع معتقدند که خودکشی به‌ندرت نتیجه یک علت واحد است و عوامل متعددی ممکن است به‌صورت تجمعی عمل کنند. چزاره لومبروزو پزشک و جرم‌شناسِ معروفِ ایتالیایی، از چهار نوع خودکشی نام برده است:

-نوع مستقیم: ارتکاب عملی است که اتمام آن بی‌جان‌شدن فرد را به دنبال دارد.

-غیرمستقیم: فرد به علت ترس و بیماری‌های متعدد ابتدا افراد دیگر را کشته و سپس به جرم کشتن آن‌ها اعدام شده است.

-خودکشی ساختگی: برای مثال بسیاری از زندانیان تظاهر به داشتن میل شدید به خودکشی دارند و بیش‌تر مرتکب رفتارهایی می‌شوند که موجب پدید‌آمدن صدمات بدنی به خودشان می‌شود.

-مضاعف: خودکشی مضاعف، مجموعه‌ی قتل و خودکشی یا دو خودکشی در یک مکان و زمان است که بیش‌تر در میان اشخاص مجرد، به‌ویژه سربازان و حتی گاهی میان سال‌مندان تنها رخ می‌دهد.

خودکشی در افغانستان

خودکشی در افغانستان یک مشکل مهم خصوصاً برای دختران و زنان است و با رونق‌گرفتن زندگی شهری و تعارض سنت و مدرنیته توانسته است به شدت تشدید شود. اما در افغانستان آمار صحیحی از خودکشی وجود ندارد، گرچه کمیسیون حقوق بشر و وزارت صحت‌عامه و دیگر نهاد های مرتبط، آماری ارائه کرده‌اند و نیز سالانه در این زمینه آمارهای ارائه می‌دارند، اما این آمارها، نمی توانند دقیقاً بیان‌گر وضعیت جامعه باشد.

در جامعه ما هم خودکشی‌های فراوان گزارش نشده وجود دارد و هم خودکشی‌هایی که خودکشی به حساب نمی‌آید و یا بخش عمده‌ای آن خشونت، بهره‌کشی، انجام کارهای طاقت‌فرسا و موارد مشابه است که در آمارها و ارزیابی‌ها نه قتل به حساب می‌آید و نه خودکشی حساب می‌شود. این موارد مرگ‌های طبیعی است که لازمه‌ی زندگی به شمار می‌رود اما در پشت ماجرا حقیقت دیگری نهفته است:

«در آخرین گزارشِ کمیسیون حقوق بشر در مورد آمار خودکشی زنان گفته شده که سالانه در حدود ۲۳۰۰ تن از زنان و دختران افغان دست به خودکشی از جمله خود سوزی می‌زنند. این گزارش می‌گوید ۲۰ درصد خشونت‌ها علیه زنان به فرار از منزل منجر می‌شود.»

خودکشی در کشورهای متمدن ممکن است به دلایل ساده‌ای اتفاق بیفتد اما در افغانستان عوامل مهم، پیچیده و زیادی دارد که با بررسی برخی از این وقایع می‌توان با چالش‌های بزرگی مواجه شد. در این‌جا بد نیست به برخی از مهم‌ترین عوامل خودکشی در افغانستان اشاره شود. ازدواج اجباری، مهم‌ترین دلیل خودکشی در میان زنان افغانستان به حساب می‌آید و برخلاف تصور عمومی در این کشور ازدواجِ عاقلانه کم‌تر صورت گرفته و نقش زیاد و بزرگی در جامعه ندارد. آن‌چه که ازدواج با رضایت خوانده می‌شود در حقیقت ازدواجی است که با محالفت مواجه نمی‌شود. زیرا در این موارد دختر تابعِ خواسته‌های بزرگانِ فامیل است و آن‌را یک امر طبیعی به حساب می‌آورد.

و نیز به علاوۀ این‌ها در میان برخی از جوانان دانش‌گاهی و مرفه شهری خودکشی دلیل متفاوتی دارد و بیش‌تر به نهیلیسمِ روشن‌فکرانه، منتهی می‌گردد. باری! سعدی داستانی دارد که مردی با پسرش در کشتی می‌نشیند و پسرش از آب می ترسید طوری که لحظه به لحظه وحشتش از آب زیادتر می شد، پدرش نگران بود که چه چاره کند، حکیمی آن‌جا بود گفت پسرت را بین آب بینداز و چند لحظه هم نگهدار تا دیگر از آب نترسد و این راه حل به خوبی جواب داد؛ زیرا بسیاری از حقایقی که برای اکثریت، تلخ و رعب آور است فقط داخل شدن در عمق خطر می تواند، راه حل باشد.

وحشتی که یک انسان نیهلیست از مرگ دارد همیشه او را اذیت می‌کند چنان که «ژان پل سارتر» از آوان كودكی از مرگ وحشت داشت؛ از همان كودكی گمان می‌‌کرد كه فقط به دنیا آمده تا بمیرد و زندگی را نیز وسیله ای برای مردن می پنداشت و حتی گاه پیش خود فكر می‌کرد كه اگر این بار به خواب رود چه بسا كه دیگر سر از بالین برنداشته و برای همیشه دفتر حیاتش بسته شود.

«صادق هدایت» در کتاب «مرگ» می گوید مرگ چه لغت بیمناک و شورگذاری است که از شنیدن آن احساسات جانگدازی به انسان دست می‌دهد و خنده را از لب می‌زداید، شادمانی را از دل می‌برد تیرگی و افسردگی آورده، هزارگونه اندیشه‌های پریشان از جلو چشم می‌گذراند.

میلاد فروَش

هم رسانی