جنبش نجات پشتون‌ها؛ اعتراض بر ضد یک ارتش قدرت‌مند

۲۱ حمل ۱۳۹۷ هشدار

در سال ۲۰۱۳، گروهی از جوانان پشتون تبار مناطق قبایلی در پاکستان، جنبش نجات محسود ( قوم محسود در وزیرستان) را پایه گذاری کردند. این جوانان در واکنش به حملات گسترده ارتش پاکستان و ترورهایی که از سوی سازمان استخباراتی پاکستان در وزیرستان پاکستان جریان داشت، دست به اعتراض زدند.

رهبری این جنبش را جوانی ۲۳ ساله‌ی لاغر اندامی به عهده گرفت. این جوان از همان ابتدا کلاه سرخ رنگی بر سر می‌کرد که اکنون به نماد اعتراض در این مناطقی از پاکستان تبدیل شده است. او منظور احمد پشتین نام دارد و در یک خانواده فقیر روستایی در وزیرستان متولد شده است.

منظور احمد پشتین در سال ۲۰۰۹، پس از آن که ارتش پاکستان حملات گسترده‌ی پاکسازی در وزیرستان را راه اندازی کرده بود، با صدها خانواده از روستای شان بیجاده شده بودند. پس از آمدن دوباره به روستایش، با انبوهی از ویرانی‌ها روبه‌رو بود. در این میان، نابود شدن کتاب هایش در بمباردمان هواپیماهای ارتش پاکستان، بیشتر از هر چیزی برایش سخت تمام شده بود.

منظور پشتین کتاب خواندن را از پدرش آموخته است. کتاب‌های مختلف در مورد انقلاب کشورهای مختلف جهان، که در واقع عامل اصلی تحریک او به اعتراض و سرپیچی در مقابل حملات ارتش قدرت مند پاکستان شد.

منظور پشتین، به مجردی که درک کرد مردم از وضعیت ناراض اند و زمینۀ جلب حمایت از یک حرکت اعتراضی وجود دارد، دست به ایجاد جنبش تحفظ محسود زد. افرادی مانند سید اعظم مسید، علی وزیر، محسن داور و شماری دیگر، در این کار او را همراهی کردند و نام این حرکت را به جنبش نجات پشتون‌ها تغییر دادند، حرکتی که اکنون در حال تبدیل شدن به بهار پشتون‌های پاکستان است.

پس از به وجود آمدن پاکستان در سال ۱۹۴۷ میلادی، بخشی از خاک افغانستان به آن کشور تعلق گرفت که خط دیورند این دو کشور را از هم جدا ساخت. در دو سوی این خط عمدتاً پشتون ها و بلوچ‌ها زندگی می‌کنند. این دو اقلیت قومی در آن سوی خط دیورند به اضافۀ هزاره‌ها در کویتۀ بلوچستان در جریان سال‌های زیادی با ظلم، شکنجه، آزار و اذیت و تحقیر حاکمان پاکستان که عمدتاً پنجابی اند، روبرو بوده اند.

خیبر پختونخوا (قبلاً صوبه سرحد) و صوبه بلوچستان از لحاظ ذخایر و منابع طبیعی بسیار غنی بوده اند، اما به علت تبعیض و عدم توجه مقامات پاکستان به این مناطق، مردم آن با گذشت هر روز فقیرتر شده می‌روند. دولت مرکزی پاکستان با ربودن منابع طبیعی این دو ولایت، عمداً تلاش نموده است تا باشندگان این مناطق کماکان فقیر بمانند.

در کنار این، ایجاد مدارس مذهبی در این دو ولایت از ستراتیژی‌های حساب شدۀ آی اس آی و ارتش پاکستان در چند دهه گذشته بوده است. ده‌ها هزار مدرسه با رویکرد افراطی، با حمایت مالی استخبارات و ارتش پاکستان در این ولایت‌ها به فعالیت آغاز کردند، تا نسل‌های جدید پشتون‌ها و بلوچ‌ها را با افکار بنیادگرایانۀ اسلامی آلوده سازند.

این در حالیست که ولایت‌های دیگر مانند پنجاب و سند بزرگترین و پیشرفته ترین دانشگاه‌ها، کالج‌ها و مکاتب را در خود جای داده است. دولت مرکزی پاکستان تلاش نموده است تا پشتون‌ها و بلوچ‌ها را به شکل سیستماتیک درگیر بنیادگرایی ساخته و با نگه داشن این دو گروه قومی در دام بنیادگرایی، جوانان آنها را به گروه‌های تروریستی با  حمایت استخبارات و ارتش این کشور جذب نماید.

این استراتیژی بسیار موفق نیز بوده است. ایجاد گروه طالبان در سال ۱۹۹۴ توسط جنرال نصیرالله بابر و شمار دیگر از نظامیان پاکستانی با حمایت مستقیم استخبارات، زمینۀ جلب و جذب  صدها هزار جوان را به این گروه در پی داشت. جوانانی که در مدارس مذهبی این کشور برای چنین روزی تربیه شده بودند، به صفوف طالبان پیوسته و برای جنگ به افغانستان فرستاده شدند.

در این میان هزاران تن از این جوانان در افغانستان کشته شدند و هزاران تن دیگرشان در خود پاکستان به تحریک طالبان پاکستان پیوستند. تحریک طالبان پاکستان با حمایت ارتش و استخبارات این کشور، در مناطق قبایلی پشتون نشین به کشتار، شکنجه و تحقیر بی نظیر پشتون‌ها آغاز کرد.

هزاران پشتون با عنوان‌های مختلف کشته شده و یا خانه‌های شان را ترک کردند. ارتش پاکستان در کنار این، عملیات گسترده‌ای را به بهانه مبارزه با تروریزم اما برای سرکوب پشتون‌های این مناطق در سال ۲۰۰۹ آغاز کرد. این عملیات گسترده مناطقی مانند وزیرستان شمالی، وزیرستان جنوبی، باجور، مناطق مهمند، سوات، ملاکنده، دیره اسماعیل خان و بخشی از بلوچستان را در بر می‌گرفت.

اما آنچه در این میان بیشتر قربانی شدند، مردم این مناطق بودند که هم دشمنی به نام طالبان پاکستانی داشتند و هم ارتش پاکستان آن‌ها را سرکوب می‌کردند. شواهد بسیاری وجود دارد که نظامیان پاکستانی در این عملیات گسترده، تنها آن عده از طالبان را هدف قرار می‌دادند که خطری برای حکومت پاکستان به حساب می‌رفتند.

آمارهای مختلف وجود دارد که در این عملیات گسترده ارتش پاکستان، بیشتر از ۶۰۰۰۰ نفر از پشتون‌های مناطق قبایی کشته شده و ۳۲ هزار نفر دیگر به شمول ۱۴۰۰ زن در جریان تلاشی خانه‌ها و روستاها از سوی ارتش بازداشت شده و تا هنوز ناپدید اند.

شاید همین رفتارهای بی رحمانه‌ی ارتش و سازمان استخبارات پاکستان بود که شماری از جوانان پشتون تبار این مناطق، جنبشی را ایجاد کردند که عمدتاً در رأس آن افراد با سواد این مناطق قرار دارند. هدف این جنبش، نجات پشتون‌های پاکستان از وضعیت کنونی است که سالهاست بهای سیاستی را می‌پردازند که هیچ گاهی به آن راضی نبوده اند.

در این میان، شماری از بزرگان قومی پشتون‌های این مناطق بیشتر در فراهم ساختن تحقیر و توهین پشتون‌های قبایلی نقش داشته اند که به عنوان نماینده‌گان ارتش و سازمان استخبارات پاکستان زمینه شعله ورتر شدن بیشتر این آتش بوده اند.

یکی از برجسته‌گی های این حرکت در این است، که برای نخستین بار در تاریخ پشتون‌ها، رهبری این جنبش به دست جوانانی است که متعلق به خانواده‌های اشرافی پشتون‌های این مناطق نمی‌باشند و همه به نحوی پسران کشاورزان مناطق قبایلی اند که درس خوانده اند.

این حرکت، برای ارتش پاکستان و سران اشرافی پشتون تبار یک تهدید جدی است. شاید برای همین است که در تلاش سرکوب این حرکت هستند و اعتراضات گسترده‌ی چند روز گذشته، در رسانه‌های پاکستانی بازتاب نداشته است.

منظور پشتین، رهبر اصلی این حرکت، تأکید دارد تا زمانی به اعتراض‌اش ادامه می‌دهد که عدالت برای قربانیان پشتون‌های قبایلی پاکستان تأمین نشود.

این حرکت گسترده‌ی اعتراضی پس از آن جدی شد که چند ماه پیش، جوانی از قوم محسود به نام نقیب الله محسود در کراچی پاکستان از سوی پولیس کشته شد. این قتل، آغاز اعتراض گسترده‌ی پشتون ها بود و هزاران نفر به جاده‌های ریخته و بر علیه حکومت پاکستان اعتراض کردند.

پشتون‌های پاکستان در واکنش به این قتل، برای ده روز در اسلام آباد دست به تحصن زدند، اما با پا در میانی بزرگان قومی پشتون تبار به این تحصن پایان دادند. منظور پشتین بی نتیجه ماندن این اعتراض را، شرم آور می‌داند.

در هشتم ماه اپریل سال ۲۰۱۸، یک گردهم آیی بزرگ از پشتون‌ها با تلاش این جنبش راه اندازی شد که بر اساس گزارش‌ها در آن حدود ۱۰۰ هزار نفر اشتراک کرده بودند. این بزرگ ترین گردهم آیی پشتون‌ها بود که همه بر علیه حکومت پاکستان شعار می‌دادند. هرچند این اعتراض در رسانه‌های پاکستان به صورت درست بازتاب نیافت، زیرا حکومت پاکستان به تمامی رسانه ها دستور داده بود تا از نشر این گردهمایی خودداری کنند.

برگ برنده دیگر این جنبش، اشتراک گسترده زنان در آن به ویژه در سطح رهبری آن است. ثنا اعجاز از زنان پیش‌تاز پشتون تبار است که اکنون به عنوان یکی از رهبران این جنبش در کنار منظور پشتین و دیگر جوانانی حضور دارند که شب و روز اعتراضات را گرم نگه می‌دارند.

صدها زن پشتون، با حمل عکس های پسران گم شده‌ی شان، به این اعتراض پیوسته و بر ضد ارتش پاکستان شعار دادند. جالب تر این که هیچ شعاری در این میان شعارها وجود ندارد که این حرکت را ایدیولوژیک نشان دهد.

از سوی دیگر، این جنبش ظرفیت آن را دارد که بلوچ ها و هزاره‌های ایالت بلوچستان پاکستان را نیز که توسط ارتش و استخبارات پاکستان شدیداً هر از گاهی هدف قرار گرفته اند، به سوی خود جلب کند. در یکی از نشست‌های این جنبش که منظور احمد پشتین آن را در بلوچستان برگزار کرده بود، شماری زیادی از بلوچ‌ها و هزاره‌های کویته در آن اشتراک کرده بودند و از او استقبال کردند.

در اعتراض هشتم اپریل پشتون‌ها در شهر پشاور، منظور پشتین به اشتراک کننده‌گان گفت: “ما مخالف هر آن کسی هستیم که ظلم می‌کند، اگر او طالبِ خوب است، اگر طالبِ بد است، اگر آی اس آی است، ام آی است، اردوی پاکستان است، کمیتۀ امنیتی است، هر کسی که است.”

این اعتراض کننده‌گان ارتش پاکستان را به طالب پروری و دامن زدن به جنگ در پاکستان و افغانستان متهم کردند. به نظر می‌رسد کم کم بهار پشتون‌ها در پاکستان فرا رسیده است. آنچه از تعهد رهبران این جنبش مشخص است، قدم بعدی این اعتراضات در لاهور و سپس سوات است که پیش بینی می‌‌شود هزاران پشتون در این اعتراضات گسترده اشتراک خواهند کررد.

البته اگر این حرکت بتواند اعتراضات شان را در ۲۲ ماه می در لاهور برگزار کند که قلب ارتش پاکستان است، یعنی که برنده این بازی این حرکت پشتون‌های پاکستان خواهد بود.

شفیع اتل

هم رسانی