خلافت نابود شد، اما دولت‌اسلامی هنوز زنده است

۱۳ قوس ۱۳۹۶ هشدار

چرا ایالات‌متحده نمی‌تواند در مورد بقایای این گروه تروریستی کاملا راضی باشد

سقوط شهر ابوکمال در سوریه و پیروزی‌های اخیر نیروهای‌امنیتی عراق در ولایت‌های قایم و روا نشان از فروپاشی خلافت‌اسلامی است. گروه‌تروریستی(دولت‌اسلامی-داعش) با از دست دادن این شهرها در امتداد مرز عراق و سوریه، تمام مناطق زیر اداره‌اش را دراین دوکشور ازدست داده‌است. این نشان می‌دهد که روزهای خوش سه‌سال قبل این گروه به پایان رسیده‌است؛ زمانی که کنترول وسیعی از قلم‌روهای این دوکشور را درتصرف داشت، بر درصدی زیاد مردم حکم می‌راند. از آن‌ها مالیات می‌گرفت و از منابع طبیعی منطقه (به ویژه نفت) بهره برداری می‌نمود. خوش‌بختانه آن‌روزها  حداقل در حال حاضر به پایان رسیده و پیش‌رفت ارزش تجلیل دارد.

اما آیا این پایان همیشگی داعش است یا فصل دیگری دراین داستان وجود دارد؟ متأسفانه، آن‌گونه که دولت‌اسلامی در گذشته نشان داده، این یک دشمن انعطاف‌پذیر و سازگار است که قطعا آرام نخواهد نشست. درعوض، احتمالا طی ماه‌های پیش‌رو با انجام یک‌سری از اقدامات تلاش خواهد کرد نشان دهد که هنوز زنده‌است و نابود نشده‌است.

نخست، بسیاری ازکهن‌ سربازان جنگ‌دیده، سعی خواهند کرد به مناطق دور افتاده غرب عراق و شرق سوریه عقب‌نشینی کنند و با شکیبایی منتظر بمانند که آیا دولت‌های عراق و سوریه درمورد نگه‌داری و بازسازی مناطق آزاد شده جدی اند یا خیر؟ و در حالی که منتظر هستند، این جنگ‌جویان احتمالا به صورت دوره‌ای به نیروهای دولتی و مراکز شهری حمله خواهند کرد تا به مردم محل این احساس را بدهند که دولت‌اسلامی هنوز هم قادر به انجام عملیات نظامی است.

دوم، دولت‌اسلامی هنوز کنترول را بر هشت شاخه وشبکه‌جهانی حفظ کرده  و این گروه احتمالا تمام تلاش خود را برای تقویت شبکه عملیاتی در سراسر این شبکه جهانی خواهد کرد. در حال حاضر، این گروه به بازسازی حضورخود در مرکز و جنوب لیبی و گسترش فعالیت‌هایش در جنوب‌آسیا علاقه‌مند به نظر می‌رسد. هم‌چنان ممکن است بسیاری از جنگ‌جویان دولت‌اسلامی به کشورهای مبدا شان برگردند و مبارزه خود را ازآن‌جا آغاز کنند .

و در نهایت، دولت‌اسلامی با استفاده از هر پلتفورم موجود برای تنظیم روایت مردمی‌اش تلاش خواهد کرد و وپیام اصلی خود را تقویت خواهد نمود و این که مبارزه با وجود پایان خلافت ادامه می‌یابد و پیروان آن باید به حملات انفرادی‌شان درغرب ادامه دهند، شبیه حمله که اواخر ماه گذشته در منهتن امریکا صورت گرفت.

بنابراین، گروه دولت‌اسلامی برنامه خود را دارد. درمقابل ما چه باید بکنیم؟
برای مقابله با این برنامه دولت‌اسلامی، سیاست‌گذاران امریکا باید در برابر چالش‌های کوتاه‌مدت و بلند‌مدتی که این گروه متوجه ما می‌سازد، اقدام کنند.

در کوتاه مدت، سیاست‌های متعددی وجود دارد که باید مورد توجه قرار گیرد؛ از جمله افزایش حمایت از تلاش‌های بازسازی در عراق و بخش‌هایی از شرق سوریه، به‌ویژه اقداماتی که جهت تقویت گروه‌های سنی برای ازبین بردن ترس از قدرت سیاسی شیعه، آموختن ازچگونگی افراطی شدن متهم حمله به شهرنیویارک و پس از آن طرح اقدامات متفاوت؛ و گسترش تبادل اطلاعات بین سازمان‌های استخباراتی، اجرایی و پولیس، و در عین حال گسترش هم‌کاری با شرکای امریکا به گونۀ که بتوانند به بازگشت فوری جنگ‌جویان خارجی بسیار ماهر مقابله کنند.

با این وجود، با توجه به تجربه‌هایی که از سال‌ها کار در امر مبارزه با شورش‌گری در پست‌های ارشد دولتی آموخته‌ام، به این باورم که اگر می‌خواهیم چشم‌انداز بلند‌مدت گروه دولت‌اسلامی را تضعیف کنیم، اقدام‌های کوتاه‌مدت این‌چنینی کافی نیست.

برای دست‌یابی به این هدف، سیاست‌گذاران امریکا و غرب باید از شرایط موجود که موجب گسترش دولت‌اسلامی شده‌است، بیرون بیایند. خوش‌بختانه، یک فرصت در عربستان‌سعودی وجود دارد؛ جایی که شاه‌زاده محمدبن‌سلمان، دستور کار اصلاحات بلند پروازانه را برای بازسازی جامعه عربستان‌سعودی و مهم‌تر از آن، ترویج نسخه‌ای اسلام معتدل ازاین کشوررا آغاز کرده است. تلاش واقعی برای اصلاحات درخاندان شاهی ـ هنوز خیلی زود است که بدانیم آیا این یک اقدام واقعی است یا نمایشی ـ هم‌راه با یک تعهد مشخص مبنی براین‌که دیگر عربستان نسخه اسلام وهابی را در خاورمیانه صادر نخواهد کرد، که این خود کمک قابل توجهی درجلوگیری از بنیادگرایی جهانی و سربازی‌گیری دولت‌اسلامی می‌کند. ابتکار اعلام شده به هدف اصلاحات در عربستان‌سعودی بی‌سابقه است و این یک پروژۀ ارزش‌مندی است که به بررسی دقیق و تشویق واشنگتن نیاز دارد.

همین‌گونه، برای تضعیف یک جنبۀ کلیدی خواست تاریخی دولت اسلامی به سنی‌ها، ایالات‌متحده و سیاست‌مداران غربی می‌توانند راه‌هایی موثری را برای تقویت میانه‌روهای، حتی در موجودیت بحث‌های تلخ و سرنوشت‌ساز توافق هسته‌یی ایران جستجو کنند. در حالی‌که واشنگتن باید جلو سیاست‌های خصمانه و تخریبی ایران در منطقه را بگیرد، ولی برخی پیش‌نهادات حسن روحانی رییس جمهور اصلاح‌طلب (که در ماه‌می گذشته دوباره ازسوی مجلس انتخاب شد) به‌ترین امید را برای چانه‌زنی با عناصر تندرو، به‌ویژه سپاه‌پاس‌داران و نیروی‌قدس که مسوول عملیات‌نظامی تهاجمی این کشور در خاورمیانه اند- فراهم می‌کند.

آن‌گونه که یکی از کارشناسان خاورمیانه به من گفت، درایران سه‌دسته از بازی‌گران سیاسی وجود دارد: میانه‌روها، محافظه کارها و افراطی‌ها یا شیاطین. ما باید به طور نامحسوس و ظریف از گروه اولی برای مقابله با گروه‌اخیر حمایت کنیم. سياست‌های آمريكا كه به‌طور غيرعادی روحانی را تضعيف و جناح های تندرو را تقویت می‌کند و آن‌ها را در سربازگیری در خط دولت‌اسلامی قرار می‌دهد. خلافت، يك جنبش گسترده در برابر جنبش انعطاف پذير تحت رهبري‌ايران است. و این پیامی است که برای جذب سنی‌های منزوی و حاشیه‌نشین خاورمیانه طراحی شده‌است. بنابراین، در حالی‌که مقابله با دولت‌اسلامی در میدان جنگ ضروری است، توان‌مندی وحمایت ازاسلام‌میانه رو درسراسرجهان مهم‌تر از آن است.

و در نهایت، به منظور فرسایش بیش‌تر نفوذ درازمدت گروه دولت‌اسلامی، امریکا و دیپلمات‌های غربی باید تلاش‌های دیپلماتیک خود را در حل و فصل (یا حداقل تضعیف) درگیری‌ها در چند کشور بحرانی، به‌ویژه لیبیا و یمن، متمرکز کنند. دولت‌اسلامی از بی‌ثباتی عمیق کشورها به‌ره برده و برای خود جای پا جستجو می‌کند، مناطق کلیدی را به دست آورده و عملیات نظامی راه می‌اندازد. بنابراین پیش‌رفت در کاهش خشونت، بهبود شرایط بشردوستانه و تقویت حکومت‌داری مرکزی قطعا به کاهش فضای عملیاتی این گروه کمک خواهد کرد.

پایان فزیکی خلافت ابوبکر البغدادی، موفقیت آشکاری است از تلاش‌های نظامی، دیپلماتیک و اطلاعاتی در جریان دو اداره پسین امریکا.

این به ما یادآوری می‌کند که یک استراتژی حساب‌شده، منسجم و با امکانات خوب چه چیزهایی را در عرض چند سال انجام می‌دهد. این‌که امریکا قادر به انجام این‌کار در هماهنگی نزدیک با شرکایش شد و در برابر خواست‌هایی که مقابله با دولت‌اسلامی را یک جانبه می‌دانست، مقاومت کرد، نیز مهم است. اما این‌که عمر این موفقیت کوتاه است و یا یک نقطه عطف واقعی خواهد بود به شدت تحت تاثیر تصمیم‌های خواهد بود که ما در چند ماه آینده اتخاذ می کنیم و اینکه آیا ما در ازبین بردن چالش‌های فوری و هم‌چنان شرایط نهادینه شده سیاسی، امنیتی، فرهنگی و ایدئولوژیک که در قدم اول به ظهور دولت‌اسلامی کمک کرده‌است، متعهد میمانیم یا خیر.

نویسنده: جنرال مایکل دیمپسی عضو ارشد اداره اطلاعات‌ملی‌امریکا در شورای روابط خارجی و سرپرست پیشین اداره اطلاعات ملی

برگردان: سمندر لکاریان و بهار مهر

منبع مجله فارن پالیسی

هم رسانی