مناطق قبایلی فدرال به حیث یک ایالت

۲۵ دلو ۱۳۹۶ هشدار

هرچند که افکار عمومی به نحوی از ادغام مناطق قبیله‌ای فدرال یا پشتون نشین حمایت می‌کند، اما تأخیر دراین روند رسیده‌گی به وضعیت این مناطق را بیشتر کرده است. ماده ۲۳۹ (۴) قانون اساسی تغییرات جغرافیایی آستان‌ها را تعیین می‌کند، اما هرگز این قانون به اجراگذاشته نشده است. اعلام مناطق قبلیه‌یی فدرال به حیث یک آستان، نیازمند اصلاحات در ماده های ۱، ۲۴۶ و ۲۴۷ قانون اساسی (قانون اساسی پاکستان) است.

در هند، ماهیت مصوبۀ حکومت هند که درسال ۱۹۳۵ توسط پارلمان این کشور تصویب شد هنوز حفظ شده است، در حالی که این مصوبه به دلیل تنوع قومی انعطاف پذیر بوده است. طراحان قانون اساسی ما چنین انعطاف پذیری انتخاب را درنظرنگرفته اند. پاکستان با وجود شکست یک واحد و از دست دادن قسمت شرقی، یک فدراسیون سخت‌گیر و غیرانعطاف پذیر باقی مانده است. در حالی که در کشورهای همسایۀ ما چون هند، ایران و افغانستان، دولت‌ها استان‌های جدیدی ایجاد کردند، اما پاکستان هم‌چنان وضعیت موجود را حفظ کرده است.

بنگلادش با حکومت مرکزی حالا به تقسیمات اداری مختلف تقیسم شده است. این کشور در سال ۱۹۷۱ دارای چهار زون بود؛ اما اکنون هشت زون دارد. افغانستان در سال ۱۹۷۹، دارای ۲۸ آستان بود و اکنون به ۳۴ آستان تقسیم شده است. تا سال ۱۹۵۰ ایران دارای ۱۲ استان بود، اما اکنون به ۳۱ استان افزایش یافته است.  در سال ۲۰۰۴، بزرگ‌ترین استان آن در سه استان خراسان رضوی، خراسان شمالی و خراسان جنوبی تقسیم شد.

اصل‌های ۲، ۳ و ۴ قانون اساسی هند، به پارلمان این کشور صلاحیت داده با تصویب قوانین، آستان‌های جدیدی تاسیس کند. در سال ۱۹۵۶، هند دارای ۱۴ ایالت بود و اکنون این کشور به ۲۹ ایالت تبدیل شده است. گرچه بیشتر این ایالت‌ها برمبنای ملاحظات زبانی ایجاد شده؛ اما تصمیم برای تأسیس استان‌های جدید اوتارپرادش، مادایاپرادش و بیهار در سال ۲۰۰۰ بخاطر مدیریت موثر و کارآمد صورت گرفته است. ارزیابی‌هایی که دراین آستان‌ها صورت گرفته نشان می‌دهد که درآمد سرانه در این کشور افزایش یافته، صنعت رشد کرده و سطح سواد بلند رفته و منجر به رشد اقتصادی شده است. این کارثابت کرد که واحدهای اداری قابل کنترول، بهبود خدمات عمومی را تضمین می‌کنند.

ساختارتشکیلات اداری و مالی چگونه ممکن است به نظر برسد؟
باتوجه به یک‌نواختی قومی و به خاطر اختلاف‌های شدید قبیله‌ای که وجود دارد رسیدن به یک توافق کلی برسر کرسی‌های حکومتی درمناطق قبایلی دشوار است. معیارهای ایجاد آن بر مبنای شاخص موقعیت مرکزی، صلح یا تراکم جمعیت ممکن است. تبدیل شدن مناطق قبایلی به حیث یک آستان، به قانون‌گذاران محلی اجازه می‌دهد سنت‌های رایج محلی را به قانون تبدیل کرده و این استدلال را که مناطق قبایلی فضای برای دیکتاتوری و منافع خارجی است، شکست خواهد داد. همچنین این مساله می‌تواند یک روایت محلی ضد تندروی و استراتیژی مبارزه با تروریسم را با مالکیت سیاسی شکل دهد. مردم مناطق قبایلی از داشتن حقوق اساسی برخوردار خواهند شد.

مناطق قبایلی به حیث یک آستان مستقل به لحاظ مالی بار دوش خیبر پشتونخواه نخواهد بود و ازچالش‌های اداری و مالی احتمالی نیز جلوی گیری خواهد کرد. این ایالت درکمیسیون مالی پاکستان سهم خود را خواهد داشت و کرسی‌های خود را درمجلس سنا حفظ خواهد کرد. و بنا براین در فدرالیسم مشارکتی فعال خواهد بود. سیاست‌های مالی، تجاری، اجتماعی و اقتصادی فعال مناطق قبایلی برای عضویت در شورای اقتصادی پاکستان در ECP ضروری پنداشته می‌شود.

در حال حاضر، مناطق قبایلی پاکستان عضو کمیسیون مالی پاکستان (NFC) نیست و درتخصیص بودجه نقش ندارد. مناطق قبایلی به حیث یک آستان، نه تنها عضوفعال کمیسیون  مالی پاکستان شده، بلکه صاحب بودجه خود شده و با افزایش مالیات به کاهش اقتصاد غیرقانونی کمک خواهد کرد.

لغو لیست “کانکرنت” ((Concurrent List ولایات را قدرت‌مند کرد. مناطق قبایلی به عنوان یک استان، همچنین دارای استقلال اداری و مالی می‌شود. اما فقدان ارادۀ سیاسی و نهادهای ضعیف، به این معنی است که این مناطق با کمبود پشتی‌بانی بوروکراتیک مواجه خواهد شد. اگر به بلوچستان و گیلگیت-بالتستان دیده شود، کمبود افسران در حال حاضر یک مشکل دائمی است.

چه کسی می‌داند که چند مامور پلیس این مناطق، داوطلبانه آماده خدمت در استان جدید هستند. اداره یک استان نیاز به جمع آوری درآمد، پاسخ‌گویی دولتی، اجرای قانون، عدالت و توسعه دارد. اما صادقانه بگویم، جمع آوری درآمد مدرن و سیستم عدالت کیفری ممکن است چندین دهه  وقت گیرد تا به درستی عمل کند. این که آیا این مناطق ادغام یا یک ولایت جدید را شکل می‌دهد، فقدان چنین سیستمی، پاسخ‌گویی مناطق قبایلی را در هر دو مورد کاهش می‌دهد.

اگر چه نفوذ متنفذین (ملک ها) با گسترش حق رای و احکام احزاب سیاسی، کم رنگ شده است، به جای احزاب جریان اصلی اما احزاب مذهبی و مستقل هنوز هم فضای انتخاباتی را پرکرده اند. از ۱۲ کرسی مناطق قبایلی در مجلس عوام مناطق قبایلی( FATA)، ۶ کرسی آن با احزاب مستقل پرشده است. مناطق قبایلی به حیث یک استان، احتمال دارد که احزاب سیاسی مسلط را تشکیل بدهند.

آستان مناطق قبایلی به معنای یک استان دیگر ولایت پشتون نیز است که ممکن است توسط ملی گرایان پشتون که احساس جدایی می‌کنند، مورد سوء استفاده قرار گیرد.

همچنین ممکن است جامعه هزاره هندی زبان را برای حمایت از یک استان هزاره نشین و باز ترسیم مناطق با جمعیت سارایکی برای تعدیل مرزی تانک و دره اسماعیل‌خان که بحث دیگری برای یک استان پشتون نشین است دربلوچستان جنوبی نیز تشویق کند.

بی درنگ، ما باید درک کنیم که گذار اجتماعی از قبیله به دولت تنها گزینه قابل قبول دراین مناطق است. جدا از گزینه‌های ادغام یا تبدیل شدن به یک آستان، مناطق قبایلی همچنین ممکن است مدل گلگیت بالتستان Gilgit-Baltistan را تکرار کند – با این حال، مسأله اصلی، هویت و آداب و رسوم است که باید در دستگاه حکومت‌داری منعکس شود.

نویسنده محلی: علی بابه خیل، اهل پاکستان و نویسندۀ کتاب “پاکستان در میان افراط گرایی وصلح است.”

برگردان: سمندر لکاریان و بهار مهر

منبع: روزنامه دان چاپ پاکستان

هم رسانی