ابتکارِ نابِ یک بانوی جوان؛ پس از این خانه‌های تان پاک و تمیز خواهد بود

۲۴ دلو ۱۳۹۶ هشدار

حدود ساعت هشت و نیم پیش از چاشت روز چهار شنبه دهم جوزای امسال، شهر کابل با صدای قدرت مند یک انفجار لرزید. حدود ده دقیقه پس از این انفجار مردم در تمام نقاط شهر کابل خبر شدند که انفجار در ساحه وزیراکبر خان در چهار راهی زنبق رخ داده است.

دود بلند ناشی از این انفجار از قدرت و شدت آن حکایت داشت. انفجار خیلی قدرت مند بود. یک تانکر فاضلاب پر از مواد انفجاری در مقابل سفارت آلمانی هنگامی که با مخالفت سربازان پولیس روبه‌رو شد، منفجر گردید. در این انفجار ۱۳ سرباز پولیس و حدود ۱۴۰ نفر دیگر کشته شدند.

منابع رسمی صحی و امنیتی در کابل، شمار زخمی‌های این رویداد را بیشتر از ۴۰۰ نفر اعلام کردند. شدت این انفجار در حدی بود که تا دو – سه کیلومتری اطراف محل انفجار، شیشه‌های فروشگاه‌ها و منازل رهایشی مردم فرو ریختند.

بسیاری از افراد حتا توته‌های بدن شان نیز در این انفجار ذوب شدند و یا طوری نابود شدند که هیچ اثری از آن پیدا نشد. در این انفجار یک مرد دست‌فروش نیز کشته شد که نان آور یک خانواده شش نفره بود. خانواده این مرد هیچ  اثری از او نیافتند و حتا یک توته کوچک از بدن او را نیز نتوانستند پیدا کنند.

حس همکاری به خانم این مرد، هشت ماه پس از این حادثه اکنون سبب شد تا یک بانوی جوان در پی یافتن یک راه حل بهتر از جمع آوری کمک برایش گردد. نتیجه این جستجو، ایجاد یک شرکت کوچک اما مبتکرانه بنام ” شرکت خدماتی-نظافتی صاف و ستره” است. شرکتی که با ابتکار یک بانوی که بیشتر عمرش را در کابل در خبرنگاری سر کرده است، ایجاد شده و احتمالن آینده درخشانی نیز خواهد داشت.

 سمیرا سادات، یکی بانوی جوان و کار آفرین است که این شرکت خدماتی – نظافتی را ایجاد کرده است. خیلی وقت از ایجاد این شرکت نمی‌گذرد، اما با استقبال بسیاری از خانواده ها روبه‌رو شده است.

این شرکت خدماتی که کار اصلی‌اش تنظیف خانه‌ها و دفاتر در کابل است، به گونه رسمی جواز کار دارد و تمام کارمندان‌ آن را بیوه زنان و یا زنانی اند که به هر دلیلی سرپرست و تمویل کننده‌ای خانواده‌های شان هستند.

افغانستان پر است از زنان بیوه و درد دیده که شوهران شان را یا در جنگ و یا در انفجارها از دست داده اند. چهل سال جنگ پی‌هم و بی امان، صدها هزار خانواده را به نحوی بدبخت ساخته است. در همین شهر کابل که این روزها یک پایتخت تمام عیار خسته و خونین است، در انفجارهای پیهم و حملات گروهی یک ماه اخیر، شماری از زنان بیوه شدند و از این پس مجبورند، برای زنده ماندن فرزندان شان تلاش کنند.

بماند این که در هر گوشه‌ای این شهر، غم است و کودکان کارگر و زنانِ گدا که چشم به کمک‌های توأم با تحقیر باشندگان این شهر دوخته اند. چهره‌ای خسته‌ای کودکان دست‌فروش، اطفال خردسال و مردان سال‌مندی‌ که در مقابل دریافت مقدار ناچیزی پول، کارهای سنگینی را انجام می‌دهند، بیوه زنانی که دست فروشی می‌کنند یا حتی زنان و دخترانی‌ که به دلیل نیازهای مالی حتا به تن فروشی روی می‌آورند، این شهر طلسم شده را بیشتر خسته کننده می‌سازد.

خطر کردن در شرایط دشوار

اما در میان تمام ناامیدهای که وجود دارد، افرادی نیز هستند که با پذیرفتن ریسک‌های کلان، دست به سرمایه گذاری می‌زنند، هر چند این سرمایه گذاری‌ها کوچک اند، اما امید و تلاش‌های زیادی در پس این کار شان وجود دارد. یکی از نمونه‌های این دست کارها، برگر مزه دار است که یک تجارت هرچند کوچک، اما موفق و مشهور در شهر کابل است.

در این میان سمیرا سادات نیز که دانشجوی روابط بین الملل‌ است و همزمان در یکی از دفاتر شهر کابل به عنوان محقق و ویراستار کار نیز می‌کند، هدف اصلی کار جدید اش را درکنار این که می‌خواهد تجارتِ خوبی برایش باشد، کمک به همین زنان بیوه عنوان می‌کند که همه روزه در حال افزایش است. زنانی که فرصت‌های کاری ندارند و یا به سختی می‌توانند این فرصت‌ها را به دست بیاورند.

‌او هشت ماه پیش از طریق فیس بوک با زنی آشنا شده بود که شوهرش را در انفجار چهار شنبه خونین کابل از دست داده بود. سمیرا می‌گوید، او دوستانش چندین ماه برای این خانم کمک جمع می‌کردند، اما به مروز زمان این کمک‌ها قطع شد و کسی علاقه نشان نداد به کمک به این بانوی نیازمند، ادامه بدهد.

ایده ایجاد شرکت خدماتی – نظافتی “صاف ستره”، از همین‌جا شکل گرفت و خانم سادات این شرکت اش را در اتاق‌های تجارت زنان نیز ثبت کرده است. برنامۀ این کار آفرین با ایجاد شرکت‌اش این  است که هم به زنان نیاز مند کمک کند و هم این امکان را فراهم می‌کند تا زنانِ کارگر، مادران مهمان‌دار یا هر کسی دیگر که برای نظافت منزل یا دفتر شخصی شان، نیاز به کارمند خدماتی داشته باشند، خدمات پاک کاری را از یک آدرس مشخص و رسمی دریافت کنند.

 سمیرا سادات به هشدار می‌گوید:” کارکنان‌ “صاف ستره” ابتدا در مورد برخورد و رفتار مناسب و چگونگی نظافت مکان‌های متفاوت آموزش می‌بینند‌ و سپس‌ آغاز به کار می‌کنند. برای این که ما بدانیم مشتریان ما از کار ما راضی اند یا نه، در قسمت انتهایی‌ بِل پرداخت، مشتری می‌تواند انتقادات و پیشنهادات خود را با شرکت نیز در جریان بگذارند.”

پلان بعدی استخدام مردان کارگر

این روزها که ابتدای کار این شرکت است، تمرکز آنها بیشتر در ساحات مانند شهر نو، پل سرخ، کارته چهار و شهرک امید سبز در غرب کابل است. اما سمیرا می‌گوید، برنامه اش این است که در کوتاه مدت، مردان بیکار را نیز در شرکت‌اش جذب کند و برای پاک کاری شیشه‌های بلند منزل‌ها، شفاخانه‌ها، فروشگاه‌ها و حتا برای باغبانی از نیروی مردان کار بگیرد و خدمات گسترده تر و معیاری‌تری را در کابل راه اندازی نماید.

این بانونی جوان برای فعلا تنها از فیس‌بوک و بروشورهای کوچک برای تبلیغات شرکت‌اش استفاده می‌کند. او از نهادهای موثر و کمک کنندۀ زنان به ویژه از وزارت زنان توقع همکاری دارد تا از کار آفرینان زن حمایت کنند.

فکر این بانوی جوان خیلی ناب و در کنار آن انسانی است. او مدتی کمی است که با ۱۰ کارمند‌ش شروع به کار کرده و تا حالا با استقبال خوبی نیز رو به رو شده است. شرایط استخدام بانوان نیازمند نیز در این شرکت نیز خیلی دشوار نیست. اما ضمانت وکیل گذر و منابع رسمی برای شان اصل است زیرا به گفته‌ای او، کارش در خانه‌های مردم است و نمی‌خواهد اتفاقی بیفتد که به اعتبار شرکت‌اش صدمه بزند.

سیمرا سادات را در یک کافه کوچکِ یک دوست‌اش که او نیز یک بانوی جوان و کارآفرین است در کارته چهار شهر کابل ملاقات کردیم. او می‌گوید، یک گروه از دوستانی دارد که تعداد شان به پنج نفر می‌رسد و هر کدام اهداف بلند مدت و عالی اقتصادی دارند. در این میان، لیلا حیدری پیشتاز ترین شان است که از چند سال به این سو، مدیر یکی از رستوران های نسبتا بزرگ در شهر کابل به نام تاج بیگم و همچنان مدیر کمپ مادر است که در آن معتادان مواد مخدر را رایگان مداوا می‌کند. لیلا در واقع نخستن کمک کننده سمیرا در ایجاد این کار بوده است.

در کنار این دوستانش، ظاهرن پدر این بانوی جوان، قوی ترین حامی او است. خانم سادات از تمامی زنانی که دسترسی به امکانات دارند می‌خواهد که زمینه کار ایجاد کننده تا افراد دیگر به ویژه زنان نیازمند صاحب کار شوند. او می‌گوید:”وقتی توانایی‌‌ داشته باشی و کاری نکنی، کمکی نکنی، سنگینی این بار و احساس بدش‌ تا همیشه روی شانه هایت‌ می‌ماند.”

طاهره هدایتی و عارفه سحر

هم رسانی